تبليغاتX
مهندسی آب:دانشجویان آب دانشگاه لرستان

Some text another text again text...

مهندسی آب:دانشجویان آب دانشگاه لرستان

درباره ي ما

وبلاگ دانشجویان مهندسی آب دانشگاه لرستان

پيوند روزانه
پروژه تکمیلی (قوس)
رینولد وقوانین آن (لاتین)
کاویتاسیون در پمپ
دانلود فایل مکانیک سیالات2 (لاتین)
دانلود فایل مکانیک سیالات1 (لاتین)
دانلود آبهای زیریمینی مربوط به دانشگاه پیام نور
دانلود فایل مکانیک سیالات
حل آنلاین مسائل ریاضی
انتگرال گیری آنلاین
دانشجویانی که هوااقلیم دارند
زيبا ترين قالب هاي وبلاگ
تبليغات کليکي مطمئن
بزرگترين لينک باکس ايرانيان
هاست و دامين
Far30Mobile
SHophaa
Bloghaa
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: مهندسی آب:دانشجویان آب دانشگاه لرستان در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد

خبرنامه سايت





Powered by WebGozar

جستجو در سايت

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

لوگوي دوستان
<--- لوگوي شما --->
Designer Template

www.TakTemp.com
منوي اضافي

تبليغات
جاي بنر شما

پروژه یک ماشین حساب ساده
موضوع :
میتونید كد كامل شده رو از اینجا دانلود كنید.

توی این سری مطالب میخواهیم با هم یه پروژه كوچولو رو از اول تا آخر دنبال كنیم. اولین پروژه‌ای كه با هم می‌نویسیم، خیلی ساده است. یك برنامه شبیه ماشین حساب كه تنها كاری كه میكنه اینه كه دوتا عدد رو وارد میكنیم و عملیات ریاضی مثلا جمع و تفریق رو روش انجام میده. اگه حاضرین ادامه بدیم.


اول از همه كه باید ویژوال بیسیك رو اجرا كرد و از صفحه انواع پروژه «Standard EXE» رو انتخاب كنید.

همونطور كه قبلا هم گفتیم، پنجره اصلی ویژوال بیسیك با یك فرم خالی باز میشه. خوب، برای شروع بیاین قیافه اصلی برنامه رو طراحی كنیم. برای این ماشین حساب ساده، به دوتا محل برای تایپ كردن عدد و فعلا یك دكمه برای جمع كردن عددها و یك جا هم برای نشون دادن نتیجه جمع دو عدد احتیاج داریم.

نكته: یك روش خوب در برنامه نویسی اینه كه یواش یواش قسمتهای مختلف برنامه رو كامل كنیم. مثلا ما كه میخواهیم ماشین حساب بنویسیم كه هم جمع انجام بده و هم تفریق و ... نباید از اول همه این قسمتها رو باهم نوشت. میشه اول یك قسمت رو نوشت و آزمایش كرد، بعد قسمتهای دیگه رو بهش اضافه كرد.

خوب، من از جعبه ابزار سمت چپ صفحه «Text box» رو انتخاب میكنم (با یكبار كلیك كردن بر روی آن) بعد روی فرم برنامه شروع میكنم به كشیدن یك كادر متن. سعی میكنم كه اندازه و قیافه مناسبی پیدا كنه. بعد یك كادر دیگه به همون اندازه زیر اون اضافه میكنم. تا حالا قیافه فرم من بصورت زیر در اومده. قیافه فرم شما چه شكلی شده؟


دوتا كادر Textbox اندازه هم زیر هم بكشید.

بعد یك دكمه برای عمل جمع كنارشون اضافه میكنیم و یك كادر هم برای نشون دادن نتیجه عمل جمع. من این كارها رو كردم و نتیجه رو میتونید در زیر ببینید.


این هم شد قیافه برنامه

آخه شما بگین این هم شد قیافه، بیاین همین قیافه كه نوشتیم رو امتحان كنیم. برای اجرای برنامه‌ها توی ویژوال بیسیك كافیه دكمه «F5» روی كیبرد رو بزنید یا از نوار ابزار بالای صفحه دكمه اجرا رو بزنید.

 كلی بزك و تزیین لازم داره. اول از همه به دوتا كادر كه اول كشیدیم نگاه كنید، داخلشون نوشته Text1 و Text2. این متنهایی كه داخلش نوشته، متنهای پیشفرض خود ویژوال بیسیكه و ما نمیخوایم اینا اینجا باشن.
برنامه رو ببندید (با زدن دكمه X بالای برنامه یا زدن دكمه توقف در ویژوال بیسیك) و بر روی كادر متن اولی (Text1)  كلیك كنید. اینطوری پنجره خصوصیات كه سمت راست ویژوال بیسیك قرار گرفته، خصوصیات مربوط به Text1 رو نشون میده. توی این لیست به این بلند بالایی كه میبینید، اگه یه كم پایین برین، اون آخرهای لیست یك خصوصیت داره به اسم «Text» كه متن داخل كادر رو تعیین میكنه. برای اینكه این كادر خالی بشه كافیه هرچی داخل خصوصیت «Text» اون نوشته رو پاك كنید.

این كار رو برای «Text2» و «Text3» هم انجام بدین.

بعدش روی دكمه‌ای كه گذاشتیم (همون «Command1» رو میگم) كلیك كنید و توی خصویاتش دنبال «Caption» بگردین. می‌بینید كه مقدار این خصوصیت برابر «Command1» قرار داده شده. چون ما میخوایم این دكمه كار عمل جمع رو انجام بده، پس لازمه یك اسم با معنی بهش بدیم كه كسی كه با این برنامه كار میكنه، بفهمه این دكمه قراره چیكار كنه. پس برای این برنامه بهتره اسم این دكمه رو یه چیزی مثل «Add» یا «Jam Kon» یا «جمع» قرار بدیم.


من «Caption» دكمه رو گذاشتم «جمع كن» و «Text» تمامی كادرهای متن رو پاك كردم.

نكته: جالبه كه هم دكمه و هم كادر متن یه خصوصیت دارن كه متنشون رو نشون میده ولی اسمهاشون فرق میكنه و همونطور كه دیدیم خصوصیتی كه متن یك كادر متنی ساده رو تعیین میكنه «Text» و خصوصیتی كه نوشته روی یك دكمه رو تعیین میكنه «Caption» هست.
این توی ویژوال بیسیك تقریبا یه قانونه. هر متنی كه كاربر موقع اجرای برنامه بتونه تغییر بده توی خصوصیت «Text» قرار میگیره و هر متنی كه فقط جنبه نمایشی داشته باشه و برنامه نویس فقط بتونه اون رو تغییر بده داخل خصوصیت «Caption» قرار داره. در این مورد بعدا بیشتر صحبت میكنیم.

برای شروع بیاین یكی دوتا كد رو تست كنیم.
توجه كنید كه اصلا نمیخوایم این دستورها رو كامل یاد بگیریم، فقط میخوایم یكی دوتا اصل برنامه نویسی و قالب كدهای ویژوال بیسیك رو ببینید. همین.

 

حالا روی دكمه دوبار كلیك كنید (بابا، همون دابل كلیك خودمون) تا به قسمت كد نویسی بریم. الان كه توی قسمت كد نویسی هستیم، باید خود ویژوال بیسیك دو خط كد رو بطور اتوماتیك اضافه كرده باشه.

Private Sub Command1_Click()

End Sub

كافیه هر كدی كه دلمون میخواد  هنگام فشار داده شدن دكمه «Command1» اجرا بشه رو بین این دو خط بنویسیم. دقت كنید كه این كدی كه نوشته، «Command1_Click» هست یعنی وقتی این تیكه از كد اجرا میشه كه «Command1» كلیك شده باشه. بین این دو خط بنویسین:

Private Sub Command1_Click()
    Beep
End Sub

حالا برنامه رو اجرا كنید و روی دكمه كلیك كنید، باید یك صدای بیپ با هر بار كلیك كردن روی دكمه شنیده بشه.
برای اینكه برنامه یك كم باحال تر بشه، كد زیر رو جایگزین كد قبلی كنید و برنامه رو اجرا كنید و روی دكمه «جمع كن» كلیك كنید.

Private Sub Command1_Click()
    MsgBox "سلام"
End Sub


نتیجه جالبه، یك كادر باز میشه و توش مینویسه «سلام» و یك دكمه «OK» داره كه باید كلیكش كنید تا بسته بشه.

تنها چیزی كه لازمه فعلا بدونید، دستور «MsgBox» هست كه مخفف «Message Box» بوده و هرچی جلوش باشه رو توی یك كادر نشون میده.

حالا بیاین به‌جای اینكه هر دفعه كه روی دكمه كلیك میكنیم همینطوری خنگول‌آبادی سلام كنه، بیاد و متنی كه داخل كادر متن اول قرار داره رو بنویسه.

Private Sub Command1_Click()
    MsgBox Text1.Text
End Sub

اگه كد بالا رو بنویسید و برنامه رو اجرا كنید، بعد داخل كادر متن اولی یك چیزی تایپ كنید، بعدش دكمه «جمع كن» رو فشار بدین، میبینید كه همون چیزی كه توی كادر متن نوشتیم رو نشون میده.

این یك كد خیلی قشنگه، دقت كنید ما چیكار كردیم، اگه از  مثال قبل یادتون باشه، ما جلوی «MsgBox» هرچی تایپ میكردیم اون هم عینا نشونمون میداد، حالا ما جلوش نوشتیم «Text1.Text» رو نشون بده. قبلا دیدیم كه كادرهای متن یه خصوصیت دارن به اسم «Text» كه كاربر هرچی توش تایپ كنه توی این خصوصیت قرار میگیره.
برای این برنامه ما هم همین رو میخوایم یعنی میخوایم خصوصیت متن این كادر متن رو نشون بدیم، پس باید یجوری به این ویژوال بیسیك بفهمونیم كه خصوصیت «Text» این كادر خاص رو به ما برگردونه. چون ما دوتا كادر متن دیگه هم داریم، از كجا بهش بگیم متن كدوم یكی رو میخوایم؟
برای این كار كافیه اسم اون كادری رو كه میخوایم اول تایپ كنیم وبعد با یه نقطه اون خصوصیت رو جلوش بنویسیم. اینطوری مقدار اون خصوصیت به دست میاد. پس ما برای این مثال نوشتیم «Text1.Text» یعنی مقدار خصوصیت «Text» از كادر «Text1» رو به ما بده.


خوب دیگه فكر كنم مقدمه چینی بس باشه، بریم سراغ كد نویسی برای برنامه جمع

با اینهمه جفنگیاتی كه قبلا گفتم دیگه فكر نكنم چیزی لازم باشه و یه راست میریم سراغ كد برنامه. پس كافیه با دوبار كلیك كردن بر روی دكمه وارد قسمت كد نویسی بشین و كدهای زیر رو بنویسین:

Private Sub Command1_Click()
    a = Val(Text1.Text)
    b = Val(Text2.Text)

    Text3.Text = a + b
    MsgBox a + b
 
End Sub

حالا قبل از اینكه برنامه رو تفسیر كنیم، اجراش كنید ببینید چجوری كار میكنه؟ موقعی كه اجراش كردین، توی كادر اول یه عددی مثلا 10 وارد كنید، توی كادر دوم هم یه عدد دیگه مثلا 20 وارد كنید و دكمه «جمع كن» رو بزنید.

میبینید كه جمع دوعددی كه توی كادر اول و دوم نوشتین رو نشون میده. حالا بریم سراغ تفسیر كد كه هم اجر دنیوی داره و هم اخروی.

توی خط اول، عبارت «Text1.Text» چیزی كه داخل كادر اول تایپ شده باشه رو بر میگردونه، ولی ما از كجا میتونیم مطمئن بشیم كه این چیزی كه تایپ كرده عدده؟! شاید یك بیكاری پیدا شد و به جای عدد یه جمله تایپ كرد، اونوقت چی؟ خوب با دستور «Val» هر چیزی كه داخل كادر باشه رو به عدد تبدیل میكنیم. مثلا اگه ما تایپ كنیم 10 كه مقداری كه دستور «Val» برمیگردونه همون 10 خواهد بود ولی اگه تایپ كنیم «Salam» مقدار 0 بر میگردونه.
این مقداری كه دستور «Val» تولید میكنه، ریخته میشه یك جای حافظه و اسمش رو میزاریم « a » كه بعدا بتونیم باهاش كار كنیم. (فرض كنید توی یك قوطی ریختیم و روش نوشتیم a  و گذاشتیم توی یخچال كه بعدا استفادش كنیم)

دستور خط دوم هم عین خط اوله، تنها تفاوتش اینه كه مقدار عددی كه داخل كادر دوم تایپ شده رو میریزه توی یه قوطی به اسم « b »

خط بعدی كار جالبی میكنه، مقدار خصوصیت «Text» كادر متن سوم (Text3) رو برابر مجموع a و b قرار میده. ببینید جالب نیست؟ شما میاین a + b رو میریزن داخل خصوصیت «Text» كادر متن سوم.

خط چهارم دیگه كاملا مشخصه، مجموع دو عدد وارد شده رو با یك «Message Box» نشون میده.

اینطوری میشه كه یه ماشین حساب برای جمع ساخته میشه. میتونید همین برنامه‌ای كه اینجا نوشتیم رو بصورت كامل از اینجا دانلود كنید.

این برنامه با یك كم تغییر كوچولو میتونه به یه برنامه كامل تبدیل بشه و چهار عمل اصلی رو انجام بده. فكر كنید ببینید میتونید خودتون درست كنید.



نرم افزارهای مهندسی عمران - سازه
موضوع :

شناسنامه نرم افزار

عنوان مطلب:

نرم افزار تحلیل بر اساس آیین نامه 2800

ارسال كننده:

احمدرضا جعفری

دانشگاه هیات علمی موسسه عمران روستایی همدان
تاریخ تهیه -
زبان برنامه نویسی ویژوال بیسیك
درس مربوطه -
كد soft02_04

 

دریافت فایلها

نام فایل فرمت امكان چاپ حجم Kb توضیح
soft02_04.zip

EXE

yes 1440

فایل اجرایی جهت طراحی سازه ها بر اساس آیین نامه 2800

soft02_04.pdf

PDF

yes 153

راهنمای نرم افزار طراحی سازه ها بر اساس آیین نامه 2800

 

 

معرفی نرم افزار 2800

احمدرضا جعفری

هیات علمی موسسه عمران روستایی همدان

 

 

-مقدمه

یکی از مسایلی که از در سالهای اخیر در زمینه صنعت ساختمانسازی (و مخصوصآ پس از زلزله بم) اهمیت آن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته، مساله طراحی و مقاومسازی ساختمانها در برابر زلزله میباشد و آیین نامه 2800 به عنوان یک معیار مناسب (با وجود اشکالات احتمالی موجود در آَن) مورد توجه مهندسان قرار گرفته است. به همین جهت با توجه به برخی از پیچیدگیهای موجود در این آیین نامه،وجود برخی نرم افزارهای کمکی جهت تسهیل استفاده از این آیین نامه در طراحی ساختمانها احساس میشود. در این راستا نرم افزاری به نام 2800 توسط اینجانب طراحی گردیده است. این نرم افزار اگر چه شامل تمامی مسایل مورد نیاز مهندسان محاسب در زمینه زلزله نمیباشد، اما بخشهایی هر چند کوچک از نیازها را تامین مینماید.

-قابلیتهای نرم افزار

            این نرم افزار با دریافت اطلاعات مربوط به سازه از کاربر دارای قابلیت انجام کارهای زیر میباشد:

1-                محاسبه وزن موثر ساختمان در زلزله

2-                محاسبه برش پایه زلزله به همراه توزیع این برش در طبقات

3-                محاسبه تغییر مکانهای نسبی و مطلق مجاز طبقات در زلزله

4-                محاسبه پیچش کل و همچنین مقدار پیچش در هر یک از طبقات با در نظر گرفتن پیچش اتفاقی در صورت لزوم

5-                محاسبه لنگرهای مقاوم و محرک سازه و کنترل واژگونی سازه

6-                محاسبه طیف طرح استاندارد برای روش تحلیل شبه دینامیکی سازه در برابر زلزله

7-                بررسی قابل قبول بودن و یا نبودن سازه، با توجه به سیستم سازه ای، ارتفاع سازه، پهنه قرارگیری سازه و ....

8-                ارایه برخی توصیه ها در طراحی سازه با توجه به مشخصات سازه به کاربر

9-                محاسبه نیروهای وارد بر دیافراگم هر یک از طبقات

10-            بررسی سازه برای اثر پی-دلتا

-کار با نرم افزار

            صفحه اصلی نرم افزار دارای 19 دستور و یک منوی FILE میباشد (شکل 1). با استفاده از منوی FILE میتوان به دستورهایی نظیر SAVE,OPEN,PRINT دسترسی پیدا نمود. با کلیک هر یک از دستورها یک صفحه ظاهر شده و عملیات مورد نظر کاربر انجام میپذیرد.

 با کلیک اولین منو –((انتخاب محل ساخت سازه))- صفحه ای ظاهر میشود که در این صفحه میتوان استان و شهر مورد نظر خود را انتخاب نمود. همچنین در صورت تمایل، کاربر میتواند پهنه مورد نظر خود را بدون مشخص نمودن نام شهر و استان مشخص نماید.

            با کلیک دستور دوم صفحه اصلی –((انتخاب نوع زمین سازه))- صفحه ای ظاهر میشود که در آن میتوان نوع زمین را جهت محاسبه ضریب بازتاب ساختمان (B) انتخاب نمود.

            با کلیک دستورسوم صفحه اصلی، صفحه ای ظاهر میشود که در آن میتوان درجه اهمیت سازه را انتخاب نمود.

با کلیک دستورهای چهارم و پنجم صفحه اصلی، صفحه ای ظاهر میشود که میتوان سیستم مقاوم سازه ای  را در هر یک از دو جهت اصلی سازه  انتخاب نمود. در این صفحه تمامی سیستمهای سازه ای مورد قبول آیین نامه 2800 گنجانده شده است.

            با کلیک دستور ششم –((انتخاب ابعاد و مشخصات سازه))- صفحه ای ظاهر میشود که در این صفحه میتوان وجود یا عدم وجود میانقاب در سازه (برای سیستم قاب خمشی)، منظم و یا نامنظم بودن سازه، پریود مود اصلی سازه (در صورت تعیین به وسیله روش تحلیلی)، ارتفاع سازه از تراز پایه و تعداد طبقات سازه را تعیین نمود (شکل 2). همچنان با کلیک دستور ((تعیین ابعاد و مشخصات بارهای طبقات)) در این صفحه صفحه دیگری ظاهر میشود که در آن صفحه برای هر طبقه، مساحت طبقه، مقدار بار مرده و زنده، وزن هر متر مربع از دیوارهای پیرامونی، محیط دیوارها، ارتفاع دیوارها، درصد گشایش در دیوارها، ارتفاع طبقه، در صد مشارکت بار زنده در زلزله  توسط کاربر وارد میشود. در صورتی که بخواهیم برخی از اطلاعاتی را عوض نماییم، با کلیک دستور ((اصلاح ابعاد و مشخضات طبقات)) در صفحه قبلی به این کار مبادرت میورزیم.

 با کلیک دستور هفتم –((مشاهده خلاصه اطلاعات ورودی))- صفحه ای ظاهر میشود که در آن اطلاعاتی که در قسمتهای قبل وارد شده است قابل مشاهده و چک کردن است.

با کلیک دستور هشتم –((اجرا و مشاهده نیروهای جانبی طبقات))- نرم افزار شروع به محاسبه نیروهای جانبی طبقات و نیروهای وارد بر دیافراگم طبقات طبق روش استاتیکی مینماید. قبل از شروع محاسبه، برنامه اطلاعات ورودی را چک مینماید، تا اشتباه آشکاری توسط کاربر رخ نداده باشد (به طور مثال در وارد کردن اعداد به برنامه). همچنین سیستم سازه ای با توجه به ارتفاع، پهنه قرارگیری و درجه اهمیت سازه بررسی میشود و در صورت مغایرت با مفاد آیین نامه 2800 پیغام خطا و یا اخطار به کاربر میدهد. در صورت عدم وجود اشکال در اطلاعات ورودی صفحه ای ظاهر میشود و در این صفحه نتایج این مرحله شامل مواردی نظیر وزن موثر هر طبقه، وزن موثر کل، برش هر طبقه، برش کل، نیروی شلاقی، برش وارد بر دیافراگم هر طبقه و... ظاهر میشود.

 

شکل 1: صفحه اصلی برنامه

 

 

با کلیک نهمین دستور –((ورود یا اصلاح  اطلاعات جهت محاسبه پیچش و واژگونی))- صفحه ای ظاهر میشود که در این صفحه میتوان ابعاد حدودی سازه در هر دو جهت اصلی و ضخامت پی را وارد نمود (شکل3). همچنین در این صفحه دستور دیگری با عنوان ((تعیین مختصات مرکز جرم و سختی طبقات)) وجود دارد که با کلیک آن صفحه دیگری ظاهر میشود که در آن صفحه برای هر یک از طبقات میتوان ابعاد تقریبی و مختصات مرکز جرم و سختی آن طبقه را نسبت به گوشه سمت چپ سازه که به عنوان مبدا در نظر گرفته شده است را وارد نمود.

پس از وارد نمودن اطلاعات این قسمت و بازگشت به صفحه اصلی با کلیک دستور دهم –((خلاصه اطلاعات ورودی جهت محاسبه پیچش و واژگونی))- اطلاعات وارد شده در قسمت قبل را میتوان در صفحه جدیدی مشاهده و چک نمود.

با کلیک دستور یازدهم، برنامه شروع به انجام محاسبات مربوط به پیچش و واژگونی مینماید و نتایج را در صفحه جدیدی نمایش میدهد. در این صفحه لنگر مقاوم و محرک، ضریب اطمینان در برابر واژگونی، مقدار لنگر پیچشی (شامل لنگر پیچشی اتفاقی) برای هریک از طبقات محاسبه و نمایش داده میشود. همچنین با توجه به شرایط آیین نامه 2800 بررسی مینماید که آیا از لنگر پیچشی اتفاقی میتوان صرفنظر نمود یا خیر؟

پس از بازگشت به صفحه اصلی و کلیک دستور دوازدهم  -((مشاهده برخی نکات آیین نامه ای راجع به این سازه))- نرم افزار با توجه به مشخصات وارد شده توسط کاربر برای سازه، قسمتهایی از نکات آیین نامه 2800 که شامل حال این سازه میشود را به صورت یک متن نوشتاری در یک صفحه جدید در اختیار کاربر قرار میدهد. این متن میتواند شامل لزوم یا عدم لزوم روش تحلیل دینامیکی، مقدار بار وارد بر کنسولها، مقدار بار وارد بر اجزا الحاقی سازه و... باشد.

پس از بازگشت به صفحه اصلی و کلیک دستور سیزدهم –((مشاهده طیف طرح استاندارد برای تحلیل دینامیکی طیفی))- صفحه ای ظاهر میشود که در این صفحه میتوان ((پریود بیشینه مورد نظر)) و ((گام افزایش پریود)) را وارد نمود(شکل 4). پس از کلیک دستور ((OK)) صفحه دیگری ظاهر میشود که در این صفحه اعداد مربوط به طیف طرح استاندارد قابل مشاهده است.

پس از بازگشت به صفحه اصلی و کلیک دستور چهاردهم –((مشاهده تغییر مکانهای مجاز طبقات))- صفحه ای ظاهر میشود که در این صفحه  تغییر مکانهای مجاز طبقات ثبت شده است.

شکل2:صفحه انتخاب ابعاد و مشخصات سازه

 

شکل3:صفحه ورود اطلاعات جهت محاسبه پیچش و واژگونی

 

پس از بازگشت به صفحه اصلی و کلیک دستور پانزدهم –((ورود اطلاعات جهت محاسبه پی-دلتا))- صفحه ای ظاهر میشود که در این صفحه با وارد کردن تغییر مکانهای موجود در هر یک از طبقات و کلیک دستور ((مشاهده خلاصه اطلاعات ورودی و نتایج)) میتوان نتایج حاصل از پی-دلتا را به همراه اطلاعات ورودی در صفحه جدید دیگری مشاهده نمود (شکل 5)؛ ضمن آنکه نرم افزار مشخص مینماید که آیا برش اضافه ایجاد شده در اثر پی-دلتا  قابل صرفنظر میباشد و یا از حداکثر مقدار مجاز شناخته شده در آیین نامه بیشتر است یا خیر؟

پس از آنکه تمامی دستورهای صفحه اصلی اجرا شد، میتوان سراغ منوی FILE رفت. با استفاده از گزینه های موجود در منوی FILE میتوان کارهای زیر را انجام داد:

1-فایل جدیدی را شروع نمود. (گزینه NEW)

2-یکی از فایلهای موجود را فرا خواند (گزینه OPEN)

3-فایل را ذخیره نمود. (گزینه های SAVE و SAVEAS)

4-اطلاعات ورودی و خروجی برنامه را به شکل دلخواه چاپ و یا ذخیره نمود. (گزینه PRINT TABLES)

5-از برنامه خارج شد. (گزینه EXIT)

 

 

شکل4:صفحه ورود اطلاعات جهت تعیین طیف طرح استاندارد جهت تحلیل دینامیکی

 

-حرف آخر

            در رابطه با این برنامه هیچ ادعایی مبنی بر کامل و بی نقص بودن آن وجود ندارد و راه برای تکمیل و اصلاح آن باز است. خوشحال میشوم اگر دوستان با بررسی این برنامه، انتقادات و پیشنهادهای اصلاحی خود را در جهت تکمیل برنامه در اختیار اینجانب قرار دهند.

 

شکل5:صفحه ورود اطلاعات جهت محاسبه پی-دلتا

 

 
 

 



ســد ســازي قبـــل و بعــد از دوران هخــامنشيـــان
موضوع :


سد سازي يا بند سازي از فعاليت هاي مهندسي به شمار مي رود كه شرايط تاريخي و جغرافيايي خاص مناطق در پيدايش ،‌شكل گيري و گسترش آن سهم به سزايي دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافيايي بنابر ضرورت يا نياز ساكنين آن جا نسبت به ايجاد سد،‌بند يا آبگير اقدام مي كرده اند تا نيازهاي خود در زمينه آبياري و آبرساني را مرتفع سازند. در مناطقي نيز به خاطر پايين بودن سطح آب‌هاي رودخانه ها يا نياز جهت تغيير مسير رود ، سد سازي انجام مي گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و براي نيازهاي كشاورزي و عمراني از آن استفاده كنند.
در ايران نيز به جهت كمبود آب،‌شرايط اقليمي خاص و نيازهاي روزمره آب ماده اي بسيار ارزشمند محسوب مي شده كه اين امر را علاوه بر بندسازي ، سد سازي و آثار به جا مانده مي توان در فرهنگ ايراني و ارزشي كه براي آب قايل مي شدند و حافظه تاريخي مردم ايران به وضوح مشاهده و مطالعه كرد.
در سرزمين هاي ايران و مصر كه از قديم در معرض سيلاب و طغيان رودخانه ها قرار داشتند‌،ساخت بندهاي متفاوت در طول مسير رودخانه ها و يا مناطق سيل خيز به جلوگيري از خسارات اين گونه طغيان ها كمك فراواني مي كرد.
تاريخ سد سازي در ايران‌،مصر و بين النهرين ( ميان رودان) قدمتي بسيار طولاني دارد و هنوز هم مي توان نشانه هايي از آنها را در اين سرزمين ها يافت. به طور كلي سدسازي و نيز لايروبي و مرمت آنها از دير باز در ايران ديگر سرزمين ها ،‌مانند ساير كارهاي عام المنفعه و پروژه هاي بزرگ معمولا به دست حكومت ها و پادشاهاني كه به امور آباداني و آبادي علاقه بيشتري داشتند انجام مي گرفته است و در اين ميان رونق اقتصادي و پيشرفت آبادي ها و شهرهاي مرتبط با سيستم هاي آبياري و آبرساني نيز بستگي بسيار زيادي با مقوله سد و سد سازي و اهميت حكمرانان به اين مسايل داشته است.

سد سازي از دوره هخامنشيان تا قبل از اسلام
پادشاهان هخامنشي به واسطه نياز جغرافيايي كشور ايران و علاقه اي كه در گسترش و آباداني سرزمين تحت فرمانروايي از خود نشان مي دادند و در زمان امپراتوري خود سدها و بندهاي زيادي در بخش هاي جنوب غربي و جنوبي ايران ساختند. بسياري از سيستم هاي آبرساني و آبياري كه تا سال هاي متمادي نيز در ايران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ايراني است كه در زمان هاي بسيار دور تلاش نمودند تا نيازها و كمبودها را در زمينه هاي عمراني و آبادي بر طرف نمايند و آثار و شواهد آن را نيز مي توان در نقاط مختلف ايران درك نمود. علاوه بر آن بسياري از آثار به جا مانده از اين دوران ها در سرزمين هاي تابعه حكومت هاي ايران باستان نيز قابل مشاهده است.
يكي از رودخانه هايي كه از قديم به رودخانه اروند مي پيوسته است «‌دياله » بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدي براي آبياري ،‌از خاك و چوب بر روي اين رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال هاي آبرساني را تغذيه مي كرد. همچنين در زمان هخامنشيان اولين كوشش ها جهت سد سازي بر روي اروند و فرات به عمل آمد. از مشخصات اين رودخانه ها آن بود كه سطح فرات بالاتر از دجله قرار داشت و نيز در زمان حكومت بابليان بر بين النهرين تمايل رود فرات نسبت به شرق بيشتر از امروز بوده و اين رود تنها داراي يك مجرا بوده است. انشعاب فرات به دو مجرا بين سال هاي 600 ق.م تا 100 ق. م اتفاق افتاده است . چنان كه پيداست هخامنشيان سدهايي بر روي رودخانه هاي فرات و اروند ساختند و گام هايي ديگر در گسترش شبكه كانال هاي آبياري برداشتند. بدون شك هنگامي كه اسكندر مقدوني در حدود سال 400 ق. م به آنجا ها رسيد آن سدها ساخته شده و برپا بوده اند. استرابو جغرافي دان سده اول ميلادي يونان خبر از ويراني آنها به دست اسكندر مقدوني مي دهد. ولي واقعيت اين كه اسكندر اين سدها را ويران كرده باشد كاملا معلوم نيست چون برخي نيز گفته اند كه اسكندر آنها را خراب نكرده است و حتي به حفر كانال ها و نظارت بر اين سدها به طور مرتب مشغول بوده است. به هر حال آنچه مسلم است آبياري با بهره وري از بند سازي در فرات و اروند پيرامون سده چهارم پيش از ميلاد كاملا روا بوده است و اين سيستم هاي سد بندي و آبياري بعدها در زمان ساسانيان به حد بالاي گسترش خود رسيد.
علاوه بر بندها و آبگيرهايي كه در زمان هخامنشيان بر روي رودخانه هاي اروند و فرات ساخته شد،‌در آن زمان بر روي رودخانه «‌كر »
kur در فارس نيز بندهايي براي آبياري زمين هاي پيرامون تخت جمشيد ايجاد شد. با اين كه آثاري از تمامي سدهاي ساخته شده در زمان هخامنشي ها در دست نيست، ولي برخي از بندها كه تا به امروز بر روي آن رودخانه بر جاي مانده اند داراي پايه هاي هخامنشي هستند. از جمله اين سدها « بند ناصري » است كه در 48 كيلومتري شمال غربي تخت جمشيد واقع شده است.

ابن بلخي (سده پنجم‌) سد ناصري را چنين توصيف مي كند:« در اين قسمت رودخانه در زمان هاي قديم سدي ساخته شده بود كه آب كافي را براي آبياري زمين ها تأمين مي كرده است ،‌اما در روزگاران هرج مرج كه اعراب به سرزمين ايران تاختند اين سد رو به خرابي نهاد و در تمام حوزه هاي رامجرا ( را مجرد‌) ديگر كشاورزي انجام نشد. ..»
سد ديگر بند فيض آباد نام دارد كه در حدود 48 كيلومتري شمال تخت جمشيد قرار گرفته است چنان كه گفته شده است يكي از سه بندي كه بر روي رود كر ساخته شده بوده 25 متر درازا و 25 متر بلندا داشته است.
در نزديكي شهرك «‌كوار » در جنوب شيراز سد هخامنشي ديگري به نام «بند بهمن» بر روي رودخانه « مند» بنا شده است. طول بند در حدود 100 متر و بلنداي آن حدود 25 متر مي باشد . بخش عمده اي از اين سد تا كنون از گل و لاي پر شده است.
در زمان ساسانيان و هنگام حكومت شاپور اول ، ارتش شكست خورده والرين رومي كه مركب از 70000 هفتاد هزار نفر مي شد به اسارت ايرانيان درآمد، شاپور از اين اسيران براي ساختن ساختمان هايي در ايران استفاده كرد. يكي از اين ساختمان ها «‌سد شادروان شوشتر» بر روي رودخانه كارون به شمار مي آيد . شوشتر كه در كناره شرقي كارون بر روي ساحل سنگي ساخته شده از زمان ساسانيان يكي از شهرهاي مهم بود. از زمان ايلاميان و دوران اوليه سلسله ساساني براي بالا بردن سطح آب در كارون تا به سطح شهر شوشتر سدي بر روي اين رود زده بودند.
ابن حوقل در صورة الارض راجع به شادروان شوشتر مي نويسد:
« سرزمين خوزستان در محلي مستوي و هموار قرار گرفته است و داراي آب هاي جاري است . بزرگترين رودهاي آن شوشتر است كه شاپور شادروان (سد معروف) را در دروازه شوشتر بر آن ساخت تا آب آن بالا آمد و به ثمر رسيد چه شوشتر در زمين مرتفعي قرار دارد.»
چنانكه پيداست سد اوليه بر روي كارون از لحاظ بالابردن سطح‌ آب چندان رضايت بخش نبود پس ايران رومي را براي رفع نقايص به كار گماشتند . احتمالا علاوه بر نيروي كارگري چندين مهندس نيز در سپاه روم بوده اند. گام نخست ،‌ايجاد رودخانه اي انحرافي « گرگر» بوده كه در هنگام ساختن سد آب كارون را هدايت مي كرده است. اين سد كه پس از تعميرهاي پشت سر هم تا كنون به جا مانده است «‌بند ميزان » نام دارد. سد داراي سرريزهايي است كه در هنگام بالا آمدن آب اضافي آن را تخليه مي كرده است. پهناي اين سد بين 10 تا 12متر است . ساختن اين سد از سه تا هفت سال طول كشيد و هنگامي كه ساختمان آن پايان يافت . ورودي رود گرگر با بند ديگري بسته شد كه امروزه « بندقيصر » ناميده مي شود . اين سد نيز كه تا كنون به جا مانده از تكه هاي بزرگ سنگي كه با بست هاي آهني به يكديگر محكم شده اند ساخته شده است. براي كنترل آب رودگرگر شش سرريز در آن سد ساخته شده بوده است . كانال گرگر پس از گذشتن نزديك به 30 كيلومتر به سوي جنوب دوباره به كارون مي پيوندد . نشانه هاي موجود چنين مي گويد كه براي آبياري نهرهاي ديگر نيز بر روي اين كانال زده شده بوده است.

به نظر مي رسد كه اين نخستين بار در تاريخ سد سازي است كه براي ساختن سدي بر روي رودخانه اي‌، براي آن كانال انحرافي ساخته اند و به ويژه از ديدگاه مهندسي با توجه به مقدار آب كارون اين خود پروژه با اهميتي به شمار مي رفته است. از كتاب تحفة العالم درباره ساختمان سد شادروان چنين آمده است:
«... ذوالاكتاف بعد از قلع و قمع اعراب به جنگ قيصر كمر بسته او را مغلوب و اسير كرد و به ايران قصد داشت و پس از مؤاخذه و مصادره به او فرمود كه اگر نجات خود را مي خواهي ممالكي را كه از قلمرو من خراب كرده اي بساز و چون شاپور را به عمارت و آبادي شوشتر رغبتي بوفور بود. قيصر التزام نمود كه ابتدا شادروان شوشتر را بسازد و چنان كند كه در حوالي شهر زرع مايي توانند كرد .قيصر چون بر جان خود ايمن گشت ... بفرمود تا مهندسين با فرهنگ ار روم ... و مهندسان بعد از آنكه ترازوي آب را بر‌آورد نمودند ديدند كه به سبب بسياري رودخانه و شدت جريان آب ساختن شادروان محال و زمين رودخانه را سنگ بست نمودن كه ديگر باره عميق نشود ممكن نيست مگر آن كه آب را اولا به طرف ديگر جاري نمايند تا آب از رودخانه منقطع گردد بعد از ساختن زمين رودخانه شادروان باز آب را به اين طرف سردهند و آن رخنه را ببندند...»
در شاهنامه فردوسي اشاره به اين موضوع شده كه سازنده و مهندس شادروان شوشتر شخصي به نام « برانوش » بوده است. ساختمان سد شادروان در زمان شاپور ساساني در 280 ميلادي پس از سه سال عمليات ساختماني به اتمام رسيد. در ساختمان اين سد براي پيوند و پا برجايي سنگ هاي گرانيت به كار برده اند.
بنا به شرح كتاب مجالس المومنين نوشته طبري عمود هاي آهنين كه در سرب قرار داشته نيز در آنجا به كار رفته بوده است.
يكي از بندهاي ديگري كه پس از سد شوشتر ساخته شد سد اهواز بوده است كه نشانه هاي آن هنوز هم به چشم مي خورد .درازاي اين سد بيش از 1000 هزار متر بوده و احتمالا 8 متر ضخامت(پهنا)‌داشته است . مقدسي جغرافي دان اسلامي سده سوم هجري درباره سد اهواز چنين مي گويد :« ميان اين دو بخش { اهواز را } پل «‌هندوان » كه با آجر ساخته شده پيوند مي دهد... روي اين نهر {مسرقان } دولاب‌‌هاي بسيار است كه فشار آب آنها را مي گرداند و «‌ناعور »‌خوانده مي شوند.

سپس آب در كاريزها كه در بالا نهاده شده مي آيد ... بستر رودخانه نيز از پشت جزيره اي به اندازه يك صد درس به يك شادروان كه (ديواره اي )از سنگ ساخته شده بر مي خورد و بازگشته (و درياچه مي شود با فواره هاي شگفت انگيز ) و به سد جويبار مي افتد كه به آبادي‌ها مي رود و كشتزارها را سيراب مي كند. ايشان مي گويند:‌اگر شادروان نبود اهواز آباد نبود چه در آن هنگام از آب‌هايش بهره برداري نمي شد. شادروان درهايي دارد كه هنگام افزايش آب آنها را باز مي كنند ... صداي آب سرريز شده از شادروان در بيشتر سال آدمي را از خواب باز مي دارد.»

بند ديگري كه در سده چهارم پس از ميلاد توسط شاپور دوم (و يا احتمالا بازمانده‌اش اردشير دوم ) ساخته شده سد پل گونه دزفول است كه بر روي رودخانه كوفه زده شده و در محل پي پل قرار گرفته بوده است. از زمان ساسانيان نام سد ديگري به نام « بند قير »‌بر روي رودخانه كارون در محل پيوستن دو رود آب گرگر و آب دز به كارون بر جاي مانده كه پس از سدهاي شوشتر و اهواز از مهم ترين سدهاي روي كارون به شمار مي آمده است.چنان كه پيداست نام اين سد نماينده كاربرد « قير » براي آب بندي آن به منظور افزايش پا بر جايي و سختي و استحكام سد بوده است.
پادشاهان و مهندسان ساساني افزون بر ساختن سد بر روي كارون و كرخه در سرزمين عراق امروزي نيز به ساختن سدهايي به ويژه در كرانه شرقي اروند بين سامره و كوت مبادرت كردند . ساسانيان سيستم آبياري رودخانه دياله را گسترش دادند و در پديد آوردن نهرها تا آنجا پيش رفتند كه نياز به مقدار آبي بيشتر از آنچه كه دياله مي توانست بدهد پيش آمد. اين گره به كمك رودخانه اروند گشوده شد ، بدين معني كه ابتدا آب آن را با ابزارهاي بالا بردن آب و سپس با كانال هاي عظيم بالا مي بردند و آن را بدينوسيله به رود دياله سوار مي كردند . گسترش شبكه آبياري در جنوب ايران و بين النهرين در زمان خسرو اول پادشاه ساساني (579 ـ 531 م) به درجه بالاي خود رسيد . يكي از نمونه هاي اين گسترش كانال نهروان بوده است كه از پشت سد بر روي اروند نزديك محلي به نام دور ( (
Dur تغذيه مي شده است . اين كانال بعدها در زمان خلفاي عباسي تعمير شد . كانال نهروان در محل باكوبه (واقع در پنجاه و سه كيلومتري شمال شرقي بغداد و حدود 110 كيلومتري پايين دست سد) به رودخانه دياله مي رسيد.10 نكته جالب توجه آن است كه كانال نهروان و رودخانه دياله در يك سطح و بدون هيچگونه كنترل مجازي به يكديگر مي رسيدند و اين نشان دهنده آن است كه مهندسان ساساني مي توانسته اند جاي سد را طوري برگزينند كه اين جريان و ارتباط طبيعي با دقت انجام گيرد. و اين خود نمايشگر تبحر آنان در پياده كردن نقشه و نقشه برداري ساختمان ها و تأسيسات بوده است. در حدود سي و شش كيلومتري جنوب باكوبه سدي به نام سد بلادي براي كنترل جريان آب در دياله ساخته شده بود كه آب دياله را به داخل كانال كوتاهي (كه در زير بغداد و بالاي تيسفون به اروند مي‌ريخت )‌كنترل مي كرد.
افزودن بر سدها و پل هايي كه شرح آنها آمد از باستان در سرزمين خوزستان بندها، پل ها و سدهاي ديگر نيز ساخته شده بوده است كه به آبياري زمين هاي پيرامون كمك فراوان مي كرده اند برخي از اين سدها عبارت بودند از : 11
ـ سد قلعه رستم ، در 33 كيلومتري شمال شوشتر بر روي كارون كه داراي سه دهنه بزرگ از بالا به پايين بوده است. نهري را كه از اين سه سد آب مي گرفته نهر « جوي بند » و يا « ديم چه » مي گفته اند . درازاي اين نهر آبياري 18 كيلومتر بوده است. ـ
ـ سد شعيبيه : كه در 24 كيلومتري جنوب غربي شوشتر و بر روي رودخانه دز ساخته شده بوده است.
ـ سد كارون : كه در 8 كيلومتري شمال اهواز قرار داشته است.

-سد عجيرب :كه در 36 كيلومتري شوشتر روي رودي با همان نام احداث شده است.

ـ سد كرخه : اين سد در 15 كيلومتري شمال حميديه واقع بوده و پيش تر به آن سد نهر هاشم مي گفته اند.
ـ سد ابوالعباس : در 18 كيلومتري رامهرمز واقع است و از سه دهانه تشكيل مي شده است.
ـ سد ابوالفارس : در جنوب شرقي رامهرمز.
ـ سد جراحي : در 29 كيلومتري جنوب رامهرمز.
يكي ديگر از آثار تاريخي دوران ساساني دژ باستاني ايزد خواست و آثار تاريخي مربوط به آن است. اين آثار كه در راه اصفهان به شيراز در 41 كيلومتري جنوب اصفهان واقع شده شامل قلعه ،‌آتشگاه ، پل ،‌كاروانسرا و سد نزديك آن است . سد ايزد خواست (يزد خواست‌) در ده كيلومتري جنوب دهكده يزد خواست قرار گرفته و درازايش 65 متر و پهناي آن نزديك 6 متر است . از ويژگي هاي اين بند كه تنها بخشي از آن برجاي مانده است ،‌آن است كه اين سد از نوع قوسي بوده است . 12 سد يزد خواست كه مي توان آن را نخستين بند قوسي جهان دانست از بناهاي دوره ساساني است . مصالح ساختماني سد شامل سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج و نماي آن از سنگ تراشيده با اندود ساروج است . چنان كه پيداست اين بند براي جمع كردن آب هاي بهاري و جلوگيري از جريان سيل در منطقه ايزد خواست ساخته شده بوده است.
سد سكندر: درباره ديواره يا سدي كه در تاريخ به نام سد سكندر موسوم گشته نوشته ها و اخبار متعددي ذكر شده است . عده اي معتقدند اسكندر مقدوني در لشگر كشي هاي خود به شرق در منطقه ماوراء النهر بنا به درخواست مردم منطقه كه مرتبا در معرض تهاجم قومي به نام يأجوج و مأجوج بوده اند. اين سد را رد دهانه دره اي بنا مي كند تا جلوي مهاجمان گرفته شود. البته در انتساب بناي مذكور به اسكندر جاي شك فراوان وجود دارد و مي تواند مانند بسياري از داستان هاي تخيلي و ساختگي مربوط به اسكندر مطرود تلقي شود. اسكندر مهاجم با تهاجم سريع خود و مدت كمي كه در اختيار داشته و مرتبا در حال حمله و لشكر كشي بوده ، بعيد است كه چنين كار عظيمي را انجام داده باشد.

بلعمي در ترجمه خود از تاريخ طبري اوايل سده سوم هجري و به نقل از روايت قرآن13كريم ساختن سد يأجوج و مأجوج را به شخصي به نام اسكندر ذوالقرنين منتسب مي داند بر طبق آن مردم ‌از اسكندر مي خواهند برايشان سدي بسازد كه ميان آنها و اقوام مهاجم حايل باشد.
ابوريحان بيروني كه مي خواسته بداند كه محل سد سكندر در كجا بوده است در مورد شخصيت ذوالقرنين چنين نظر مي دهد كه وي يكي از اميران حميدي بوده است. مقدسي نيز در احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم (صفحات 533 تا 538 ) با شرحي مشابه ابوريحان مي نويسد كه ديواره سد پنجاه ذراع كلفتي و بلندي داشته و با خشت هاي آهنين در مس پوشانده شده بوده است. از اين نوع روايت و روايات نظير آن مي توان احتمال داد كه سد موسوم به سد اسكندر نوعي ديواري دفاعي بوده است. علاوه بر سد سكندر در نوشته هاي تاريخي از ديواره هاي دفاعي ديگري نيز كه همگي در منطقه مازندران (طبرستان) ايجاد شده بودند نام برده شده است. اين سد ها يا ديوارها به نام هاي سد تميشه ،‌سد دربند ،‌سد انوشيروان ،‌سد مرو و باب الابواب شهرت يافته اند و احتمال دارد كه سد سكندر يكي از اين پنج ديوار ،‌بوده باشد . رواياتي كه ذكر شد همگي از وجود ديواره هاي دفاعي متعدد در ناحيه شمال خراسان و كناره درياي خزر حكايت مي كند . برخي از اين حفاظ ها به صورت سد يا بندي در دره اي بوده و برخي ديگر نيز به شكل ديواري طويل ازسدي تا سدي ديگر كشيده شده بوده است . سدها و ديواره هاي دفاعي در شمال خراسان براي حفاظت شهرهاي آن سامان از هجوم اقوام وحشي ايجاد شده بوده است. اين ناحيه از ايالت هاي مهم ايران در عصر هخامنشي به شمار مي آمده است و آن طور كه از تاريخ بر مي آيد كشور ايران از زمان كوروش هخامنشي در اين ناحيه همواره در معرض هجوم قبايل وحشي قرار داشته است با توجه به اين كه برخي ذوالقرنين را همان كوروش شاه هخامنشي دانسته اند بعيد نيست كه در آن عصر اقداماتي در دفاع از اين منطقه با ايجاد سدها و ديوارهاي حايل انجام گرفته باشد. اقدامات دفاعي احتمالا از دوره هخامنشيان آغاز شد،‌در عصر اشكانيان هم بنا بر شواهد موجود مانند ديوار دفاعي گرگان و تطابق نظريات باستان شناسي قوت يافت و در دوره ساسانيان نيز تأسيسات مزبور بازسازي شده و مواضعي نيز بدان افزوده گشته است و نيز به احتمال نزديك به يقين مي توان گفت كه اسكندر مقدوني چيزي در آن ناحيه نساخته است !‌نه سبك ساختماني و نه آثار باقيمانده ‌،‌هيچ يك حكايت از چنان اقدامي نمي كند و به طور حتم اسكندر در گذار از سرزميني بيگانه و در مدتي كوتاه نه انگيزه و نه توان انجام چنان كاري را داشته است . ضمن اين كه بعيد به نظر مي رسد كه مردم ايران كه اسكندر در برابر آنها حكم يك مهاجم و اشغالگر را داشت از يك بيگانه چنين درخواستي كنند و او نيز پاسخ دهد. انتساب نام اسكندر به اين بناها و ديگر آثار را بايد انگاره اي نادرست دانست كه به ذهن عوام راه يافته و در برخي نوشته ها نيز مغرضانه و يا نا آگاهانه ظاهر شده است.



محاسبات عددی
موضوع :

توضيح : تکاليف زير مربوط به درس محاسبات عددی می باشد و با زبان برنامه نويسي GW BASIC حل شده است و فايل برنامه ي هر يک را ميتوان در انتهاي هر تکليف دريافت نمود .


home work 1:

from a difference table for the following data for estimate the degree polynomial needed to produce interpolated .

value corrected to the namber of significante given

write a computer program , then compute the function pat points 3.5 , 7.8 { p(3.5)=? , p(7.8)=? }

xi

f(xi)

1

1.5709

2

1.5713

3

1.5719

4

1.5727

5

1.5751

6

1.5767

7

1.5785

8

1.5805

9

1.5833

 دريافت فايل برنامه 

home work 2:

write a simple gauss elimination method to solve a system of in linear equation .

* check program to work properly by a system of equation with known answers.

.21X1+.32X2+.12X3+.31X4=.96

.10X1+.15X2+.24X3+.22X4=.71

.20X1+.29X2+.46X3+.36X4=1.26

.61X1+.90X2+.32X3+.20X4=1.53

X1=X2=X3=X4=1.0    {4 significant: (.9999 to 1.0001)}

 

دريافت فايل برنامه

home work 3:

write either

a) a jacobian

b) or a gauss sidel iteration program to solve system of linear equation.

1) in the main program check the form diagonal dominency of the matrix .

if yes , ok

if not , rearrange it to make it did.

150X1+12X2+18X3+30X4=210

70X1+80X2+90X3+300X4=540

40X1+290X2+10X3+50X4=390

35X1+45X2+100X3+20X4=200

X1=X2=X3=X4=1.00                                 ε = .00001

 

دريافت فايل برنامه

home work 4:

write a main program with the following subroutines

1) mid - point rule

2) trapezoidal rule

3) simpson's rule

value the integral ∫ (1-x^2)^(3/2) dx,0,1

start with two interval increase the no. of intevals so that you get up to 3 floating point accuracy.

and compare the no. of intervals & solution .

exact = ∫ (1-x^2)^(3/2) dx,0,1= 0.589048622

 

دريافت فايل برنامه

home work 5:

write a program to implement

1) Euler's method

2) Rung kutta of order 2 and 4

EX:

to solve dy/dx =3x^3+4x+5+e^(xy)

initial value : y(0) = 0

and find y(2) aecurate to 4 decimalpoints & compare the no of intervals in each case .

 

دريافت فايل برنامه



برنامه‌هاي تكميل و طراحي پروژه cadpipe p&id
موضوع :

     :CADPIPE P&IDنام برنامه:

-                              version 2.2

-         تولید کننده: شرکتEDAآمریکا

-         فضای کاری وزبان برنامه:DOS

-         راهنمایی استفاده (manual) و Help  :                   ازشرکت تولید کننده قابل تهیه می باشد.

-         طبقه بندی :تهیه نقشه

-         کاربرد عام یا هد ف:تهیه د یاگرامهای تجهیزات وفراگردها

-         کاربرد خاص در مهندسی آب:تهیه نقشه های خطوط لوله

-         برنامه های باتوانایی تقریبا مشابه : --

-         یکی از منابع دسترسی :مهندسین مشاوره سازه

-         شرح:تهیه د یاگرامهای تجهیزات وفراگرد هاهمراه با ترسیم اتوماتیک شیرها  تجهیزات   نشانه ها  سمبولها  نشانه های تجهیزات وسمبولهای اتصالات روی نقشه وهمچنین تهیه صورت مقادیر اقلام نشان داده شده در دیا گرامها.این برنامه از AUTOCAD به عنوان ابزار تولید گرافیکی واز کتابخانه ای حاوی اطلاعاتی در مورد ابعاد طبقه بندی (Rating) وتوصیف اقلام مختلف استفاده می کند.

 

- ---------------------------------------------------------------         

 

نام برنامه :CIVILSOFT

سال تولید وversion :1993 

تولید کننده :Research Engineers

فضای کاری وزبان برنامه:ACAD

راهنمایی استفاده (Manual) وHelp : راهنمای استفاده دارد.

طبقه بندی: تهیه نقشه

کاربرد عام یا هدف: انجام اکثر محاسبات درپرو ه های سیویل وآبی

کاربرد خاص در مهندسین آب: نقشه برداری  هیدرولیک  راه  فاضلاب  لوله کشی   عملیات خاکی

برنامه های با توانایی تقریبا مشابه:MOSS

یکی از منابع دسترسی :مهندسین مشاور ستیران

شرح:انجام اکثر مطالعات  محاسبات وطراحی های سیویل شامل:

تهیه نقشه های توپوگرافی ازطریق نتایج برداشتهای زمینی

طراحی جاده، محاسبات حجم عملیات خاکی، محاسبات جریان آب درآبراهها، طراحی فاضلاب، طراحی شبکه های لوله کشی آب

برنامه شامل چند مدول به نامهای زیراست:

AUTOCONTOUR,AUTOHIGHWAY,AUTOSURVERY,

AUTOCOLLECT,AUTOSTORM,AUTOTEMPLATE,

AUTOROADS,AUTODTM,AUTOHEC 2,AUTOSEWER,

AUTOWATER

-   نام برنامه:  :MOSS

-            سال تولیدVersion:اولین نسخه این برنامه در دهه 1970 تهیه شده ودر حال حاضر نسخه شماره10آن مورد استفاده قرار می گیرد.

تولید کننده:شرکت انگلیسیMOSS System Ltd.

فضای کاری وزبان برنامه:                                                                                                                                               

PC MS-DOS

VMS-VAX(DIGITAL)

UNIX:SUN,IBM,HP,SILICOL  GRAPHICS-DIGITAL

FORTRAN 77 ,C       

      راهنمای استفاده(Manual)  و                  : Help

     برنامه حاوی یک  راهنمای الکترونیکی می باشد که در فضای windows کاربر می تواند اطلاعات راهنمای استفاده را با نکات و اطلاعات شخصی خود کامل کند.                                  

طبقه بندی : تهیه نقشه و سیویل

کاربرد عام یا هدف : برنامه در کلیه طرحهایی که با توپوگرافی مربوط می شوند کاربرد دارد. از این نرم افزار در زمینه های زیر می توان استفاده نمود:

پرو ه های راه و راه آهن  و شهر سازی و تونلها، پرو  ه های دفع زباله ، تسطیع اراضی ، محوطه سازی ، سد سازی و منابع آب وآبیاری وزهکشی، پروزهای معادن وزمین شناسی، پروزهای عمومی تو پو گرافی

 کاربرد خاص در مهندسین آب:

     تشخیص حوزه آبریز

    قابلیت تشخیص مناطق هم شیب

     قابلیت طراحی هندسی پروزه سد یا کانال (بدون محاسبات سازه ای وهیدرولیکی)

     تصحیح مسیر رودخانه

    مدل سازی سطوح زیر دریا یا مخزن

     بندر سازی

     برنامه های با توانایی تقریبا مشابه :AUTOCIVIL

   -  یکی از منابع دسترسی : نمایندگی شرکت تولید کننده

   -  شرح : بطور کلی این برنامه یک سیستم مدل سازی سه بعدی از سطوح مختلف را با استفاده ازString Modelin Concept   ایجاد می کند و با می توان مدل سازی وطراحی وانجام محاسبات مربوط به طرحهایی که در ارتباط با تغییر شکل (تو پو گرافیک) زمین هستند را انجام داد. با این برنامه به زبا نهای انگلیسی:فرانسوی وآلمانی ایتالیایی اسپانیولی زاپنی کره ای چینی می توان محاوره نمود.کل برنامه از مدول های مختلف تشکیل شده و بسته به نیاز می توان از هر یک ازآنها استفاده کرد.این مدول ها به شرح زیر می باشد:

 تهیه نقشه از زمین وهوا

 رقوم سازی محاوره ای ( Interactive Digitizing)

  تهیه خطو ط تراز

  محاسبه احجام منشوری وانالیزIsopachyte(بر مبنای مکان هندسی نقاط هم ضخامت)  محاسبات مربوط به مسا حات  مقاطع احجام و حمل مصالح

 تعیین خط پروزه بطور محاوره ای(Interactive)

  طراحی هندسی سه بعدی

 اندازه گیری های صحرایی وپیاده کردن آنها

 طراحی حوزه های آبریز

سیستم نقشه کشی

 

  نام برنامه : ROCKWORKS

 سال تو لید:Version:1991, Version 6.0

  تولید کننده: شرکت ROCKWARE  آمریکا

 فضای کاری وزبان برنامه:DOS

راهنمایی استفاده (Manual  ) وHelp:راهنمای استفاده دارد.

 طبقه بندی :زئوتکنیک  تهیه نقشه

 کاربرد عام یا هدف :تهیه نقشه زمین شناسی

 کاربرد خاص در مهندسی آب:تهیه نقشه ولوگ زمین شناسی در طرحهای مرتبط

-برنامه های با توانایی تقریبا مشابه:--

 یکی از منابع دسترسی :شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس

 شرح: این برنامه از چند مدول نرم افزاری تشکیل شده است.

0- DIGITIZER برای رقمی کردن شکل (LOG) حفاری

0- LOGGER برای اضافه کردن توضیحات سنگ شناسی وایجاد نوار لا یه بندی (STRIP-LOGS) با استخراج داده های افقی وانتقال آنها به یک پرونده حاوی اطلا عات در سه بعدی (XYZ)

 

0 - ROCK-RASE برای ایجاد یک نقشه از پرونده(XYZ)

0- GRIDZO برای ایجاد نقشه های خطوط هم میزان (CONTOUR) نقشه های شبکه ای(mesh)

از منوی MISC  برای ترکیب نقشه ها، مقیاس بندی دوباره شرح گمانه ها((LOGS و تصحیح دیاگرامهای تکمیل شده.

PLOT   برای ترسیم شرح گمانه ها(LOGS) و نقشه هابر روی صفحه نمایش، چاپگر و یا پلاتر

کاربری که به نرم افزار خاصی نیاز دارد و می تواند هر یک از مدولهای این برنامه را به تنهایی بعنوان یک برنامه مستقل استفاده نماید.

 

  نام برنامه : SURFER

 سال تو لید:Version:1978, Version 3.0

  تولید کننده: GOLDEN SOFTWARE

 فضای کاری وزبان برنامه:DOS

راهنمایی استفاده (Manual  ) وHelp: برنامهHelp دارد..

 طبقه بندی : تهیه نقشه توپوگرافی

 کاربرد عام یا هدف : رسم خطوط تراز برروی نقشه های توپوگرافی

 کاربرد خاص در مهندسی آب: رسم خطوط میزان بارندگی، توپوگرافی ...

-برنامه های با توانایی تقریبا مشابه: DCA.MOSS.AUTOCIVL

 یکی از منابع دسترسی مهندسین مشاور پارس کنسولت  

 شرح: این برنامه شامل سه برنامه جداگانه :GRID.SURF.TOPO  می باشد . برنامه GRID مختصات نقاط را دریافت کرده و داده های ورودی دو برنامه SURF  و TOPO را آماده می سازد.

در این برنامه مختصات نقاط مورد نظر از طریق میانیابی (Interpolation) بین داده ها تعیین می سود. امکان استفاده از دو روش میانیابی در این برنامه وجود دارد. در روش Kriging  با انجام محاسبات آماری با ایجاد یک برآورد با حداقل واریانس مختصات نقاط موردنظر تعین می شود. در روش Inverse Distance   از میانگین وزنی برای میانیابی بین داده ها استفاده می َود بطوریکه هر چه فاصله داده نسبت به نقطه مورد نظر بیشتر باشد تاثیر آن کمتر خواهد بود.

برنامه TOPO  قابلیت رسم خطوط تراز بر روی نقشه با اندازه و مقیاسهای مختلف را دارد این برنامه با دریافت دامنه تغییرات مقادیر در محدوده کورد بررسی و فواصل بین منحنی های میزان، داده های مورد نیاز را از پرونده با پسوند GRD که توسط برنامه GRID ایجاد می گردد گرفته و سپس خطوط منحنی میزان را در صفحه نمایشگر نشان می دهد و یا اطلاعات را به دستگاه های خروجی می فرستد. این برنامه قابلیت نوشتن اندازه هر منحنی میزان را در فواصل مورد نظر کاربر، دارد. همچنین قابلیت رسم محورهای مختصات، نوشتن عنوان نقشه( Title) و راهنمای نقشه (Legend) را دارا می باشد.

برنامه SURF مانند برنامه TOPO  عمل نموده بعلاوه قابلیت نمایش سه بعدی منحنی های میزان را دارد.



بازم سلام خدمت دوستان و اساتید محترم،طبق قرار رسیدم خدمتتون جهت آنچه که از Drainmod می دانم،پس شروع
موضوع :

يكي از متداول‌ترين مدل‌هاي كاربردي بيلان آب مدل DRAINMOD مي‌باشد كه در آن الگوريتم تابعي براي تقريب اجزاي هيدرولوژيك خاك‌هايي با سطح ايستابي كم عمق مورد استفاده قرار مي‌گيرد. DRAINMOD براي طراحي و ارزيابي عملكرد زهكشي چند مؤلفه‌اي و سيستم مديريت آب مرتبط با آن توسعه يافته بود. داده‌هاي ورودي مدل مشتمل بر ويژگي‌هاي خاك، پارامترهاي گياهي فاكتورهاي سيستم زهكشي، ارقام هواشناسي و آبياري است. مدل توانايي انجام محاسبات بيلان آبي به صورت روزانه يا ساعتي، نفوذپذيري، تبخير و تعرق(ET)، زهكشي، رواناب سطحي، آبياري زيرزميني، نفوذ عمقي، عمق سطح ايستابي و وضعيت آب خاك در هر گام زماني را دارا است. قابليت تردد، يا قابليت كاركرد خاك مزرعه نيز قابل برآورد يا تخمين مي‌باشد و بر اين مبنا مي‌توان زمان كاشت، زمان كشت تأخيري مرتبط با شرايط مرطوبي خاك را نيز برآورد نمود. وضعيت سطح ايستابي و فاكتورهايي از قبيل كمبود تبخير و تعرق(ET) به عنوان موارد تعيين كمي تنش بر روي گياه در اثر زيادي يا كمبود شرايط آب خاك نيز از اين طريق قابل پيش بيني است. روش‌هاي شاخص تنش روزانه در ارتباط با پيش بيني محصول نسبي به كار گرفته مي‌شود كه مي‌تواند متأثر از آب اضافي خاك و كمبود آب يا شرايط خشكي و تأخير زمان كشت باشد. روش‌هاي متعددي وجود دارد كه مي‌توان از آنها براي مشخص كردن شدت زهكشي طي فرآيند فرو نشت استفاده نمود. اين مدل معادله هوخهات را كه در حالت ماندگار زهكشي شدت جريان را محاسبه مي‌نمايد(پذيرا و همائي، 1380).  

    مدل DRAINMOD در ابتدا براي شبيه سازي ارزيابي عملكرد سيستم‌هاي زهكشي و مديريت آب مرتبط با آن در سطح مزرعه ارائه يافته بود. در سال‌هاي اخير، اين مدل به مواردي در حد حوضه آبريز بسط داده شد به طوري مواد رونديابي رواناب سطحي از مزرعه، پيش بيني جريان در كانال‌هاي زهكشي و جريان‌هاي دريافتي نيز در آن ملحوظ گرديده است، ولي بعدها ديگران مدل را به گونه‌اي تعديل نمودند كه بيانگر وضعيت هيدرولوژي و زهكشي اراضي جنگلي در مقياس‌هاي مزرعه و حوضه آبريز نيز باشد. ويرايش‌هاي ديگري نيز از مدل توسعه داده شد تا از طريق آن بتوان اثرات زهكشي را بر روي هدر رفت ازت (DRAINMOD-N)   و شوري خاك (DRAINMOD-S) بررسي نمود.

    آذرنوش (1383) امكان استفاده از مدل DRAINMOD  و شبکه‌ی عصبی مصنوعي را در شبيه سازي سطح ايستابي در اراضي نيشكر خوزستان مورد بررسي قرار داد. نتايج نشان دهندة آن بود كه استفاده از اين دو مدل با دقت نسبتاً خوبي امكان پذير است.

    فوس و همكاران (1987) با استفاده از مدل DRAINMOD اقدام به شبيه سازي زهكشي زير زميني منطقه مي‌سي‌سي‌پي كردند. مقايسه ارقام واقعي و محاسبه شده از مدل نشان داد كه براي متغيرهايي نظير عمق آب زير زميني (و نه ارتفاع سطح ايستابي)، حجم رواناب‌ها و كميت زه آب، همبستگي مناسب‌تري طي سال‌هاي مرطوب نسبت به سال‌هاي خشك دارند. در سال‌هاي خشك، به دليل كمتر برآورد كردن ميزان تبخير و تعرق، مقادير رواناب سطحي و حجم آب زهكشي، بيشتر از آنچه كه بايد، برآورد مي‌گردد.  

    اكثر خاك‌ها غير همگن و مطبق هستند. معادله هوخهات را مي‌توان براي خاك‌هايي مطبق از آنجايي كه حركت آب زير زميني به سمت زهكش‌ها در درجه نخست به صورت افقي است، مدل DRAINMOD نيازمند داده‌هاي هدايت هيدروليكي افقي اشباع يعني K و ضخامت هر لايه بالاي طبقه محدود كننده مي‌باشد. هدايت‌هاي هيدروليكي معادل افقي بخش‌هاي فوقاني و زيرين محل استقرار زهكش‌ها در معادله هوخهات بدين منظور به كار مي‌روند تا شدت جريان زهكشي را مشخص نمايند. از آنجايي كه ضخامت لايه اشباع در بخش فوقاني زهكش مرتبط با وضعيت سطح ايستابي است، بايد هدايت هيدروليكي معادل و افقي را قبل از محاسبه شدت جريان محاسبه و در اين رابطه به عمق سطح ايستابي در شرايط جديد توجه نمود.

    در طراحي عمق و فاصله زهكش‌ها، بايد شبكه جريان، تجزيه و تحليل شده و مسيرهاي واقعي خطوط جريان آب به سمت زهكش‌ها و انتقال املاح و نيز سهم هر كدام از لايه‌هاي زير زمين در جريان تعيين گردد.

    روش هوخهات كه براي طرح‌هاي زهكشي مورد استفاده قرار گرفته و معادله اصلي طراحي در مدل DRAINMOD مي‌باشد، فارغ از مسير خطوط جريان است.

    با استفاده از مدل MODFLOW مسير خطوط جريان را مي توان شبيه سازي کرد. يک شبيه سازی توسط مدل MODFLOW  نشان داد، در زهكش‌هايي كه در عمق 8/1 و 7/2 متري نصب شده بودند با افزايش عمق زهكش‌ها، عمق مسير خطوط جريان نيز افزايش مي‌يابد(پذيرا، 1381).

    مدل SWMS-2D نيز مي‌تواند براي شبيه سازي مسير خطوط جريان و انتقال املاح به كار رود. اين مدل از يك جريان دو بعدي جامع و مدل انتقال املاح محلول استفاده مي‌كند.



7 آبان روز کوروش کبیر گرامی باد
موضوع :

7   آبان   روز   کوروش کبیر    گرامی باد

 

7   آبان   روز   کوروش کبیر    گرامی باد



ماياكوفسكي شاعر شورشي و شوريده دل
موضوع :

زندگينامه ولادیمیر لادیمیروویچ مایاکوفسکی:
ولاديمير ماياكوفسكي در هفتم ژوئيه سال 1893 در روستاي بغدادي در استان كوتائيسي واقع در غرب جمهوري گرجستان ديده به جهان گشود. پدرش كنستانتينوويچ در آن ناحيه نگهبان جنگل بود و مادرش آلكساندرا الكسيونا زن مهرباني بود كه سه فرزند داشت، دو دختر به نامهاي لودا و اوليا و يك پسر ولاديمير در همان روستا به مدرسه رفت و نخستين كتابهايي كه مورد علاقه‎اش قرار گرفت به گفته خودش “دن كيشوت و آثار ژول‎ورن” بود. او از همان دوران كودكي حافظه بسيار خوبي داشت و بقول خودش پدرش هميشه از حافظه او تعريف مي‎كرد. پدر بعد از مدتي او را كه هنوز خردسال بود با خود به دامن طبيعت مي‎برد تا همه چيز را آنطور كه هست ببيند و بياموزد. اما براي ولاديمير كارهاي كشاورزي سخت بود و از بين درسهااز حساب زياد خوشش نمي‎آمد. در سنين جواني يكي از مربيان استعداد نقاشي را در او كشف كرد و به پرورش آن پرداخت و بدين طريق او با دنياي نقاشي نيز آشنا شد. در سال 1905 كه نخستين فوران‎ انقلاب در روسيه رخ داد ولاديمير باآنكه سن و سال چنداني نداشت با انقلابيون آشنا شد. پدرش در سال 1906 در اثر عفونت خوني درگذشت و از آنجا كه پدرش تنها نان‎آور خانه بود آنها شديداً دچار مشكلات مالي گرديدند تا آنكه تصميم به مهاجرت به مسكو گرفتند. در مسكو روحيه پر شور ولاديمير جوان به زودي زمينه‎هاي آشنايي او را با نيروهاي مبارز كشورش فراهم آورد. او در سال 1908 به سوسيال دمكرات‎ها ملحق شد. اما به زودي دستگير و به زندان افتاد. از اين تاريخ براي مدتي زندانهاي مختلفي را گذراند. پس از دومين دستگيري بنا به تصميم مقامات امنيتي براي مدت سه سال به ُتوروخانسك تبعيد شد. پس از آزادي تحصيلاتش را دنبال كرد. در سال 1911 هنگاميكه 18 سال داشت در مدرسه هنرهاي زيباي مسكو پذيرفته شد. به گفته خودش “تنها جايي كه او را بدون گواهي صلاحيت سياسي قبول كردند. هر چند در آنجا هم مقلدين را عزيز مي‎داشتند و مستقل‎ها را آزار مي‎دادند، غريزه انقلابيم مرا به طرف مطرودين مي راند. ولاديمير ماياكوفسكي در اين محيط هنري دوستان تازه‎اي يافت و با فوتوريستهايي كه تازه آغاز به كار كرده بودند آشنا شد. او در اين زمان شروع به سرودن شعر كرد و به تدريج به عنوان چهره‎اي ممتاز معروف شد. در سال 1913 اولين نمايشنامه‎اش را با نام “تراژدي ولاديمير ماياكوفسكي” در تئاتر لوناپارك پطرزبورگ روي صحنه آورد و چون اين اثر بدون ذكر عنوان به اداره سانسور فرستاده شده بود، اين اداره نام نويسنده را نام اثر دانسته بود و با اجراي آن موافقت كرده بود. از نام پيشگامان فوتوريسم روس- مكتبي كه مي‎خواست با ساختن واژه‎هاي نو و بهره‎گيري از جادوي آواها، در زبان شعر انقلاب كند، تاريخ چند نام را برجسته تر از بقيه نگه داشته است: داويد بورليوك، ولمير خلبنيكوف، واسيلي كامنسكي و ولاديمير ماياكوفسكي، شاعري كه زندگي او با انقلاب و مرگش با استيلاي زندگي روزمره يگانه مي‎نمايد. از اين ميان دو تن شاهد عشقي شدند كه شعر “ابر شلوارپوش” حاصل آن بود. داويد بورليوك همفكر يك چشم ماياكوفسكي در جبهه هنر و ادبيات در سالهاي پيش از انقلاب و نخستين سالهاي بعد از آن، شاعر، نقاش و به عقيده ماياكوفسكي شخصي كه فوتوريسم روس با او متولد شد. واسيلي كامنسكي فوتوريست و نويسنده كتاب پر آوازه “زندگي من با ماياكوفسكي” مرد آزاده‎اي كه پيش از آنكه سرانجام شاعري پيشه كند، در سال 1905 به دليل شركت در جنبش اعتصاب به زندان افتاد، سپس خلباني ياد گرفت و از نخستين خلبانان روس شد.

مرگ شاعر

آرام بختياري

منبع: هفته نامه فروغ

اگر شاعري انقلابي و پرشور، بعد از پيروزي انقلاب دل‌خواه‌اش، دست به خودكشي بزند يا خواهان انقلاب دوم، يعني انقلاب فكري و
فرهنگي شود، نبايد پرسيد عيب كار در كجاست يا تقصير از كيست؟ شاعر مورد نظر ما، سی و هفت ساله بود كه به دليل سرخورده‌گي در عشق يا اعمال خفقان دولتي در جامعه، خودكشي كرد. او در جلسات شعرخواني اغلب با پيراهن زرد پررنگي سالن محل شنونده‌گان را تبديل به صحنهء تأتر يا رينگ بوكس ورزشي مي‌كرد. او نه تنها خود را آوانگارد مي‌دانست، بلكه از نظريه‌پردازان جنبش ادبي فوتوريستي شد. ديگران او را به اين دليل، شاعر و انسان عصر آينده نام گذاشتند. در جلسات شعرخواني، غير از پيراهن زردش، قدبلند و هيكل ورزش‌كارانه‌اش جلب نظر مي‌كرد.زبان شاعرانه‌اش تلگرافي، ولي كاملاً انقلابي بود. در اشعارش: فرياد، شكايت، تحريك و اعتراض، گوش آسمان را به خراش مي‌انداخت. او شاعري دقيق با لحن و سخني لخت و عريان بود. به نقل از وايتمن، شاعر آمريكايي: "فرياد خشن و وحشي شاعر بايد سقف جهان را به لرزه اندازد." اشعارش ديالوگ‌هايي با خواننده و شنونده بودند. او در طول عمر كوتاه خود به دليل مبارزات اجتمايي سه بار به زندان افتاد.ماياكوفسكي، شاعر، نقاش و نمايش‌نامه‌نويس مورد نظر ما، در سال 1893 در شهر كوچك بغدادي در ايالت گرجستان در جنوب روسيهء تزاري به دنيا آمد. او هم ولايتي استالين نيز بود. ماياكوفسكي در سال 1930 در دورهء حكومت لنين به دلايل غيرمشخص خودكشي كرد. او در سال 1922 با وجود آوانگارد بودن به جنبش ادبي _ هنري فوتوريست‌ها پيوست و در طرح و ثبت دو مانيفست آن‌ها، يعني «گورتان را گم كنيد» و «يك توگوشي براي سليقهء مرسوم عمومي» فعال بود.نمايی از اتاق ماياكوفسكیفوتوريست‌ها خود را پيش‌تازان فرهنگ جديد بعد از انقلاب مي‌دانستند. به نظر آن‌ها هنر فوتوريستي وظيفه‌اي اجتماعي دارد. آن‌ها مي‌گفتند بايد جهاني نو، با كمك واژه‌ها ساخت، نه با كمك نظريه‌ها. آثار آن‌ها كوششي بود تا انتظارات جامعه را از شاعر برآورده كنند. به عقيدهء آن‌ها شاعر، نويسندهء شعر نيست، بلكه وسيله‌اي‌ست براي توليد شعر در فرآيند خلاقيت هنر.ماياكوفسكي به اشعارش نام‌هايي تحريك‌كننده و يا تبليغاتي داد، از جمله: «فرماني به ارتش هنر»، «از خياباني به خياباني»، «ابرها در خشتك تنبان»، «زيردريايي ستون فقرات»، «مصاحبه با مامور ادارهء ماليات»، «سرنشين اتومبيل»، «رژهء چپ‌گرايان»، «درودي رفيقانه»، «شاعر كارگران» و «سرودي براي انقلاب». ماياكوفسكي تحت تاثير اشعار لرمانتوف، نه تنها شاعران زيادي را زير تأثير گذاشت، بلكه به‌ترين آثار او، بعدها به ادبيات جهاني قرن بيستم جهت داد. در زمان حكومت شوروي سابق، ماياكوفسكي در كنار پوشكين، لرمانتوف و نكراسوف از پرخواننده‌ترين شاعران كشور شد.در نمايش‌نامهء «توفان نوح»، نوشتهء ماياكوفسكي، طبقهء كارگر و سرمايه‌دار به دليل توفان و سيل در يك كشتي نجات سوار مي‌شوند و به جست‌وجوي بهشت موعود مي‌پردازند. آن‌ها انواع نظام‌ها مانند پادشاهي، الهي، جمهوري، دمكراسي و سوسياليسم را آزمايش مي‌كنند و چون در آسمان و يا بهشت، حوصله‌شان سر مي‌رود، كارگران سرمايه‌داران را به دريا مي‌اندازند و به زمين برمي‌گردند و سعي مي‌كنند در آن‌جا آرزوي بهشت و آرمان‌شهر را عملي سازند. يادآوري اين كه همان‌طور كه شاهد بوديم، ساختن بهشت زميني تا آمدن گورباچف ادامه داشت. و به همين ترتيب تا ...!پاسترناك در رابطه با استالين كه سال‌ها بعد از مرگ ماياكوفسكي، گفته بود: "او به‌ترين و با استعدادترين شاعر كشور شوراها بود،" نوشت: "اين دومين كوشش دولتي و حزبي براي قتل يك شاعر ترقي‌خواه بود." لنين كه گويا به هنر مدرن مخصوصا به فوتوريست‌ها علاقه‌اي نداشت، دربارهء ماياكوفسكي گفته بود: "كمونيسم مورد دل‌خواه آن‌ها، كمونيسم شلوغ‌كاري و خروس جنگي‌ست." او لوناچارسكي را مامور كرد تا جلو جنبش فوتوريست‌ها را بگيرد. جو فرهنگي رسمي دولت، سال‌ها فوتوريست‌ها را نيهليست‌هاي آنارشيست ناميد و دليل شور و آتش سرودهايشان را بلغورهاي ناشي از تب شديد سرماخورده‌گي دوران كودكي نام گذاشت.ادبيات آوانگارد جهاني هنوز كه هنوز است براي آثار ماياكوفسكي ارزش فراموش نشدني قائل است. شور و احساسات اجتماعي و زيبايي‌شناسي او ما را به ياد «صمد» و «خسرو» خودمان مي‌اندازد. به رسم اروپايي‌ها، چند ثانيه‌اي براي اين جان‌باخته‌گان فرهنگ جهاني، كلاهمان را از سر برگيريم و يادشان را گرامي داريم.
مایاکوفسکی روز 14 آوریل 1930 با شلیک گلوله ای به زندگیش پایان داد.در نامه ای که در کنار او پیدا شد چنین نوشته بود:برای همه می میرم .هیچکس مقصر نیست و شایعات الکی راه نیندازید.اینجانب مرحوم از شایعه بدم میاید.مامان، خواهرانم،رفقایم مرا ببخشید.این روش خوبی نیست(و به هیچکس آن را توصیه نمی کنم)ولی من چاره ی دیگری نداشتم.لیلی دوستم داشته باش.رفیق دولت، خانواده ی من عبارتند از:لیلی بریک،مامان،خواهرانم و ورونیکا ویتولوونا پولونسکایا.اگر زندگی آنها را فراهم کنی متشکرم.اشعار نیمه تمامم را به خانواده ی بریک بدهید.آنها میدانند چکار باید بکنند.همانطور که می گویند:

"پرونده بسته شد"

و قایق عشق

بر صخره ی زندگی روزمره شکست

با زندگی بی حساب شدم

بی جهت دردها را فاجعه ها رادوره نکنید

و یا آزارها را.

شاد باشید. "ولادیمیر مایاکوفسکی"

آخرين شعر ماياكوفسكي:

ترجمه: يوسف اباذري

كتاب شاعرانصفحه‌ي صفحه‌ي 237

انتشارات فرخ‌نگار وابسته به موسسه‌ي كارنامه

با تشكر از : شاناي

اين شعر را پس از خودكشي ماياكوفسكي در جيب او يافتند؛ظاهرا آخرين شعر اوست
ساعت از نه گذشته، بايد به بستر رفته باشي
راه شيري در جوي نقره روان است در طول شب
شتابيم نيست،با رعد تلگراف
سببي نيست كه بيدار يا كه دل‌نگرانت كنم
همانطور كه آنان مي‌گويند،پرونده بسته شد
زورق عشق به ملال روزمره در هم شكست
اكنون من و تو خموشانيم،ديگر غم سود و زيان اندوه و درد و جراحت چرا‌؟
نگاه كن چه سكوني بر جهان فرو مي‌نشيند
شب آسمان را فرو مي‌پوشاند به پاس ستارگان
در ساعاتي اين‌چنين، آدمي بر‌مي‌خيزد تا خطاب كند
اعصار و تاريخ و تمامي خلقت را

ولادیمیر مایاکوفسکی و نمایشنامه‌هایش:

منبع: خبرگزاری مهر

ولادیمیر مایاکوفسکی نمایشنامه‌نویسی انقلابی بود که همواره آثارش را به آینده و جنبش‌های نوگرای هنری پیوند می‌زد.به گزارش خبرگزاری "مهر"، ولادیمیر ولادیمیریویچ مایاکوفسکی در 7 ژوئیه (16 تیر) 1893 در یکی از روستاهای جمهوری گرجستان چشم به جهان گشود. پدرش جنگلبان بود و وضعیت مالی خانواده در حد معمول می گذشت. مایاکوفسکی از همان اوان کودکی با خواندن داستان "دن کیشوت" و برخی نوشته های ژول ورن به عرصه قصه و نمایشنامه نویسی علاقمند شد و در سال 1905 زمانی که تنها 12 سال سن داشت با آغاز نخستین نشانه های انقلاب در روسیه به انقلابیون پیوست. یک سال بعد پدرش بر اثر ابتلا به نوعی بیماری عفونت خونی از دنیا رفت و خانواده مایاکوفسکی که تنها نان آورش را از دست داده بود، برای تغییر شرایط زندگی به مسکو نقل مکان کرد.مایاکوفسکی همزمان با انتقال به مسکو در پی تحقق افکار و اندیشه های نوگرا و انقلابی خود با نیروهای مبارز بیشتر آشنا شد و در سال 1908 زمانی که تنها 15 سال داشت به حزب سوسیال دمکرات پیوست. اما پس از مدتی به دلیل فعالیت های سیاسی همراه جمع قابل توجهی از همفکرانش دستگیر شد و به زندان افتاد. پس از حدود 3 سال و جابجایی در چند زندان به توروخانسک تبعید شد. وی پس از آزادی در سال 1911 وارد مدرسه هنرهای زیبای مسکو شد. جایی که به گفته خودش نیازی به ارائه گواهی صلاحیت سیاسی نداشت. هر چند در آنجا نیز هنرجویان تابع با دانشجویان نوگرا و جسور از همدیگر جدا بودند.این نویسنده در همین زمان با فوتوریست ها آشنا شد و از این سال به شعرسرایی، نگارش داستان و نمایشنامه روی آورد. فوتوریسم نوعی مکتب و نگاه هنری است که از آن به آینده نگر و فرازمان هم تعبیر کرده اند. فوتوریست ها هنرمندانی بودند که در عرصه های مختلف ادبیات و هنرهای تجسمی به خصوص نقاشی اقدام به نوآوری می کردند که سطح آن بسیار فراتر از هنر زمان خود بود و در این زمینه تعاریف تازه ای در شکل دادن به اثر به وجود می آوردند. بر همین اساس مایاکوفسکی نخستین نمایشنامه خود را در سال 1913 نوشت. این نمایشنامه بدون عنوان و تنها با نام نویسنده اثر به اداره سانسور آن زمان ارائه شد و به همین دلیل کارمندان این اداره نام نویسنده را همان نام اثر تلقی کردند و این نمایشنامه با عنوان "تراژدی مایاکوفسکی" در تئاتر لوناپارک مسکو به اجرا درآمد.مایاکوفسکی در سال 1914 برای حضور در جبهه های جنگ جهانی اول اعلام آمادگی کرد، اما چون هیچ کس حاضر به صدور ضمانتنامه سیاسی برای او نبود از شرکت در جنگ منع شد. یک سال بعد با لی وابریک آشنا شد و تا پایان عمر به عنوان زوج هنری به همکاری با وی ادامه داد. این آشنایی موجب گسترش فعالیت های هنری وی شد. در سال 1916 تعدادی شعر درباره جنگ، جهان و انسان سرود که از شهرت قابل توجهی برخوردار شد و شیوه ادبی وی بعدها مورد استفاده بسیاری از هنرمندان قرار گرفت. در 1917 نمایشنامه منظوم "میستری بوف" را به رشته تحریر درآورد. این نمایشنامه که اثری تبلیغی درباره اندیشه های انقلاب روسیه است، نمایشنامه ای قابل توجه با زبان شعر محسوب می شود که به شیوه آریستوفان نگاشته شده است. در این اثر، نویسنده جهان بورژوایی (اشرافیگری) را تحت سلطه و زیر نفوذ طبقه کارگر معرفی و اخلاق بورژوایی را به باد تمسخر می گیرد.پس از استقرار کامل انقلاب روسیه این نویسنده به اسمولنی در پترزبورگ رفت که ستاد مرکزی حزب بلشویک در آن قرار دارد و اقدام به نگارش اشعار و مطالب تبلیغاتی طنز آمیز کرد. از سال 1923 عنوان سردبیری مجله فوتوریستی "لف" ( Lef) را بر عهده گرفت که تا دو سال بعد منتشر شد. در سال 1925 سفری به کشورهای فرانسه، اسپانیا، کوبا، مکزیک و امریکا کرد که حاصل آن کتابی با عنوان "امریکایی که من کشف کردم" است. سال بعد به گردآوری داستان ها، اشعار و نمایشنامه هایی پرداخت که گروههای دوره گرد به اجرای آن می پرداختند. وی بر اساس آنچه جمع آوری کرده و فرهنگ نمایشی حاکم بر فعالان سیرک اقدام به نگارش نمایشنامه ای با عنوان "مسابقات جهانی طبقه کارگر" کرد.مشهورترین اثر مایاکوفسکی نمایشنامه ای با عنوان "ساس" است که در سال 1928 نوشته شد و یک سال بعد میر هولد کارگردان مشهور و صاحب سبک روسی آن را بر صحنه برد. این نمایشنامه داستان زندگی شخصی به نام پری سیب کین است که فردی انگل صفت و دوستدار شهوترانی، تن آسایی و عاشق تفریحات ناسالم، مشروبات الکی و گذران بی سرانجام وقت محسوب می شود. این شخصیت که به طبقه اشراف تعلق دارد به کارت عضویت حزب بسیار افتخار می کند. پس از مدتی سیب کین دچار نوعی بیماری می شود که پزشکان مجبور به انجماد وی می شوند تا در زمان پیشرفت علم بیماری او قابل درمان باشد. وقتی این شخصیت چند سال بعد به دنیا بازمی گردد دنبال خواسته های نامتعارف می رود، اما می فهمد در دنیای جدید رفتن سراغ بسیاری از امور مورد علاقه او مطرود است. نمایشنامه های "حمام" و "مسکو می سوزد" که در سال 1930 به نگارش درآمدند، آخرین آثار این نویسنده به شمار می روند.

گفت‌و‌گو با دختر ولادمیر مایاکوفسکی:
دل‌داد‌گان مایاکوفسکی

اين مصاحبه از مجله‌ي the birch انتخاب و ترجمه شده
النا ولادمیرونا مایاکوفسکی، دختر ولادمیر ولادمیرویچ مایاکوفسکی مشهورترین شاعر فوتوریست روسی است. النا مایاکوفسکی در سال 1993 موجودیت خود را فاش کرد. تا آن زمان، زیر اسم حقوقی خود، پاتریشیا تامپسون زندگی می‌کرد. او پروفسور فلسفه و مدرس دانشگاه لیمان در نیویورک است. وی مولف پانزده کتاب، به علاوه‌‌ی کتاب "مایاکوفسکی" است که در منهتن منتشر شده؛ داستان النا، مادر و پدرش.ماشا مِتِر.

ماشا متر: النا ولادمیرونا، ممکن است کمی بیشتر درباره‌ی تاریخچه‌ی خانوادگی‌تان بگویید؟

النا مایاکوفسکی: پدربزرگ من [پدرشوهر مادرش]، مرد بسیار ثروتمندی در روسیه بود. او و خانواده‌ش پس از انقلاب ناچار شدند بین ترک کشور یا کشته ‌شدن یکی را انتخاب کنند. مادرم برای خارج‌ شدن از روسیه با مردی انگلیسی ساکن آمریکا ازدواج کرد. مرد انگلیسی عاشق مادرم بود. مادرم، جوان و زیبا، تحصیل ‌کرده و جذاب بود. همه‌ی زنان روسی جذابند. آن وقت شوهر مادرم روسیه را ترک کرد اما دیگر به او اجازه‌ی بازگشت به آمریکا داده نشد. وقتی که من و مادرم در نیس بودیم، حدود سه‌ سال داشتم و این تنها باری بود که مایاکوفسکی را دیدم. او خیلی زود به روسیه بازگشت و طولی نکشید که مرد. مادرم تا زمانی که زنده بود، عاشق مایاکوفسکی بود. این عشق بزرگ زند‌گی او بود.

ماشا متر: چه‌طور کتاب مایاکوفسکی را در منهتن تمام کردید؟

النا مایاکوفسکی: مادرم احساس کرده بود که نمی‌‌خواهد هرگز از طریق وابستگی و عشقش به پدرم، بهره ‌بردای و سرمایه ‌اندوزی بکند. اما من فکر می‌کنم که داستان مادرم باید گفته شود. من به زنی در مسکو معرفی شدم که مادر و پدرم را باهم دیده بود و آن‌ها را به یاد می‌آورد. او گفت: "کنار آن‌ها، حضور سومی بود و آن عشق بود."

ماشا متر: عده‌ی زیادی در ابتدا نسبت به گفته‌های شما مقاومت می‌کردند. فکر می‌کنید چرا این‌طوری بوده؟

النا مایاکوفسکی: خب، دل‌داده‌ی همیشه‌گی او، لی‌لی یوریونا بریک، یک جذبه‌ی معنوی برای او خلق کرد و من فکر نمی‌کنم که مردم آن‌جوری، او را خیلی خوب درک کنند. من فکر می‌کنم ظاهرسازی و داستان‌های جعلی خیلی وقت‌ها مردم را گمراه می‌کند. لی‌لی بریک PR خوبی بود و من فکر می‌کنم او افسانه‌ی مایاکوفسکی را ترویج کرد و این واقعا راهی نبود که مردم او را به‌خوبی بفهمند و فکر می‌کنم که مادرم او را خیلی خوب می‌شناخت. بعد از آشنایی‌شان وقتی که در نیویورک بودند، هرروزشان را باهم می‌گذراندند. آن‌ها رابطه‌ی بسیار معنی داری با یکدیگر داشتند و پدرم وقتی درباری من حرف می‌زد، بسیار با احتياط می‌بود. او عکس من را در دفترش داشت و زمانی که مرد، لی‌لی بریک به دفترش آمد و آن عکس را برداشت. بدبختانه او مثل همسر یک منتقد ادبی عضو آژانس NKVD بود.

ماشا متر: آیا شما احساس می‌کنید که او مایاکوفسکی را در انحصار داشته؟


النا مایاکوفسکی: فکرمی‌کنم که او مطمئن از بخشی از این‌ها منفعت مادی می‌برده. منظورم حق امتیاز و دارایی او است که لی‌لی سریع تر از مادربزرگ و خاله‌هایم تصرف کرد. زند‌گی‌نامه‌ای از مایاکوفسکی هست با بخشی به نام داچکا که دربار‌ی مالیات‌هایی‌ست که برسفارش‌های لی‌لی بریک بسته شده. من این‌طور فکر می‌کنم. در روسیه زنی را دیدم که ویراستار آن کتاب بود. او به من گفت که آن قسمت از کتاب برداشته شده. قسمتی که واکنش پدر من نسبت به این ‌که توانایی نگه‌داری دخترش را نداشته. این لی‌لی بریک بود که پیش استالین رفته بود و استالین هم اظهار کرده بود که "مایاکوفسکی بزرگ ‌ترین شاعر انقلاب است و بی‌احترامی به نام او، توهین به اتحاد شوروی است." و هم‌چین چرندیاتی. من فکر می کنم که مایاکوفسکی کشته شده، چون او یکی از نخستین مخالفین بوده و هنگامی که او از شیفته‌گی رژیم بلشویک درآمد، دیگر نمی‌توانست اجازه‌ی زند‌گی کردن داشته باشد. به این خاطر است که من فکرمی‌کنم اگر تحقیقات معاصر درباره‌ی مایاکوفسکی انجام گیرد، نتیجه‌ی آن به کلی متفاوت از گذشته‌ها خواهد بود.

ماشا متر: هرگز لی‌لی بریک را ملاقات کرده‌اید؟

النا مایاکوفسکی: خیر. چون اگر او می‌توانست موافق مرگ پدرم باشد. با من چه‌کار می‌خواست بکند؟ او وقتی که مطلع شد اتفاقاتی ممکن است برای مایاکوفسکی روی بدهد، کشور را ترک کرد. وقتی که مایاکوفسکی کشته شد او در روسیه نبود. پدرم کشته شده، شما می‌دانید. او مطمئنن مرتکب خودکشی بالای سر زنی نشده، آن‌چنان که مردم فکر می‌کنند. اما این‌که او چطور مرده، هنوز مشکوک است. من فکرمی‌کنم لی‌لی بریک او را تسلیم دشمن کرد.

ماشا متر: به کسانی که می‌گویند شما قصد دارید تا چهری خودتان را برجسته کنید چه می‌گویید؟

النا مایاکوفسکی: می‌خواهم به آن‌ها بگویم که من کاملا حق تصدی پروفسوری را با نام پروفسور تامپسون دارم. من پانزده کتابم را با همین نام منتشر کرده‌ام. من حتي به مردم چیزی درباره‌ی فرزند مایاکوفسکی بودن تا سال 1993 نگفته‌ام. هنگامی که یاد بود سد ساله‌گی پدرم بود. من برای اثبات حقوقم بدون کمک او [مایاکوفسکی] بسیار موفق بوده‌ام. اگر کسی این را به من بگوید تنها می‌تواند شاهد خشم من باشد.

ماشا متر: شما تنها یکبار آن‌هم وقتی که سه‌ساله بوده‌اید مایاکوفسکی را دیده‌اید. پس عشق‌ورزی شما به او چه‌طوری است؟

النا مایاکوفسکی: او، من است. وقتی که "ابر شلوارپوش" را خواندم، او را کاملا درک کردم. یکبار متنی نوشتم به نام "ژنتیک و تفسیر"، به معنای فهمیدن مایاکوفسکی. چون من به‌شکل ژنتیکی [غریزی] به او علاقه‌مندم. من نوشته‌های او را مثل یک غریبه نخوانده‌ام، بلکه آن‌ها را مثل یک محرم خوانده‌ام.

ماشا متر: مایلید خوانندگان‌تون چه‌گونه همراهی‌تان کنند؟

النا مایاکوفسکی: خب، من دوست دارم آن‌ها دختر شاعر را که ذاتن فیلسوف است، درک کنند. کسی که یک چیز مشترک با پدر دارد و آن استعاره است. ما ایده‌ها و ادراکمان را از طریق استعاره ادامه دادیم. مایاکوفسکی از طریق شعر و من سعی می‌کنم از طریق فلسفه. بنابراین فکر می‌کنم خیلی از پدرم متفاوت نیستم. اگر چیزی باشد که من را مثل او کند، این است که من ایمان قوی‌ای دارم و سعی می‌کنم مطابق آن‌ها زند‌گی کنم. از این ‌که او عمر کوتاهی داشت، و موجب شد تا او را بهتر نشناسم، احساس اندوه بزرگی می‌کنم. اما شما می‌دانید، کارهای زیادی را در زندگی ا‌م انجام داده‌ام که بی‌شباهت به کارهای او نبوده. اما من هرگز صاحب تاثیر مستقیم او نبوده‌ام. به این خاطر است که به نوشته‌ام نام "ژنتیک و تفسیر" داده‌ام. چون فکر می‌کنم بعضی‌چیزها آن‌جا روی کروموزوم ایکس است. یکبار برای مطالعه به" بارنارد" رفتم. هنگامی که "یِوشنکو" آمده بود. پیش او رفتم و گفتم من دختر مایاکوفسکی هستم. او گفت [تقلید صدای روسی] "مدارکت کجاست؟" و من به او گفتم: [ابروهایش را بالا می‌اندازد] این‌ها مدارک من هستند.

دل‌داد‌گان مایاکوفسکی:

مایاکوفسکی بود که معشوقه هایش را زیبا میکرد

خداوند در این آفرینش هیچ کاره بود

او بود که زیبایی را از آنها میربود

گردباد در این تاراج هیچ کاره بود

نخستین دیدار موثر مایاکوفسکی با خانواده‌ی بریک در سال 1915 بعد از مراسم خاک‌سپاری پدر لی‌لی صورت گرفت. هنگامی که مایاکوفسکی شعر بلند ابر شلوارپوش را در خانه‌ی پدر لی‌لی خواند و اوسیپ بریک (شوهر لی‌لی) دیوانه‌ی این شعر شد، و از آن هنگام تا زمان مرگ، مایاکوفسکی با آن‌ها در خانه‌ها‌ی مختلف زنده‌گی کرد. داستان دل‌داده‌گی مایاکوفسکی و لی‌لی بریک، یکی از نادرترین داستان‌های عاشقی‌ست. موافقین و مخالفین بر این‌که مایاکوفسکی تا آخرین روزهای عمر نیز لی‌لی بریک را عاشقانه دوست می‌داشت، هم‌عقیده‌اند. مایاکوفسکی و لی‌لی باوجود قهر و آشتی‌ها و معشوقه‌بازی‌هایشان، هیچ‌گاه از هم‌دیگر جدا نشدند. شیوه‌ای در رابطه که کمتر کسی آن‌را دنبال می‌کند. آن‌ سه، اوسیپ بریک، لی‌لی و مایاکوفسکی روزها به دنبال کار خود می‌رفتند و شب‌ها در یک خانه دور هم جمع می‌شدند و این شکل زنده‌گی تا سال 1930 ادامه یافت. اگر کسی بدون داشتن اطلاع کافی از شکل و نوع رابطه‌ی مایاکوفسکی با لی‌لی بریک این مصاحبه را بخواند بی‌گمان به این تصور می‌رسد که لی‌لی بریک زنی سودجو و خائن است.النا ولادیمیرووا، پروفسور در مطالعات فمینیستی دانش‌کده‌ی لی‌من است. او حاصل دیدار کوتاه مایاکوفسکی از نیویورک است. مایاکوفسکی در ماه می (اردی‌بهشت) سال 1925 طی سفری که به پاریس، مکزیک و آمریکا داشت در نیویورک با زنی به نام اِلی جونز، آشنا شد. او تا آخر نوامبر (آبان) در نیویورک ماند و بعد به روسیه بازگشت. نتیجه‌ی این آشنایی کوتاه، دختری بود که در تابستان سال بعد به‌دنیا آمد. مرد انگلیسی‌ای که او را شوهر مادرش معرفی می‌کند جورج جونز است. او به‌خاطر ازدواج با دختری روسی، نتوانست دیگر اجازه‌ی ورود به آمریکا را به‌دست بیاورد.در جایی از مصاحبه، النا از لی‌لی بریک شکایت می‌کند که او هم‌چون هم‌سر یک منتقد، عضو آژانس NKVD است. باید گفت که اوسیپ بریک، شوهر رسمی لی‌لی، منتقد برجسته‌ی ادبیات روسیه بوده. در جایی دیگر اشاره می‌کند که لی‌لی بریک پیش استالین رفته. در حالی که این درست نیست و آن‌زمان به این راحتی نمی‌شد استالین را ملاقات کرد. لی‌لی بریک به استالین نامه نوشت و از این‌که بعد از مرگ مایاکوفسکی به آثار او بی‌توجهی می‌شود و هیچ ناشری کتاب‌های او را چاپ نمی‌کند، شکایت می‌کند. استالین هم به یزوف نامه‌ای می‌نویسد و در آن از مایاکوفسکی به عنوان ارزشمندترین و بهترین شاعر عصر شوروی نام می‌برد.جایی که النا درباره‌ی اطمینان‌ش به کشته‌شدن مایاکوفسکی اشاره می‌کند، دلایلی که می‌آورد بی‌پایه و اساس است. او جلوتر عنوان می‌کند که لی‌لی بریک در قتل مایاکوفسکی نقش داشته و او بوده که مایاکوفسکی را به دشمن فروخته.مایاکوفسکی فردی ناشناخته برای دشمن (آن‌طور که النا اشاره کرده) نبوده. او هرگز عضو هیچ دسته و گروهی، به ویژه حزب کمونیسم نیز نشده؛ نزدیک‌ترین گروهی که می‌توان برای دشمنی که النا می‌گوید، فرض کرد. پس چه‌گونه کسی می‌تواند فردی سرشناس را به دشمنی که معلوم نیست کی‌ست، بفروشد. و این دشمن نامعلوم چه دلیلی می‌توانسته برای کشتن شاعر داشته باشد؟مایاکوفسکی پیش از مرگ، دوبار –به‌خاطر لی‌لی- دست به خودکشی زده بود وهردوبار هم از اسلحه استفاده کرده بود. روزهای آخر عمر نیز به یاکوبسن گفته بود که در وضع و حالی‌ست که تنها یک عشق بزرگ می‌تواند او را نجات دهد. من فکر می‌کنم که علت معشوقه‌بازی های بسیار‌ش در سال‌های آخر عمر، هم‌این بوده. او در جست‌و‌جوی دلیلی برای زنده‌گی می‌گشته (و نمی‌یافته).در حالی که خودکشی مایاکوفسکی دلایل بسیاری داشته؛ انقلاب روسیه و رژیم بلشویک که او آن‌همه به آن امید بسته بود، دوران سرد و زوال‌ش را طی می‌کرد و از اجرای آن‌همه برنامه‌های بزرگ خبری نبود. دیگری تب فوتوریسم که مایاکوفسکی هنرمند شماره‌ی یک آن بود، چندسالی می‌شد که خوابیده بود. برخوردهای نامناسب با نمایش‌نامه‌ی حمام سونا، تحریم نمایش‌گاه بیست‌سال‌ کار. ماجرای تاتیانا و ناکامیابی‌ش از معشوقه‌ها. اوضاع روحی مناسبی را برای شاعر حساس نساخته بود.النا جایی می‌‌گوید که آن طور که مردم فکر می‌کنند مایاکوفسکی بالای سرزنی خودکشی نکرده. این زن که النا از او یاد می‌کند به احتمال زیاد باید ورونیکا پولونسکایا باشد. آخرین کسی که او را زنده دید و البته هنگام شلیک گلوله بالای سر مایاکوفسکی نبوده، بلکه دقایقی پس از این‌که ورونیکا، اتاق مایاکوفسکی را در پاساژ لوبیانکا ترک می‌کند دست به این کار می‌زند و ورونیکا پس از شنیدن صدای گلوله به هم‌راه هم‌سایه‌ها وراد اتاق می‌شود. ورونیکا پولونسکایا که از ماه می 1929 تا زمان مرگ مایاکوفسکی در آوریل 1930 با مایاکوفسکی رابطه داشت، خاطرات‌ش را در کتابی با نام من عاشق مایاکوفسکی بودم (که علی شفیعی آن‌را به فارسی برگردانده) هشت سال پس از مرگ مایاکوفسکی به چاپ رساند. (که من بسیار علاقه‌مندم روزی این کتاب را کالبدشکافی کنم). او در این کتاب به صراحت بیان کرده که مایاکوفسکی عاشق او بوده و او نیز چنین. ورونیکا نیز مانند الی جونز زمانی که هم‌سر داشت با مایاکوفسکی بود و در هم‌این مدت کوتاه رابطه‌شان دوبار از او سقط جنین کرد. قطعن هیچ‌کدام از معشوقه‌های مایاکوفسکی برای او جای لی‌لی بریک را نمی‌گرفتند. خود ورونیکا نیز این‌را در کتاب‌ش بیان کرده: متوجه شدم که لی‌لی بریک به مسائل عاشقی مایاکوفسکی نه تنها بی‌اعتناست، بلکه او را تشویق هم می‌کند. اما اگر کسی قصد داشت روی مردش تاثیر عمیق بگذارد برایش غیر قابل قبول بود. او می‌خواست برای همیشه تنها فرد متعلق به ولادیمیر ولادیمیرویچ باشد، موجودی یگانه و بی‌نظیر برای مایاکوفسکی. در بین معشوقه‌های مایاکوفسکی، تاتیانا آلکسیونا (که خوش‌بختانه کتابی درباره‌ی ماجرایش با مایاکوفسکی چاپ نکرده) مهم‌ترین‌شان وده. مایاکوفسکی همان شبی که از سفر نیزا که برای دیدار مجدد الی جونز و دخترش رفته بود، بازگشت با دختر جوان روسی که در پاریس ساکن بود، آشنا شد. رابطه‌ی آن‌دو به‌سرعت چنان عمیق شد که مایاکوفسکی تصمیم گرفت با او ازدواج کند. لی‌لی بریک شدیدن مخالف این ازدواج بود. برای او چنین اتفاقی غیرممکن می‌بود. اما زمانی که مایاکوفسکی برای انجام تصمیم‌ش قصد رفتن به پاریس را داشت، به او اجازه‌ی خروج از کشور داده نشد. بنگت یانگفلت که کتابی درباره‌ی رابطه‌ی لی‌لی و مایاکوفسکی به‌ چاپ رسانده این احتمال را که خانواده‌ی بریک با نفوذشان مانع از ویزا گرفتن مایاکوفسکی و درنتیجه ازدواج‌ش شده‌اند را مطرح کرده.النا جایی درباره‌ی اطمینان از این که لی‌لی بریک از سود حق امتیاز آثار مایاکوفسکی استفاده می‌کرده و قبل از این‌که مادربزرگ و خاله‌های‌ش آن‌را تصرف کند، حق امتیاز را به‌دست آورده صحبت می‌کند. مایاکوفسکی پیش از خودکشی، نامه‌ای با نام نامه‌ی خداحافظی که به‌روشنی یک وصیتنامه بود، نوشت و درآن نامه حق امتیاز آثارش را و هم‌این‌طور دست‌نوشته‌های نخستین‌ش را به خانواده‌ی بریک بخشید.تقریبا هر زنی که برای مدت کوتاهی با مایاکوفسکی رابطه داشته همه‌جا اعلام کرده که عاشق مایاکوفسکی بوده و بیش‌تر از آن مایاکوفسکی عاشق او بوده است. راه‌های زیادی برای جاودانه‌شدن وجود دارد که رابطه با مردی بزرگ و نام‌دار یکی از آن‌هاست و هنگامی این‌ رابطه ارزش‌مند خواهد بود که آن مرد بزرگ و نام‌دار دل‌بسته‌ و وابسته‌ی آن‌ها بوده باشد.

واسيلي كامنسكي و شرح حال زندگيش با ماياكوفسكي:

منبع: واسيلی کامنسکی، زندگی من با ماياکوفسکی

توضیحات بینامتنی : مدیا کاشیگر، مقدمه‌ی کتاب ابر شلوارپوش

با تشكر از: يك پنجره

ابر شلوارپوش

[با ماياکوفسکی و بورليک] رفتيم طرف دريا. ماياکوفسکی چشم از دوردست برنمی‌داشت و خط افق را می‌کاويد. مردم در گرداگردمان، در زير آفتاب [اودسا] مشغول گردش بودند. يک‌دفعه، چشمم افتاد به دختر بسيار جذابی: قدبلند،‌ خوش‌‌اندام، چشم‌های زيبای پربرق ... خلاصه خوشگل، به‌تمام معنا خوشگل ... [به مايا کوفسکی] گفتم: «ولوديا، عجب تيکّه‌ای!» ماياکوفسکی برگشت و دختر را با دقت برانداز کرد و يک‌هو بی‌قرار شد: «شما دو تا بهتره همین‌جا بمونيد تا من برگردم ... يعنی منظورم اينه که شماها بهتره بريد مهمان‌سرا ... يعنی هر کاری دلتون خواست بکنين، اما من يک کار خيلی مهمی برام پيش‌اومده و بايد ... منظورم اينه که قرارمون باشه مهمان‌سرا درست سر ساعت ... يعنی درست نمی‌دونم چه ساعتی،‌ اما قرارمون باشه مهمان‌سرا ... من کار دارم ... » وقتی ماياکوفسکی بالاخره برگشت مهمان‌سرا، فوق‌العاده هيجان‌زده بود، لبخند می‌زد و حواسش پاک پرت بود و اصلاً به ماياکوفسکی هميشگی شبيه نبود.

از پیش‌گامان جنبش فوتوريسم روس ـ مکتبی که می‌خواست با ساختن واژه‌های نو و بهره‌گيری از جادوی آواها، در زبان شعر انقلاب کند ـ دو تن عشقی را شاهد بودند که شعر ابر شلوارپوش از آن جان گرفت: داويد بورليک، شاعر، نقاش و فردی که به اعتراف ماياکوفسکی فوتوريسم روس با او زاده شد و واسيلی کامنسکی، شاعر و فوتوريست مادرزاد.ولاديمير مایاکوفسکی، شعر ابر شلوارپوش را پس از شکست عشقش به ماريا آلکساندروونا دنيسووا، دختر جوانی از اهالی اودسا سرود. سرودن شعر در قطاری که وی را همراه با بورليک و کامنسکی از نيکولايف به کيشنف می‌برد،‌ در ژانویه‌ی ۱۹۱۴ آغاز شد و هجده ماه به درازا کشيد.در ۱۹۱۳ماياکوفسکی بیانیه‌ی «سیلی برگوش عامه» را نشر می‌دهد، با بقیه‌ی شاعران درگیر می‌شود، جنجال می‌آفريند، نامش بر سر زبان‌ها می‌افتد و شاعران رسمی او را به دریافت لقب «مادر سگ» مفتخر می‌سازند. سرانجام از مدرسه‌ی هنرهای زیبای مسکو اخراج می‌شود تا هم‌راه با بورلیک در سفری به سر تا سر روسیه، با شب شعر و سخن‌رانی، فوتوریسم را معرفی کند.در ژانویه‌ی ۱۹۱۴ ماياکوفسکی، بورلیک و کامنسکی به اودسا می‌رسند. قرار بر آن بوده است که در ۱۶ و ۱۹ ژانويه شب شعر داشته باشند و بعد به کيشنیف بروند، چون شب شعر ديگری در آن‌جا، برای ۲۱ ژانويه پيش‌بينی شده بود.و اما در اودسا ماياکوفسکی عاشق می‌شود،‌ عاشق ماريا دنيسووا. از اين عشق سرانجام، پس از هجده ماه درد و زایمانی سخت، ابر شلوارپوش به‌دنیا می‌آيد. کل ماجرای عشق، ولی يک هفته بیشتر طول نمی‌کشد، از ۱۴ تا ۲۱ ٰژانویه

[روز بعد] ناهار را در خانه‌ی ماریا دنیسووا که با خواهر و شوهر خواهرش زندگی می‌کرد، بودیم و برنامه‌ی ناهار فوری به جشنواره‌ی شعر بدل شد و تقریباً همه‌ی وقتمان به شعرخوانی و بحث‌های پرطمطراق درباره‌ی شعر گذشت. ولوديا روی دور بود و دائم خوش‌مزگی می‌کرد و حرف می‌زد. می‌خواست دل همه‌ی حاضران و بیشتر از همه دل ماريا دنيسووا را ببرد [...] تا ساعت‌ها پس از برگشتن به مهمان‌سرا، همه هنوز بی‌قرار بوديم [...] ولوديا عصبی بود و مدام در اتاق قدم می‌زد و نمی‌دانست با هجوم این عشق چه کند. پیوسته در حرکت بود و با خود تکرار می‌کرد: «چه کنم؟ نامه بنویسم؟ احمقانه نیست؟ یک‌دفعه همه چیز را بهش بگم؟ حتما می‌ترسه ... »

اولین شب شعر فوتوریست‌ها در ۱۶ ژانویه برگزار می‌شود و ماریا دنیسووا به شنیدن شعر شاعران می‌آيد. ۱۹ ژانويه شب شعر دوم برگزار می‌شود. بناست فوتوریست‌ها در ۲۱ ژانویه در کیشینف باشند اما مایاکوفسکی عاشق است و ساعت حرکت را دم به دم عقب می‌اندازد:

دلمان می‌خواست کمکش کنیم اما نمی‌توانستیم. ولودیا در عشق و عاشقی هم مثل بقیه‌ی چیزها عجول بود. [...] کاش ولودیا را می‌دیدید! نه خودش خواب و خوراک داشت و نه می‌گذاشت ما بخوابیم. بورلیک برگشت و با صراحت به وی گفت: «ولادیمیر ولادیمیچ، همه‌ی اين دردهات بیهوده است. بی‌دلیل خودت رو آزار می‌دی! حرفم رو باور کن. تجربه نشون داده هیچ‌وقت عشق اول نتیجه‌ی خوبی نداره. این رو همه می‌دونن ... » اما مایاکوفسکی خشمگین شد و پاسخ داد: « شاید برای دیگران این‌طور باشه ولی برای من فرق می‌کنه!» روز بعد، سر صبحانه، مایاکوفسکی تنها بود و هیچ نمی‌گفت ...

احتمالاً ـ همان‌طور که از متن ابر شلوارپوش آشکار است ـ ماریا روز آخر به مهمان‌سرای آن سه آمد. مایاکوفسکی وقتی با او تنها شد، اول طرحی از چهره‌ی او کشید و بعد پاسخ ماریا را به عشقش جویا شد. پاسخ ماریا هم هم‌چنان که می‌دانیم، منفی بود:

ظهر که دوباره او را دیدیم، با صدایی خفه که به زحمت از گلویش بیرون می‌آمد، گفت: «بریم.» [...] در اتاقک یک واگن تخت‌دار، از نیکولایف به کیشینف می‌رفتیم و بحث می‌کردیم. می‌خواستیم ولودیا را سر شوق بیاوریم، اما ولودیا با نگاهی گم، به منظره‌ی گذرای بیرون خیره بود و زیر لب شعر معروف سوریانین را می‌خواند: «در کنار دریا بود ... » آن را می‌خواند و باز می‌خواند، با آهنگ‌های مختلف و بعد یک‌دفعه، در حالی که لبخند تلخ و عجیبی بر لبانش نشسته بود، گفت: «دراودسا بود، اودسا ... »

و این‌گونه بود که ابر شلوارپوش زاده شد و البته یكسال و نیم طول کوشید تا مایاکوفسکی، چکامه‌ی بلند ابر شلوارپوش را کامل کند و فریاد عشقی که در وجودش سر بلند کرده بود، در ابر بريزد و شعری را بسراید که عشق شکست‌خورده‌ی او را به آرزوی فنای جهان خودکامگی پیوند ‌زند.منظومه‌ی بلند ابر شلوارپوش این‌گونه آغاز می‌شود:

شلوار پوش

فکرتان خواب می‌بیند
بر بستر مغزهای وارفته
خوابش
نوکران پروار را ماند
بر بستر آلودهباید برانگیزم جامه‌ی خونین دلم را
باید بخندم به این زخم‌ها
باید عنق و وقیح
ریشخند کنم
باید آن‌قدر بخندم
تا دلم آرام گیرد[...]ای شما
ظریف‌ترین ظریف‌ها
که عشق را با کمانچه می‌خواهید
ای شما
خشن‌ترین خشن‌ها
که عشق را با طبل و تپانچه می خواهید
سوگند
حتی يک‌ نفرتان
نمی‌تواند
پوستش را
چون من
شیار اندازد
تا نماند بر آن
جز
رد در رد لب و لبگوش کنید
در آن‌جا
در تالارزنی هست
که از انجمن فرشته‌های آسمان دست‌ مزد می‌گيرد
لباس تنش نازک است و برازنده
می‌بینیدش
که ورق می‌زند لب‌هایش را
انگار که کدبانویی کتاب آشپزی رااگر بخواهید
تن هار می‌کنم
همانند آسمان
رنگ در رنگاگر می‌خواهید
حتی از نرم نرم‌تر می‌شوم
مرد
نه
ابری شلوارپوش می‌شومو سپس در چهار بخش بلند دیگر، ادامه می‌یابد. قسمتی دیگر از بخش اول این منظومه‌ی بلند را در ادامه، همين‌جا می‌توانید بخوانید. برای خواندن نسخه‌ی کامل شعر، می‌توانید به کتاب ابر شلوارپوش، ترجمه‌ی مدیا کاشیگر، نشر مینا، رجوع کنید. کتابی که علاوه بر منظومه‌‌ی ابر شلوارپوش، شامل دو شعر بلند دیگر از مایاکوفسکی نیز هست: «نی‌لبک مهره‌های پشت» و «سال‌گشت»:تب نوبه می‌افتدشعر می‌بافددر فکری ...در اودسا بوداودساماریا می‌گوید:تا ساعت چهارهشت
نه
دهمی‌رسد دهشت شب
تنها می‌گذارد پنجره را
شب
شب سیاه
شب سرد زمستان[...] می‌آیی
عنق‌تر از عنق
می‌گزی پوست گوزن دست‌کشت را
می‌گویی:
راستی خبر داری؟
دارم شوهر می‌کنمبکن!
به درک!
خیال می‌کنی از پا در می‌آیم؟
چه باک!
ببین
آرامم
آرام‌تر از نبض يک مرده[...]از نو عاشق
باز روشن خواهم کرد
خم ابرو
به آتش
باز خواهم چرخاند
خم ابروی به آتش روشنم را
در قمارخانه‌ها
آواره‌های بی‌خانه راخانه
خانه‌های سوخته استیازی‌ام می‌دهی؟
جنونت
یاقوت است
عقل یاقوتت
اما
نمی‌ارزد به پشیزگدایان
يادت رفته؟[...]الو!
مامان؟
مامان!
پسرت مریض شده
پسرت
بهترین مریضی دنیا را گرفته
مامان!
قلب پسرت گر گرفته
مامان
به خواهرها بگو
به لودا
به اولگا
بگوپسرت
برادرشان
در به در شدههر کلامی می‌جهد بیرون
از دهان سوخته‌اش
رانده است و مطرود
حتی هر شوخی‌اش
مطرود است و راندهدهان سوخته‌ی پسرت
روسپی‌خانه‌ی آتش گرفته‌ای است
قی‌ می‌کند
روسپیان برهنه‌اش رامردم بو می‌کشندبوبوی سوختگی استآتش‌نشانی کمک!
اما
آتش‌نشان‌ها
درنگ!
ترا به چکمه‌هايتان
ترا به برق کلاهتان
قلب مشتعلم را
با ملايمت خاموش کنید ...

آثار ترجمه شده در ایران:
ابر شلوار پوش – ترجمه مدیا کاشیگر-نشر مینا
خودم زندگی و کار- ترجمه مدیا کاشیگر- نشر مینا
شعر چگونه ساخته می شود – ترجمه اسماعیل عباسی-جلیل روشندل-انتشارات بابک
آمریکایی که من کشف کردم – ترجمه وازریک در ساهاکیان –نشرنقره
ساس – ترجمه ع. نوریان – نشر مینا
حمام-ترجمه ع.نوریان –نشر مینا
درباره مایاکوفسکی:
مایاکوفسکی شاعر- الزا تریوله –ترجمه ع. نوریان –نشر مینا
من عاشق مایاکوفسکی بودم – ورونیکا پولونسکایا – نشر قصه



حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ
موضوع :
از ابتدای تمدنهای بشری حکام بوجود آمدند. تمدن اولیه یعنی شهر نشینی و ایجاد طبقات اجتماعی و نوشتن، به روایات مختلف حدود 7 یا 8 یا 10 هزار سال پیش از بین النهرین و ایران آغاز گردید. کسی بدرستی نمیداند اول حاکمان بودند یا اول مردم درست مانند، ضربالمثل تخم و مرغ. در هر صورت حاکمان برای به تبعیت کشیدن مردم، دست به ترفند های مختلف زدند، از فرقه ها و دین های عجیب و غریب، تا خرافات و دروغ گفتن و نوشتن ( در کتیبه معروف داریوش ذکر است ). بسیاری از نوشته ها و کتیبه ها و داستانها از، این ترفند هاست که هنوز تا همین لحظه ادامه دارد. یکی از مهمترین آنها، دروغ حمله الکساندر به ایران است. پردازندگان داستان اسکندر مقدونی، که حدود ششصد سال پس از مرگ او داستانش را بدین صورت پرداخته اند توجه نکردند، نخستین عامل پیروزی در جنگها، فزونی شمار جنگ جویان و برتری سلاح و سازو برگ و سابقه و تجربه فرمانده هان در لشکر آراییها و نبرد ها ست، همراه با آ گاهی دقیق از سرزمین های دشمن و اقتصاد آن. دروغگوهای درتاریخ ما جولان میدهند مانند، چنگیز و مارکوپلو و دهها مسئله مهم تاریخی و جغرافیایی و سیاسی دیگر و افشا گری های متعدد، و راه کارهای نوجهت شناسائی دروغها وحذف آنها از تاریخ ایران عزیز در وبلاگ انوش راوید به نام: جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران. ما که نمی توانیم به جهان بگوییم چه بنویسید، چه ننویسید چه بسازید یا چه نسازید، باید اول پیروزی دروغی اسکندر، و بسیاری دروغهای دیگر از کتابهای درسی ایران حذف شود، ده پانزده سال پیش، بارها به کتابهای درسی نوشتم عکسها ونوشتهای الکساندر یونانی وبقیه دروغها را بر دارید، و جواب ندادند یا سر بالا دادند. بخود رحم نمیکنیم آنوقت از پول پرستان توقع داریم. بعد برویم یخه 300 ها را بگیریم. اسکندر مقدونی جوان بیست ساله تهیدست و بی تجربه از سرزمین کم جمعیت، و با اقتصاد نا چیز نمی توانسته بدین آسانی به پا خیزد و امپراطوری بزرگی را متلاشی کند.

محمد محبوبترین اسم در انگلیس
موضوع :
روزنامه «ديلي تلگراف» انگليس با ارايه گزارشي در زمينه نامگذاري نوزادان پسر متولدشده در اين كشور، محمد را رايجترين محبوبترين نام در انگلستان معرفيكرد.
به گزارش سرويس دين و انديشه خبرگزاري انتخاب ، روزنامه ديلي تلگراف در اين گزارش اعلامكرد: در حال حاضر، بيشتر مسلمانان انگليس نام نوزادان پسر خود را محمد گذاشته و انتظارميرود، در پي افزايش ميانگين زاد و ولد مسلمانان مهاجر بنگلادشي و پاكستاني در انگليس، محمد، بيشترين نامي باشد كه در انگلستان انتخاب ميشود.
در ادامه اين گزارش آمدهاست: در سال گذشته ميلادي، نام 5991 نوزاد پسر متولدشده در انگلستان محمد نهادهشد كه بعد از اسم «جك» با 6928 نام، بيشترين نام براي نوزادان پسر در اين كشور بود.
«محمد انور»، استاد عراقي دانشگاه «وارويك» انگلستان در اينباره گفت: مسلمانان بيشتر دوستدارند نامي كه براي كودكان خود انتخابميكنند با مقدسات ديني آنها ارتباط داشتهباشد.
وي افزود: با توجه به اينكه بيشتر مسلمانان ساكن انگلستان عموماً جوان هستند، ميتوان انتظارداشت كه آمار زاد ولد مسلمانان افزايشيابد و بر شمار نوزادان پسر با نام محمد افزودهشود.
همچنين پيش از اين منابع دولتي انگليس اعلامكردند: نام محمد در بررسيهاي اوليه در رتبه بيست وسوم فهرست اسامي گذاشتهشده بر روي نوزادان قرارگرفت، اما پس از جمعآوري 14 نوع نوشتن اين اسم، نام محمد در رتبه دوم قرارگرفت.
مجله «تايمز» نيز با ارائه گزارشي با همين موضوع آوردهاست: تا پايان سال جاري ميلادي نام محمد در انگلستان به رتبه اول خواهدرسيد.


زندگينامه آنتوان لوران لاووازيه
موضوع :

آنتوان لوران لاووازيه در 26 اوت 1743 در پاريس از پدر و مادري ثروتمند و مرفه زاده شد. او زير نظر استاداني قابل نجوم و گياه شناسي و شيمي و زمين شناسي را به خوبي فراگرفت. پس از اتمام دوره حقوق بار ديگر به علوم گراييد و سه سال بعد در آن هنگام كه جواني 25 ساله بود به عضويت فرهنگستان سلطنتي علوم برگزيده شد.
لاووازيه كه در حقيقت بنيانگذار شيمي جديد محسوب مي شود، تجزيه و سنجش توأم با نتيجه گيري صحيح را پايه و اساس اين علم قرار داد. وي نخستين كسي بود كه ترازو را جهت سنجش و تحقيق در فعل و انفعالات شيميايي در آزمايشگاه وارد كرد. قبل از او دانشمندان شيمي در مورد سوختن، عقيده عجيبي داشتند و آن را اين طور تعريف مي كردند كه «هر جسم سوختني داراي ماده اي است نامرئي به نام فلوژيستن و چون جسم مشتعل شود اين ماده از آن خارج مي شود. هرچه جسم بيشتر قابل اشتعال باشد مقدار بيشتري از اين ماده در بر دارد و شعله همان فلوژيستيك است كه از جسم متصاعد مي گردد». به موجب اين نظريه قدما معتقد بودند كه وقتي جسمي در هوا مي سوزد سبكتر مي شود زيرا ماده فلوژيستن آن خارج مي گردد. اين نظريه نادرست سراسر قرن هجدهم را به كلي مسموم ساخته بود و حتي دانشمندان بزرگ نيز بدان اعتقاد داشتند چنانكه پريستلي هنگامي كه گاز اكسيژن را براي نخستين بار تهيه نمود آن را «هواي بدون فلوژيستن» نام نهاد.
لاووازيه كه شيميدان برجسته اي براي هميشه است امكان درك و شناخت عناصر گازي شكل را فراهم كرد. در دوران سلطه «نظريه آتشزايي» (نظريه اي كه در بالا ذكر شد) وسايل تجربي زيادي فراهم آمده بود كه سبب دگرگوني هاي انقلابي در شيمي شدند. بيشترين اعتبار اين تحولات مديون زحمات لاووازيه است كه درك درستي از اكسيژن را ميسر كرد. انگلس F. Engels نوشت كه: لاووازيه مي توانست نقطه مقابل و ضد فلوژيستون افسانه اي را در اكسيژني كه پريستلي به دست آورده بود بيابد و در نتيجه قادر بود كل نظريه آتشزايي را از پا در آورد اما اين كار نمي توانست نتايج تجربي حاصل از پذيرفتن آتشزاها را از بين ببرد برعكس آن نظريات پا برجا بودند و فقط ترتيب بيانشان وارونه شده بود و از كلمه فلوژيستيك به عباراتي كه اكنون در زبان شيمي اعتبار دارند برگردانده شده بود و بنابراين اعتبارشان حفظ شده بود.
راه لاووازيه براي كشف اكسيژن خيلي مستقيم تر از راه ديگر هم عصرانش بود. در آغاز اين دانشمند فرانسوي نيز گرايش به نظريه آتشزايي داشت ولي هرچه بيشتر كه به نتايج تجربي مي رسيد بيشتر از آن نظريه كناره مي گرفت. در اول نوامبر سال 1772 شرح تجربياتش در زمينه احتراق تركيبات مختلف در هوا را به اين ترتيب پايان بخشيد كه گفت: وزن همه مواد از جمله فلزات بر اثر احتراق و سوختن افزايش مي يابد نظر به اينكه چنين واكنشها نياز به مقدار زيادي هوا داشتند. لاووازيه نتيجه گيري ديگري هم كرد و گفت: هوا مخلوطي از گازهاي با خواص گوناگون است كه در حين سوختن مواد، قسمتي ازآن با ماده سوزنده تركيب مي شود. در آغاز لاووازيه اين جزء از هوا را مشابه هواي ثابت بلاك تلقي كرد ولي به زودي متوجه اشتباه خود شد. در فوريه سال 1774 اين دانشمند فرانسوي متوجه شد كه آن قسمت از هوا كه با مواد در هنگام سوختن تركيب مي شود مناسبترين جزء هوا براي تنفس است، به اين ترتيب لاووازيه رودر روي اكسيژن قرار گرفت ولي از اعلام كشف گاز جديد خودداري كرد زيرا مي خواست چند تجربه تكميلي انجام دهد.
در اكتبر سال 1774 پريستلي كشف خود را به لاووازيه گزارش كرد و اين گزارش مفهوم واقعي كشف لاووازيه را براي خودش روشن كرد، وي بلافاصله به تجربه با اكسيد قرمز جيوه كه مناسبترين مولد اكسيژن بود پرداخت. در آوريل 1775 لاووازيه گزارشي تحت عنوان «يادداشتي درباره طبيعت ماده اي كه هنگام سوختن فلزات با آنها تركيب مي شود و سبب افزايش وزن ماده توليد شده مي شود» به آكادمي علوم فرانسه داد.
در واقع اين كشف اكسيژن بود لاووازيه نوشت كه اين نوع هوا را پريستلي و شيل و خودش تقريباً به طور همزمان كشف كرده اند. ابتدا وي آن را مناسبترين هوا براي تنفس ناميد ولي بعد نامش را «هواي زندگي بخش يا توانبخش» گذاشت.به اين ترتيب ملاحظه مي شود كه لاووازيه با دركي كه از طبيعت اكسيژن كرده بود تا چه اندازه بر همزمانانش پيشي گرفت. در مرحله بعدي دانشمند مزبور به اين نتيجه رسيد كه «مناسبترين هوا براي تنفس» يكي از مواد بنياني در ساخت اسيدهاست يعني مهمترين قسمت همه اسيدهاست بعدها معلوم شد كه اين اعتقاد اشتباه بوده است (وقتي اسيدهاي بدون اكسيژن هالوژنه تهيه شدند) ولي در سال 1779 لاووازيه انديشيد كه اين خاصيت را در نام گاز كشف شده بگنجاند و از آن پس اين عنصر را اكسيژن «oxygen» ناميد كه از كلمه يوناني «اسيد ساز» گرفته شده است. انگلس نوشته است: «پريستلي و شيل بدون اينكه بدانند ست روي اكسيژن گذاشته اند، آنها را تهيه كردند» .... و گرچه لاووازيه همان گونه كه بعدها اعتراف كرده است اكسيژن را همزمان و مستقل از آن دو نفر تهيه نكرده بود با توجه به اين كه آن دو نفر نمي دانستند چه چيزي را تهيه كرده اند لاووازيه را بايد كاشف اكسيژن شناخت از جمله خطراتي كه جان لاووازيه را به مخاطره انداخته بود و بيشتر جنبه سياسي داشت هنگام انقلاب كبير فرانسه در سال 1789 يعني در آن هنگام كه انقلابيون زمام امور پاريس را در دست داشتند رخ داد. لاووازيه رساله معروفي در باب اقتصاد سياسي موسوم به «ثروتهاي زيرزميني فرانسه» به رشته تحرير درآورد اين كتاب يكي از مهمترين كتبي است كه در مبحث اقتصاد نوشته شده است.
سرانجام آنتوان لاووازيه در سال 1794 در دادگاه انقلابي به رياست ژان باتيست كوفن هال به جرم خيانت به ملت همراه چندتن ديگر تسليم تيغه گيوتين شد در حاليكه 51 سال سن داشت.
پس از مرگ لاووازيه لاگرانژ گفت: «تنها يك لحظه وقت آنان براي بريدن آن سر صرف شد و شايد يكصد سال زمان نتواند سر ديگري همانندش بوجود آورد.»



زندگينامه ي خوارزمي ابوجعفر محمدبن موسي
موضوع :

خوارزمي ابوجعفر محمدبن موسي از دانشمندان بزرگ رياضي و نجوم مي باشد. از زندگي خوارزمي چندان اطلاع قابل اعتمادي در دست نيست الا اينكه وي در حدود سال 780 ميلادي در خوارزم (خيوه كنوني) متولد شد. شهرت علمي وي مربوط به كارهايي است كه در رياضيات مخصوصاً در رشته جبر انجام داده به طوري كه هيچ يك از رياضيدانان قرون وسطي مانند وي در فكر رياضي تأثير نداشته اند. اجداد خوارزمي احتمالاً اهل خوارزم بودند ولي خودش احتمالاً از قطر بولي ناحيه اي نزديك بغداد بود به هنگام خلافت مأمون وي عضو «دارالحكمه» كه مجمعي از دانشمندان در بغداد به سرپرستي مأمون بود، گرديد. خوارزمي كارهاي ديونانتوس را در رشته جبر دنبال كرد و به بسط آن پرداخت. خود نيز كتابي در اين رشته نوشت الجبر و المقابله كه به مأمون تقديم شده كتابي است درباره رياضيات مقدماتي و شايد نخستين كتاب جبري باشد كه به عربي نوشته شده است. دانش پژوهان بر سر اين كه چه مقدار از محتواي كتاب از منابع يوناني و هندي و عبري گرفته شده است اختلاف نظر دارند. معمولاً در حل معادلات دو عمل معمول است. خوارزمي اين دو را تنقيح و تدوين كرد و از اين راه به وارد ساختن جبر به مرحله علمي كمك شاياني انجام داد. اثر رياضي ديگري كه چندي پس از جبر نوشته شد رساله است مقدماتي در حساب كه ارقام هندي (يا به غلط ارقام عربي) در آن به كار رفته بود و نخستين كتابي بود كه نظام ارزش مكاني را (كه آن نيز از هند بود) به نحوي اصولي و منظم شرح مي داد. اثر ديگري كه به مأمون تقديم شد زيج السند هند بود كه نخستين اثر اخترشناسي عربي است كه به صورت كامل برجاي مانده و شكل جداول آن از جداول بطلميوس تأثير پذيرفته است. كتاب صورت الارض كه اثري است در زمينه جغرافيا اندك زماني بعد از سال 195-196 نوشته شده است و تقريباً فهرست طولها و عرضهاي همه شهرهاي بزرگ و اماكن را شامل مي شود. اين اثر كه احتمالاً مبتني بر نقشه جهان نماي مأمون است (كه شايد خود خوارزمي هم در تهيه آن كار كرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتني بر جغرافياي بطلميوسي بود. اين كتاب از بعضي جهات دقيق تر از اثر بطلميوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر ديگري كه برجاي مانده است رساله كوتاهي است درباره تقويم يهود. خوارزمي دو كتاب نيز درباره اسطرلاب نوشت آثار علمي خوارزمي از حيث تعداد كم ولي از نفوذ بي بديل برخوردارند زيرا كه مدخلي بر علوم يوناني و هندي فراهم آورده اند عمده بر جبر قرون وسطايي داشت. رساله خوارزمي درباره ارقام هندي پس از آنكه در قرن دوازدهم به لاتيني ترجمه و منتشر شد بزرگترين تأثير را بخشيد. نام خوارزمي متراف شد با هر كتابي كه درباره «حساب جديد» نوشته مي شد (و از اينجا است اصطلاح جديد «الگوريتم» ]به معني قاعده محاسبه[.
كتاب جبر و مقابله خوارزمي كه به عنوان الجبرا به لاتيني ترجمه گرديد باعث شد كه همين كلمه در زبانهاي اروپايي به معناي جبر به كار رود. نام خوارزمي هم در ترجمه به جاي «الخوارزمي» به صورت «الگوريسمي» تصنيف گرديد و الفاظ آلگوريسم و نظاير آنها در زبانهاي اروپايي كه به معني فن محاسبه ارقام يا علامات ديگر است مشتق از آن مي باشد.
ارقام هندي كه به غلط ارقام عربي ناميده مي شود از طريق آثار فيبوناتچي به اروپا وارد گرديد. همين ارقام انقلابي در رياضيات به وجود آورد و هرگونه اعمال محاسباتي را مقدور ساخت. باري كتاب جبر خوارزمي قرنها در اروپا مأخذ و مرجع دانشمندان و محققين بوده و يوهانس هيسپالنسيس و گراردوس كرموننسيس و رابرت چستري درقرن دوازدهم هر يك از آن را به زبان لاتيني ترجمه كردند. نفوذ كتاب زيح السند چندان زياد نبود اما نخستين اثر از اين گونه بود كه به صورت ترجمه لاتيني به همت آدلاردباثي در قرن دوازدهم به غرب رسيد. جداول طليطلي (تولدويي) يكجا قرار گرفتند و به توسط ژراركرمونايي در اواخر قرن يازدهم به لاتيني ترجمه شدند، از مقبوليت گسترده تري در غرب برخوردار شدند و دست كم يكصد سال بسيار متداول بودند از كارهاي ديگر خوارزمي تهيه اطلسي از نقشه آسمان و زمين و همچنين اصلاح نقشه هاي جغرافيايي بطلميوس بود. جغرافياي وي تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، ديگر از كتب مهم خوارزمي در حدود سال 848 ميلادي مطابق با 232 هجري قمري درگذشت.



بور و هايزنبرگ از بمب چه گفتند؟
موضوع :

 

بور و هايزنبرگ دو فيزيكدان برجسته قرن بيستم، در سپتامبر ۱۹۴۱ درست در بحبوحه جنگ جهانى دوم ملاقاتى داشتند كه به يكى از بحث انگيزترين رويدادهاى تاريخ علم بدل شده است. اهميت آن ديدار به دليل حرف هايى است كه اين دو دانشمند از انرژى هسته اى و همين طور سلاح هسته اى زده اند. سال ها بعد از آن ملاقات و بعد از جنگ، فيزيكدانان ديگر و مورخين علم ادعاهاى عجيبى در مورد آن ملاقات مطرح كردند. حرف هايى از اين دست كه هايزنبرگ قصد داشته از بور اطلاعات بگيرد، يا اينكه بور اطلاعات هايزنبرگ را در اختيار آمريكايى ها قرار داده است. اين مقاله سعى دارد ضمن بررسى اين ملاقات نگاهى به رويدادهاى آن سال ها و چگونگى ساخته شدن سلاح هسته اى بيندازد.

 

هايزنبرگ شاگرد ممتاز

ورنر هايزنبرگ فيزيكدان آلمانى و برنده نوبل فيزيك يكى از برجسته ترين فيزيكدانان قرن بيستم است و نيلز بور دانماركى كه او نيز برنده نوبل فيزيك شد از شاگرد آلمانى اش مشهورتر است. سابقه آشنايى اين دو فيزيكدان به سال هاى دهه ۲۰ و هنگام شكل گيرى مكانيك كوانتومى بازمى گردد. هايزنبرگ پس از پايان دوران دكترا در آلمان به دانمارك رفت تا در موسسه اى در كپنهاگ دستيار بور شود. در آن سال ها كپنهاگ به مركز فيزيك مدرن تبديل شد و دانشمندان زيادى در آنجا گرد آمدند تا مكانيك كوانتومى را كامل كنند. نام هاى بزرگى چون ماكس بورن، ولفگانگ پاولى، پل ديراك و... به آن موسسه رفت و آمد داشتند اما در راس آنها بور و هايزنبرگ قرار داشتند. هايزنبرگ جوان خيلى زود به نتايج خوبى رسيد و فرمول بندى ماتريسى خود از مكانيك كوانتومى را ارائه داد و همچنين اصل عدم قطعيت خود را مطرح كرد. بعد از اين سال ها هايزنبرگ به آلمان بازگشت و در دانشگاه لايپزيگ مشغول تدريس شد و بور نيز در كپنهاگ ماند. پس از آن نيز هايزنبرگ به دانشگاه برلين رفت. همزمان با آن قدرت نازى ها در آلمان شدت مى يافت. موج مهاجرت دانشمندان و فيزيكدانان همكار هايزنبرگ شروع شده بود، خيلى هايشان به دليل ترس از يهودى بودن آلمان را ترك مى كردند. اما هايزنبرگ كشورش را ترك نكرد. او شخصيتى احساساتى داشت و با وجود مخالفت با سياست هاى رايش سوم، حس وطن پرستى اش اجازه مهاجرت را به او نمى داد. شروع دوران جديد براى او به معنى سازش بود: «در آغاز هر درس انسان ناچار بود دستش را بلند كند و سلام نازى بدهد. اما آيا من حتى پيش از به قدرت رسيدن هيتلر دستم را بلند نمى كردم

و براى دوستانم تكان نمى دادم؟ آيا به راستى اين يك سازش غيرشرافتمندانه محسوب مى شد؟ انسان مجبور بود همه نامه هاى رسمى با جمله هايل هيتلر را امضا كند. سازشى اينجا، سازشى آنجا و بالاخره كجا بايد خط فاصل را مى كشيديم؟ اما براى سازش بايد حساب پس مى داديم و شايد هم بدتر از آن.» او عقيده داشت مردم بايد سعى كنند از فاجعه جلوگيرى كنند نه اينكه از آن فرار كنند. هايزنبرگ كه در تابستان ۱۹۳۹ براى سخنرانى و همچنين ديدن همكارانش به آمريكا سفر كرده بود، از جانب آنها تشويق به ماندن شد. او در خاطراتش نوشته است:«آنها اصلاً نمى توانستند بفهمند كه آدمى عقل به سرش باشد و به كشورى برگردد كه به شكست آن يقين كامل دارد.» هايزنبرگ با يك كشتى تقريباً خالى كه گواه از درستى استدلالات همكارانش داشت، درست قبل از شروع جنگ به كشورش بازگشت.

با شروع جنگ هايزنبرگ و ديگر همكارانش به خدمت فراخوانده شدند و كارى كه از آنها انتظار داشتند استفاده فنى از انرژى اتمى بود. به اين ترتيب هايزنبرگ و ديگر فيزيكدانان آلمانى كه در آن كشور مانده بودند عضو اجبارى باشگاه اورانيوم شدند. همان طور كه هايزنبرگ در خاطراتش ذكر مى كند، در آن زمان اعتقاد داشت كه استفاده از انرژى اتمى زمان زيادى مى برد. او ادعا مى كرد كه ساختن رآكتور بسيار آسان تر و كم هزينه تر از ساختن بمب اتمى است. «جدا كردن دو ايزوتوپ سنگين مثل اورانيوم ۲۳۵ و اورانيوم ۲۳۸ با اختلاف جرمى كمى كه دارند و توليد آنها به ميزانى كه دست كم چند كيلوگرم اورانيوم ۲۳۵ از آن به دست آيد، كار فنى غول آسايى است. اما در رآكتور اتمى تنها چيزى كه نياز داريم چند تن اورانيوم بسيار خالص به اضافه گرافيت يا آب سنگين است. اين كار به تلاش كمترى، در حدود يك صدم يا حتى يك هزارم، نياز دارد.» هايزنبرگ در قسمت هايى از خاطراتش ذكر مى كند كه اصلاً قصد كمك به ساختن سلاح هسته اى را نداشته و بيشتر به دنبال راه هاى صلح آميز استفاده از اين انرژى جديد بوده است. او مى گويد هدفش به تعويق انداختن عملى شدن مطالعات نظرى شان بوده است. «گرچه ما مى دانستيم كه ساختن بمب اتمى امكانپذير است و روش دقيق ساخت آن را هم مى شناختيم، اما اشكالات فنى اين كار را از آنچه بود بزرگتر مى پنداشتيم. بنابراين با كمال خوشحالى مى توانستيم گزارش صادقانه اى از آخرين تحولات به مقامات ارائه دهيم و مطمئن باشيم كه هيچ گونه اقدام جدى براى ساختن بمب اتمى در آلمان صورت نخواهد گرفت.»

 

بور، استاد شگفت زده

 در سپتامبر ۱۹۴۳ نيلز بور فهميد كه گشتاپو در آلمان قصد دستگيرى او را دارد. چند هفته بعد، در ۲۹ سپتامبر، او، همسرش و برخى ديگر كه اميدى براى فرار از دانمارك داشتند با قايقى مخفيانه به سوئد گريختند. در روز ۶ اكتبر نيروهاى انگليسى بور را به تنهايى به اسكاتلند فرستادند كه از آنجا به لندن رفت. بور در لندن با جان اندرسون شيمى- فيزيكدانى كه مدير پروژه بمب اتمى انگليس بود ملاقات كرد و اندرسون خلاصه اى از برنامه انگليسى- آمريكايى بمب را براى فيزيكدان دانماركى توضيح داد. بنا به گفته آيگه، پسر بور كه يك هفته بعد به پدرش در انگلستان پيوست و در تمام طول جنگ دستيار او بود؛ بور از روند پيشرفت برنامه انگليسى- آمريكايى شديداً غافلگير شده بود. شايد شوكه شدن توصيف بهترى از وضعيت او باشد.

غافلگيرى بور دو دليل داشت. در طول دهه ۳۰ ميلادى وقتى كه فيزيك هسته اى در حال پيشرفت بود، بور در موقعيت هاى زيادى گفته بود كه فكر مى كند هر استفاده عملى از انرژى هسته اى غيرممكن است. اما وقتى در بهار ۱۹۳۹ جزئيات مهمى مربوط به شكافت هسته اورانيوم را فهميد، آن ديدگاه تغيير كرد. در دسامبر ۱۹۳۸ شيمى- فيزيكدانان آلمانى، اوتو هان و فريتس اشتراسمن كشف كردند كه اورانيوم اگر با نوترون بمباران شود قابل شكافت است. ليزمايتنر دستيار اوتو هان حدس زده بود كه هسته هاى اورانيوم در آزمايش ها دوپاره مى شوند و بنابراين نام «شكافت» را بر روى اين فرايند گذاشته بودند. در آزمايش ها از اورانيوم طبيعى استفاده مى شد كه ۹۹ درصد آن اورانيوم ۲۳۸ است و تقريباً ۷۰ درصد از يك درصد باقى مانده اورانيوم ۲۳۵ است كه هسته آن ۳ نوترون كمتر از ايزوتوپ ديگر دارد. ايزوتوپ ها از لحاظ شيميايى تمايزناپذير هستند. آنچه بور فهميد اين بود كه به خاطر تفاوت هاى ساختارى تنها ايزوتوپ هاى كمياب ۲۳۵ در آزمايش هان- اشتراسمن شكافته مى شوند. او نتيجه گرفت كه ساختن سلاح هسته اى تقريباً غيرممكن است، زيرا مستلزم جداسازى ايزوتوپ ها است كه كارى بسيار مشكل است. بور در دسامبر ۱۹۳۹ در يك سخنرانى ادعا كرد، با وسايل تكنيكى حاضر خالص سازى ايزوتوپ هاى كمياب براى تحقق واكنش زنجيره اى غيرممكن است. بنابراين زياد عجيب نيست كه چرا بور چهار سال بعد با فهميدن آنچه متفقين قصد انجامش را داشتند شوكه شد.

 

ملاقات جنجالى

 

 

دليل ديگر غافلگيرى بور را مى توان در ملاقات او با فيزيكدان آلمانى ورنر هايزنبرگ در نيمه سپتامبر ۱۹۴۱ (تقريباً دو سال قبل از فرارش به انگليس) رديابى كرد. در آن زمان بيش از يك سال بود كه آلمانى ها دانمارك را اشغال و يك موسسه فرهنگى آلمانى را در كپنهاگ تاسيس كرده بودند كه كارهاى تبليغاتى انجام مى داد. از فعاليت هاى اين موسسه برنامه ريزى ملاقات هاى علمى بود و هايزنبرگ يكى از چندين دانشمندى بود كه با برنامه اين موسسه به كپنهاگ آمده بود. او كه پس از سال ها به كپنهاگ بازگشته بود يك هفته را در آنجا گذراند و از موسسه بور ديدن كرد. در طول يكى از اين بازديدها بود كه آن ملاقات تاريخى اتفاق افتاد. آنها چند ساعتى را بدون حضور هيچ كس با يكديگر صحبت كردند. به نظر نمى رسد كه هيچ كدام از آنها يادداشتى از جزئيات بحث برداشته باشند، بنابراين هيچكس كاملاً مطمئن نيست كه در آن جلسه چه حرف هايى گفته شد. بور بعد از آن ملاقات اين احساس را داشت كه هايزنبرگ بر روى سلاح اتمى كار مى كند. همان طور كه آيگه بور بعدها يادآورى مى كند: «هايزنبرگ اين بحث را مطرح كرد كه كاربردهاى نظامى انرژى هسته اى چيست. پدر من چندان تمايلى به اين كار نداشت و ترديدش را از مشكلات تكنيكى بزرگى كه وجود داشت بيان كرد. اما به نظر او هايزنبرگ فكر مى كرد امكان هاى جديد مى تواند پايان جنگ را تعيين كند، اگر جنگ كمى بيشتر طول بكشد.» حال دو سال بعد، بور براى اولين بار از برنامه سلاح هاى هسته اى متفقين آگاه شده بود. اما آلمانى ها در طول آن دو سال چه كارى انجام داده بودند؟ هيچ تعجبى ندارد كه بور در آن زمان شگفت زده شده باشد.

فهميدن اينكه «امكانات جديد» دقيقاً چه معنايى مى توانست داشته باشد جالب است و با بررسى تاريخ پيشرفت فيزيك هسته اى مى توان حدس هايى در اين زمينه زد. در اواسط دهه ۴۰ فيزيكدانان در هر دو طرف جنگ فهميدند به جز شكافت اورانيوم يك روش كاملاً متفاوت براى ساخت سلاح هسته اى وجود دارد؛ عنصرى كه بعدها پلوتونيوم نام گرفت. آن عنصر كمى سنگين تر از اورانيوم است و خواص شيميايى متفاوتى دارد، اما ساختار هسته اى آن به گونه اى است كه مانند اورانيوم قابل شكافت است. پلوتونيوم برخلاف اورانيوم به طور طبيعى وجود ندارد و بايد در يك رآكتور هسته اى با بمباران سوخت اورانيومى رآكتور به وسيله نوترون ها ساخته شود. با كشف اين فرآيند، به معناى قطعى به قسمتى از پروژه ساخت سلاح هسته اى تبديل شد. شكى نيست كه هايزنبرگ وقتى با بور ملاقات كرد اين واقعيت را به خوبى مى دانست. او حتى سمينارهايى را براى مقامات بلندپايه آلمانى ارائه كرده بود كه وجود چنين امكانى را توضيح مى داد. آيا اين چيزى بود كه او سعى داشت به بور بگويد و اگر اين طور بود، چرا؟ آيا هايزنبرگ مى خواست از طريق بور براى آمريكايى ها و متفقين پيغام بفرستد يا مى خواست از اطلاعات بور براى فهميدن اينكه آنها تا چه حد پيشرفت كرده اند استفاده كند؟ شايد هم مى خواست به متفقين بفهماند كه آلمان هيچ پيشرفتى نكرده است. بور چطور؟ آيا او چيزى از ملاقاتش با هايزنبرگ به آمريكايى ها گفت؟ تمامى اين سئوال ها و حدس ها و گمان ها هنوز سال ها بعد از آن ملاقات مطرح است و هنوز جواب قطعى و دقيقى براى آن وجود ندارد.

 

نقشه اى كه به لس آلاموس رسيد

 

 

يكى از داستان هاى جالب در مورد ملاقات بور و هايزنبرگ ماجراى طرحى است كه هايزنبرگ در طول ملاقات به بور داده است. معلوم نيست كه آيا هايزنبرگ آن شكل را در طول ملاقات كشيده است يا قبل از آن. با توجه به عادت فيزيكدانان هنگام ارتباط با يكديگر تصور بر اين است كه او شكل را همان موقع و براى توضيح ايده هايش كشيده است. در هر حال بايد به دنبال اين سئوال باشيم كه آن شكل چگونه در دسامبر ۱۹۴۳ راهش را به آزمايشگاه لس آلاموس باز كرد. آن شكل حاوى اطلاعات مهمى بود از اينكه آلمانى ها چگونه سلاح هسته اى را طراحى مى كردند. كسى كه از وجود اين شكل مطلع شد، جرمى برنشتاين فيزيكدان آمريكايى است كه به جز مقالات و كتاب هاى تكنيكى و تخصصى، سال ها يكى از نويسندگان اصلى مجله نيويوركر بود. او در سال ۱۹۷۷ طى يك سرى مصاحبه با هانس بته وجود آن طرح اسرارآميز را كشف كرد. بته كه در سال هاى جنگ عضوى از پروژه منهتن تحت نظر رابرت اپنهايمر بود، از وجود شكلى صحبت مى كرد كه نيلز بور هنگام سخنرانى در لس  آلاموس به آنها نشان داد. بته در اين مصاحبه گفته است: «هايزنبرگ يك طرح به بور داده بود و بور بعدها اين طرح را براى ما در لس  آلاموس آورد. آن شكل به وضوح طرحى از يك رآكتور بود، اما واكنش ما هنگام ديدن آن شكل اين بود كه آلمانى ها واقعاً ديوانه اند. حتماً مى خواهند رآكتور را روى لندن بيندازند!» تنها كمى بعد از جنگ بود كه دانشمندان حاضر در لس  آلاموس فهميدند، آلمانى ها دقيقاً مى دانستند با رآكتور چه كار كنند. حداقل بايد گفت به طور نظرى اين را مى دانستند و به طور عملى به نتيجه نرسيده بودند وگرنه امروز به جاى هيروشيما و ناكازاكى بايد لندن را اولين قربانى سلاح هاى هسته اى مى دانستيم. قبل از انتشار اين مصاحبه ها از جرمى برنشتاين در نيويوركر هيچ كس چيزى از آن شكل نمى دانست و اين جريان داستان ملاقات بور- هايزنبرگ را از حدس و گمان خارج كرد. اما برنشتاين براى اطمينان از صحت حرف هاى بته با اشخاص ديگرى هم تماس گرفت. او به دنبال كسانى گشت كه آن زمان در لس  آلاموس بودند، اما اپنهايمر مرده بود، بور مرده بود، بيشتر آنها مرده بودند. اما يك نفر هنوز زنده بود؛ ويكتور وايسكوف دوست نزديك رابرت اپنهايمر. او هم ادعا مى كرد كه طرح را نديده اما چيزهايى درباره آن شنيده است. ولى آيگه پسر بور به كلى وجود چنين چيزى را انكار مى كرد. برنشتاين سرانجام با تحقيق و مصاحبه با افراد مختلف به اين نتيجه رسيد كه هايزنبرگ خودش چيزى به بور نداده است، اما بور آن شكل را پس از صحبت هاى هايزنبرگ كشيده است. حتى حدس مى زنند كه بور چيزهايى را هم به آن طرح اضافه كرده باشد، كه حاصل پژوهش هاى خودش بعد از ملاقات بوده است. در هر حال چيزى كه همه تائيد كردند اين است كه آن شكل و نوشته هايش دست خط خود هايزنبرگ نبوده است. اما اصلاً چرا هايزنبرگ چنين صحبت هايى را مطرح كرده بود؟ آيا مى خواست بور نتايج مطالعات او را بررسى و تائيد كند؟ آيا مى خواست به بور نشان دهد كه آلمانى ها با مطالعه بر روى رآكتور به دنبال استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى هستند؟ نيات هايزنبرگ هنوز در ابهام است و شايد هيچ گاه روشن نشود، چرا كه حتى خود او در خاطراتش كه در كتاب«مرزهاى فيزيك» (در فارسى «جزء و كل») نوشته است، چيز زيادى از آن ملاقات بحث انگيز مطرح نكرده است. تنها به وحشت بور از شنيدن نام سلاح هسته اى اشاره كرده است و اينكه بور توجه زيادى به موانع فنى مورد اشاره هايزنبرگ نكرده است.

 

نامه ها و نمايشنامه ها

 

گويا موضوع ملاقات بور و هايزنبرگ آنقدر جذاب بوده است كه به دنياى هنر نيز كشيده شود. «كپنهاگ» نام نمايشنامه اى است كه مايكل فريان در حدود سال ۹۸ نوشته و به روى صحنه برده است. اين نمايشنامه داستان آن ملاقات را با سه شخصيت اصلى كه روح هايزنبرگ، بور و همسر بور هستند به تصوير مى كشد. اما همه چيز از روى حدس و گمان است و در واقع هيچ كس از يك نمايشنامه نويس انتظار تحقيقات مستند را ندارد. مورخان براى يافتن منابع مستند بايد بيشتر از اينها صبر مى كردند، قرار بود خانواده بور نامه هاى وى را در سال ،۲۰۱۲ پنجاه سال پس از مرگ بور، منتشر كنند. اما اين همه ابهام و حتى اتهام به بور باعث شد كه آنها تصميم بگيرند اين كار را ده سال زودتر انجام دهند، براى همين آن نامه ها در سال ۲۰۰۲ منتشر شدند. قبل از آن تمام چيزى كه مورخان علم مى دانستند بر پايه حرف هاى مبهم و گاه متناقض بور و هايزنبرگ بود كه از منابع دست دوم به دست آمده بود. بور در آن نامه ها به دفعات تاكيد مى كند كه خاطره شفافى از ملاقات با هايزنبرگ دارد و يادداشت هاى بسيار دقيقى از آنچه هايزنبرگ گفته بود برداشته است. او ادعا مى كند كه هايزنبرگ متقاعد شده بود كه اگر جنگ با پيروزى آلمان پايان نيابد، بايد تصميم به استفاده از بمب اتم بگيرد. بور مى گويد برخلاف حرف هاى بعدى هايزنبرگ سكوتش در طول صحبت به خاطر شوكه شدنش از اين نبود كه فهميده بود شكافت از لحاظ تكنيكى امكانپذير است، بلكه به اين خاطر بود كه قبلاً نفهميده بود آلمانى ها بر روى بمب كار مى كنند و در مورد متفقين هم تا سال ۱۹۴۳ كه به انگلستان فرار كردند اين را نمى دانست. بور مدعى است هايزنبرگ به دانمارك رفته بود تا بور و ديگر فيزيكدانان دانماركى را متقاعد كند تا با آلمانى ها در پروژه باشگاه اورانيوم همكارى كنند. اما اين اسناد را بايد با دقت و احتياط بيشترى بررسى كرد، چرا كه حداقل ۱۶ سال پس از پايان جنگ نوشته شده اند و ادعاى بور براى يادآورى دقيق و شفاف شايد زياد قابل اعتماد نباشد. پس هنوز هم اين سئوال مهم پابرجا است: «هدف هايزنبرگ از آن ملاقات چه بوده است؟»

 



زندگينامه خواجه نصير الدين طوسي
موضوع :

محمد بن حسن جهرودي طوسي مشهور به خواجه نصير الدين طوسي در تاريخ 15 جمادي الاول سال 598 هجري قمري در طوس ولادت يافته است. او به تحصيل دانش علاقه زيادي داشت و از دوران جواني در علوم رياضي و نجوم و حكمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گرديد. طوسي يكي از سرشناس ترين و با نفوذترين چهره هاي تاريخ اسلامي است. علوم ديني و علوم عملي را زير نظر پدرش و منطق و حكمت را نزد خالويش بابا افضل ايوبي كاشاني آموخت. تحصيلاتش را در نيشابور به اتمام رسانيد و در آنجا به عنوان دانشمندي برجسته شهرت يافت. خواجه نصير الدين طوسي را دسته اي از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهي او را عقل حادي عشر (يازدهم) نام نهاده اند. علامه حلي كه يكي از شاگردان خواجه نصير الدين طوسي مي باشد درباره استادش چنين مي نويسد: خواجه نصير الدين طوسي افضل عصر ما بود و از علوم عقليه و نقليه مصنفات بسيار داشت. او اشرف كساني است كه ما آنها را درك كرده ايم. خدا نوراني كند ضريح او را. در خدمت او الهيات، شفاي ابن سينا و تذكره اي در هيئت را كه از تأليفات خود آن بزرگوار است قرائت كردم. پس او را اجل مختوم دريافت و خداي روح او را مقدس كناد. نصيرالدين زماني پيش از سال 611 در مقابل پيشروي مغولان به يكي از قلعه هاي ناصرالدين محتشم فرمانرواي اسماعيلي پناه برد. اين كار به وي امكان داد كه برخي از آثار مهم اخلاقي، منطقي، فلسفي و رياضي خود از جمله مشهورترين كتابش «اخلاق ناصري» را به رشته تحرير درآورد. وقتي كه هولاكو به فرمانروايي اسماعيليان در سال 635 پايان داد طوسي را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد كه رصدخانه بزرگي در مراغه احداث كند كه شروع آن از سال 638 بود. براي كمك به رصد خانه علاوه كمكهاي مالي دولت اوقاف سراسر كشور نيز در اختيار خواجه گذارده شده بود كه از عشر (يك دهم) آن جهت امر رصدخانه و خريد وسايل و اسباب و آلات و كتب استفاده مي نمود در نزديكي رصد خانه كتابخانه بزرگي ساخته شده بود كه در حدود چهارصد هزار جلد كتب نفيس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرار داده بود كه از بغداد و شام و بيروت و الجزيره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه يك سراي عالي براي خواجه و جماعت منجمين ساخته بودند و مدرسه علميه اي جهت استفاده طلاب دانشجويان. اين كارها مدت 13 سال به طول انجاميد تا اينكه ايلخان هلاكوي مغولي در سال 663 درگذشت. ليكن خواجه تا آخرين دقايق عمر خود اجازه نداد كه خللي در كار آنجا رخ دهد و كوشش بسيار نمود كه آن رصد خانه و كتابخانه از بين نرود.
قسمت اعظم 150 رساله و نامه هاي طوسي به زبان عربي نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سينا قابل قياس است جز آنكه ابن سينا پزشك بهتري بود و طوسي رياضيدان برتري. از پنج كتابي كه در زمينه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است. در رياضيات تحريرهايي بر آثار آوتولوكوس، آرستاخوس، اقليدس، آپولونيوس، ارشميدس، هوپسيكلس، تئودوسيوس منلائوس و بطلميوس نوشت. از جمله مهمترين آثار اصيل وي در حساب هندسه و مثلثات جوامع الحساب بالتخت و التراب، رساله الشافيه و اثر معروفش كتاب شكل القطاع است كه به نوشته هاي رگيومونتانوس اثر گذارده است. معروفترين آثار نجومي وي زيج ايلخاني كه در سال 650 نوشته شده مي باشد و همچنين تذكره في علم الهيئه است. كتاب تنسوق نامه و كتابهايي در زمينه اختربيني نيز نوشته است. احتمالاً برجسته ترين كار طوسي در رياضيات در زمينه مثلثات بوده است در كشف القناع عن اسرار شكل القطاع، وي نخستين كسي بود كه مثلثات را بدون توسل به قضيه منلائوس يا نجوم توسعه بخشيد و هم او بود كه براي نخستين بار قضيه جيوب را، كه رويداد برجسته اي در تاريخ رياضيات است به روشني بيان كرد. در نجوم تذكره في علم الهيئه وي شايد كاملترين نقد بر نجوم بطلميوسي در قرون وسطي و معرف تنها الگوي رياضي جديد حركات سيارات است كه در نجوم قرون وسطي نوشته شده است. اين كتاب به احتمال زياد از راه نوشته هاي منجمان بيزانسي به كوپرنيك اثر گذاشته است و همراه با كار شاگردان طوسي متضمن تمام تازه هاي نجومي كوپرنيكي است به استثناي فرضيه خورشيد مركزي آن. نصير الدين طوسي با اينكه سرو كارش بيشتر در سياست و اجتماع بوده روشن ترين راه را كه براي رسيدن به جهان جاوداني نشان مي دهد ديانت است. اگرچهت در تمام توشته هاي خود دم از استقلال و معرفت مي زند اما آشكارا مي گويد دانش تنها از ايمان و دين حاصل مي شود و حقيقت دانش را دين ميداند كه تسلي بخش جانها و روان بخش كالبدهاي افسرده است. طوسي بيشتر به عنوان منجم معروف است و رصدخانه وي يك مؤسسه علمي در تاريخ علم به شمار مي رود. كتاب تنسوق نامه او از لحاظ موضوع فقط در مقايسه با مشابهش يعني كتاب بيروني (كتاب الجماهر في معرفت الجواهر) در درجه دوم اهميت قرار دارد. طوسي يكي از پيشروترين فلاسفه اسلامي است كه تعيمات مشّائي ابن سينا را پس از آن كه در طول دو سده در محاق «كلام» قرار گرفته بودند احياء كرد. او مظهر نخستين مرحله تركيب تدريجي مكتبهاي مشّائي و اشراقي است. اخلاق ناصري وي رايج ترين كتاب اخلاقي بين مسلمانان هند و ايران بوده است. تجريد العقايد او در كلام مبناي الهيات اصولي شيعه دوازده امامي است. طوسي احتمالاً بيش از هر فرد ديگر مايه احياي علوم اسلامي بوده است. گروهي خواجه را برهم زننده وحدت دو ملت عربي و اسلامي مي پندارند و مي گويند به دست او وحدت عربي در آن زمان پاشيده شد. در حقيقت خواجه در اين باب گناهي نداشت و اگر لياقت خواجه پس از آن همه وقايع و خونريزي به داد مسلمانان نرسيده بود جهان اسلامي امروز چه وضعيتي داشت؟ در سال 672 هجري قمري نصير الدين طوسي با جمعي از شاگردان خود به بغداد رفت كه بقاياي كتابهاي تاراج رفته را جمع آوري و به مراغه بازگرداند اما اجل مهلتش نداد و در تاريخ 18 ذي الحجه سال 672 هجري قمري در كاظمين نزديك بغداد دار فاني را وداع گفت. نصير الدين طوسي ستاره درخشاني بود كه در افق تاريك مغول درخشيد و در هر شهري كه پاگذارد آنجا را به نور حكمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاريك وجود چنين دانشمندي مايه اعجاب و اعجاز بود.



انگاره‌ی گلدباخ
موضوع :

(حدس گلدباخ) از جمله معروف‌ترین مسایل حل نشده‌ی ریاضیات می‌باشد.برای درک این مساله تنها کافیست با مفهوم اعداد اول آشنا باشید. این انگاره چنین است:

هر عدد صحیح زوج بزرگ‌تر از 2 حاصل‌جمع دو عدد اول است.

صورت معادل آن چنین است:

هر عدد صحیح زوج بزرگ‌تر از 5 حاصل‌جمع سه عدد اول است.

 

گلدباخ (1690 – 1764) به خاطر این حدس که آن را در سال 1742 در نامه‌ای به اویلر مطرح کرد، نامش در تاریخ ریاضیات باقی مانده است. او ملاحظه کرد در هر موردی که امتحان می‌کند، هر عدد زوج را (به جز 2 و 5) می‌توان به صورت مجموع سه عدد اول نوشت.اویلر حدس گلدباخ را تعمیم داد به طوری‌که هر عدد زوج بزرگ‌تر از 2 را می‌توان به صورت مجموع دو عدد اول نوشت. مثلاً

4=2+2 , 6=3+3 , 8=5+3 , 10=5+5 , 12=5+7 , 14=7+7 , 16=13+3 , 18=11+7 , 20=13+7 , … , 48 = 29 +19 , … , 100 = 97 + 3 , …

گلدباخ از اویلر پرسید که آیا می‌تواند این مطلب را برای همه عددهای زوج ثابت کند و یا اینکه مثال نقضی برای آن بیابد؟ شواهد تجربی در تایید اینکه هر عدد زوج به این صورت قابل نمایش است، کاملاً قانع‌کننده است و هر کسی می‌تواند با امتحان کردن چند عدد زوج، این موضوع را تحقیق کند. منشأ دشواری در این است که عددهای اول بر حسب ضرب تعریف می‌شوند در حالی که این مسأله با جمع سروکار دارد. به طور کلی، اثبات رابطه بین ویژگیهای ضربی و جمعی اعداد صحیح کار مشکلی است.

 

تلاش‌ها برای اثبات

  • در سال 1931 اشنیرلمان (1905-1938) که در آن موقع یک ریاضیدان روس جوان و گمنام بود موفقیت مهمی در این زمینه به دست آورد که برای همه متخصصان غیرمنتظره و شگفت‌آور بود. او ثابت کرد هر عدد صحیح مثبت را می‌توان به صورت مجموع حداکثر 300000 عدد اول نمایش داد. گر چه این نتیجه در مقایسه با هدف اصلی یعنی اثبات انگاره‌ی گلدباخ مضحک به نظر می‌رسد، ولی این نخستین گام در آن جهت بود. این اثبات مستقیم و سازنده است، اما هیچ روش خاصی برای تجزیه یک عدد صحیح دلخواه به اعداد اول ارائه نمی‌کند.
  • بعدا وینوگرادوف ریاضیدان روس با استفاده از روشهای هاردی ، لیتلوود و همکار هندی برجسته آنها رامانوجان در نظریه تحلیلی اعداد ، موفق شد تعداد عددهای اول مورد لزوم را از 300000 به 4 کاهش دهد. این نتیجه به تعداد مطلوب در انگاره گلدباخ بسیار نزدیکتر است ولی تفاوت عمده‌ای بین حکم اشنیرلمان و حکم وینوگرادوف وجود دارد که شاید مهمتر از اختلاف میان 300000 و 4 باشد. قضیه وینوگرادوف فقط به ازای همه اعداد صحیح «به اندازه کافی بزرگ» ثابت شده است؛ به بیان دقیقتر، او ثابت کرد عدد صحیح N ای وجود دارد به طوری که هر عدد صحیح n>N را می‌توان به شکل مجموع حداکثر 4 عدد اول نشان داد. اثبات وینوگرادوف راهی برای براورد کردن N به ما نشان نمی‌دهد، و بر خلاف اثبات اشنیرلمان، اساساً غیرمستقیم و غیرسازنده است. در حقیقت، چیزی که وینوگرادوف ثابت کرد این است که فرض نامتناهی بودن تعداد عددهای صحیحی که قابل تجزیه به حداکثر 4 عدد اول نیستند، به نتیجه نامعقولی می‌انجامد. در اینجا با نمونه خوبی از تفاوت عمیق میان دو نوع اثبات، مستقیم و غیرمستقیم، رو به روییم.
  • در سال 1956 باروتسکین با نشان دادن اینکه عدد exp(exp(16/038))=n در قضیه وینوگرادف کافیست گام دیگری در این راه نهاد.
  • در 1919 ویگوبرون رویکرد متفاوتی با عنوان روش غربال مطرح کرد که تعمیمی از غربال اراتستن است. او ثابت کرد هر عدد صحیح زوجی که به قدر کافی بزرگ باشد ، مجموع دو عدد است که هر کدام از آنها حاصل‌ضرب حداکثر 9 عدد اول هستند.
  • در 1937 ریچی ثابت کرد هر عدد زوجی که به قدر کافی بزرگ باشد مجموع دو عدد است که یکی حاصل‌ضرب حداکثر دو عدد اول و دیگری حاصل‌ضرب حداکثر 366 عدد اول است.
  • کُن با بهره‌گیری از ایده‌های ترکیبیاتی بوخشتاب ثابت کرد هر عدد زوج بقدر کافی بزرگ مجموع دو عدد است که هر یک حاصل‌ضرب حداکثر چهار عدد اول است.
  • در 1957 ، ونگ یوان با فرض درست بودن صورت تعمیم یافته فرضیه ریمان ثابت کرد هر عدد صحیح زوج بقدر کافی بزرگ ،‌مجموع یک عدد اول و حاصل‌ضرب حداکثر سه عدد اول است.
  • در 1948 آلفرد بدون استفاده از صورت تعمیم یافته فرضیه ریمان ثابت کرد که هر عدد زوج بقدر کافی بزرگ مجموع یک عدد اول و حاصل‌ضرب حداکثر c عدد اول است. ( c عددی ثابت و مجهول است).
  • در 1961 باربن نشان داد که c=9 برای این منظور کفایت می‌کند.
  • در 1962 ، پان چنگ دونگ این مقدار را به c=5 کاهش داد. مدت کوتاهی پس از آن باربن و پان ، مستقل از هم ،‌آن را به c=4 کاهش دادند.
  • در 1965 بوخشتاب این قضیه را به ازای c=3 کاهش داد.
  • در 1966 ، چن جینگ ران روش غربال را بهتر کرد و قضیه را به ازای c=2 ثابت کرد.

یعنی :

هر عدد صحیح زوجی که به قدر کافی بزرگ باشد ، مجموع یک عدد اول و حاصل‌ضرب حداکثر دو عدد اول است



زندگينهامه مندليف
موضوع :

ديمتري. ايوانويچ. مندليف زير و رو كننده علم شيمي و فرزند يكي از مديران مدرسه محلي در هفتم فوريه 1834 در شهر «توبوسك» واقع در روسيه متولد شد وي در سال 1869 دكتر علوم و استاد شيمي دانشگاه شد و در همين سال ازدواج كرد در اين هنگم فقط شصت و سه عنصر از نظر شيمي دانها شناخته شده بود مندليف در اين فكر بود كه خواص فيزيكي و شيمياي عناصر تابعي از جرم اتمي آنهاست. بدون قانون تناوبي نه پيش بيني خواص عناصر شيميايي ناشناخته ميسر بود و نه به فقدان يا غيبت برخي از عناصر مي شد پي برد كشف عناصر منوط به مشاهده و بررسي بود بنابراين تنها ياري بخت، مداومت و يا پيش داوري منجر به كشف عناصر جديد مي شد قانون تناوبي راه جديدي در اين زمينه گشود منظور مندليف از اين جمله ها آن بود كه در سير تاريخي عناصر شيميايي، زمان حدس زدن وجود عناصر و پيشگويي خواص مهمشان فرا رسيده است. جدول تناوبي پايه اي براي اين كار شد حتي ساخت اين جدول نشان مي داد كه در چه جاهايي مكان خالي باقي مي ماند كه بايد بعداً اشغال شود. با آگاهي از خواص عناصر موجود در جوار اين مكانهاي خالي مي شد خواص مهم عناصر ناشناس را تخمين زد و چند مشخصه مقداري آنها (جرمهاي اتمي، چگالي، نقطه ذوب و نقطه جوشش و مانند آنها را) به كمك نتيجه گيريهاي منطقي و چند محاسبه رياضي ساده، تعيين كرد. اين مطالب نياز به تبحر كافي در شيمي داشت مندليف از اين تبحر برخوردار بود كه با تركيب آن با تلاش علمي و اعتقاد به قانون تناوبي توانست پيشگوهاي درخشاني درباره وجود و خواص چندين عنصر جديد را ارائه دهد بنابراين مطابق با اين فكر جدولي درست كرد و شصت و سه عنصر شناخته شده را به ترتيب جرم اتميشان در جدول قرار داد تعداد عناصر در سطرهاي جدول يكي نبود مثلاً سطر پنجم 32 عنصر داشت در حاليكه سطر ششم فقط شامل 6 عنصر بود ولي عناصري كه خواص آنها شبيه هم بود در اين جدول نزديك هم قرار داشتند و بدين علت مقداري از خانه هاي جدول خالي ماند. مندليف در مورد خانه هاي خالي اظهار داشت كه خانه هاي خالي متعلق به عناصري است كه تاكنون شناخته نشده وي اين نتيجه را در سال 1869 به جامعه شيمي روسيه تقديم كرد . جدول مندليف كه پيش بيني وجود 92 عنصر را مي نمود جز لوترمايز كه يك سال بعد از مندليف جدولي مشابه با جدول مندليف انتشار داده بود طرفداري نداشت پيش بيني هاي عجيب مندليف زمان درازي به صورت مثالهاي موجود در همه كتابهاي شيمي در آمده بود و كمتر كتاب شيمي وجود دارد كه در آن از اكاآلومينيوم و اكابور و اكاسيليسيم ياد نشده باشد كه بعدها پس از كشف به نامهاي گاليوم، سكانديوم ژرمانيوم ناميده شدند در ميان سه عنصري كه مندليف پيش بيني كرده بود اكاسيليوم بعد از سايرين كشف شد. (1887) و كشف آن بيش از كشف دو عنصر ديگر مرهون ياري بخت و تصادف مساعد بود. در واقع كشف گاليوم توسط بوابودران (1875) مستقيماً تحت توسط روشهاي طيف سنجيش بود و جدا كردن سكانديوم توسط نيلسون و كلو (1879) مربوط به بررسي دقيق خاكهاي نادر بود كه درآن زمان اوج گرفته بود اندك اندك همه پيشگويي هاي مندليف تحقق يافته اند. آخرين تأييد در مورد وزن مخصوص سكانديوم فلزي بود در سال 1937 فيشر شيميدان آلماني موفق به تهيه سكانديوم با درجه خلوص 98 درصد شد وزن مخصوص آن سه گرم بر سانتي متر مكعب بود اين دقيقاً همان رقمي است كه مندليف پيش بيني كرده بود در پاييز سال 1879 انگلس كتاب جامعي به دست آورد كه نويسندگانش روسكو و شورلمر بودند در آن كتاب براي نخستين بار به پيشگويي اكاآلومينيوم توسط مندليف و كشفش تحت نام گاليوم اشاره شده بود در مقاله اي كه بعدها انگلس در كتابي هم نقل كرده است، اشاره به مطلب آن كتاب شيمي شده است و نتيجه گرفته است كه: «مندليف با به كار بردن ناخودآگاه قانون تبديل كميت به كيفيت هگل، واقعيت علمي اي را تحقق بخشيد كه از نظر تهور فقط قابل قياس با كار لوريه در محاسبه مدار سياره ناشناخته نپتون بوده است.
علاوه بر اين با اكتشاف آرگون در سال 1894 و هليوم و اينكه «رامزي» نظريه جدول مندليف وجود نئون و كريپتون و گزنون را پيش بيني نمود جدول مندليف شهرت عجيب و فوق العاده اي كسب نمود. در اين سالها بود كه تمامي آكادمي هاي كشورهاي جهان (غير از مملكت خودش) او را به عضويت دعوت نمودند زيرا مندليف مردي آزاديخواه و طرفدار جدي حقوق زن بود و به اين علت مورد لطف قرار نگرفت مندليف در دوم فوريه 1907 در هفتاد و سه سالگي درگذشت به طوري كه مي دانيم از هنگامي كه جدول مندليف بوجود آمد خانه هاي خالي آن يكي پس از ديگري با كشف عناصر پر مي شد و آخرين خانه خالي جدول در سال 1938 با كشف (آكتينوم) در پاريس پر شد.



برگزیده شدن یک ایرانی، به عنوان یکی از 35 مبتکر برتر جهان
موضوع :
نشريه معتبر تكنولوژي "ريويو" متعلق به "انستيتوي تكنولوژي ماساچوست"، يك مهندس پيشگام ايراني در زمينه تكنولوژي ساخت ابزارها و دستگاههاي هوشمند را درميان ‪ ۳۵‬نوآور زير ‪ ۳۵‬سال برتر جهان معرفي كرده است.
به گزارش روز يكشنبه منابع اينترنتي، پرفسور "پرهام اعرابي" از بخش مهندسي الكتريك و كامپيوتر دانشگاه تورونتو به خاطر تاثير ژرف پژوهش‌هايش بر نحوه زندگي و كار انسان‌ها از سوي گروهي از كارشناسان فن آوري اطلاعات برگزيده شده است.
نشريه تكنولوژي ريويو در سال ‪ ۱۸۹۹‬ميلادي فعاليت خود را آغاز كرده است و بيش از يك ميليون خواننده دارد.
در ميان برندگان پيشين جايزه اين نشريه، "سرگي برين" و "جري ينگ" بنيانگذاران "گوگل" و "ياهو" و نيز پرفسور "تد سارجنت" استاد دانشگاه تورونتو قرار دارند.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، پرفسور پرهام اعرابي كه كرسي پژوهش در سيستم‌هاي اطلاعاتي چند گيرنده‌اي در كانادا را در اختيار دارد، به خاطر كارش در زمينه لگاريتمي مورد توجه قرار گرفته و انتخاب شده است كه مكان يك منشاء صوتي را محاسبه و سپس همزمان با حذف سر و صداي اضافي، آن منشا صوتي را تقويت مي‌كند.
اختراع اين دانشمند ايراني مي‌تواند روزي صداهاي اضافي در مكالمات تلفنهاي همراه را از بين ببرد و يا دستگاه‌هاي هوشمند صوتي درخودروها را تقويت كند و اين فناوري، انقلابي در عرصه ارتباطات پديد خواهد آورد.
پرفسور اعرابي گفت: از بابت اينكه به عنوان يكي از ‪ ۳۵‬مبتكر برتر جهان انتخاب شده، مفتخر است، بويژه با توجه به جايگاه والاي دانشمندان و مهندسان ديگري كه امسال و در سال‌هاي گذشته برگزيده شدند.
وي بنيانگذار آزمايشگاه پژوهش و ساخت ابزارهاي هوشمند دريافت و آگاهي در دانشگاه تورونتو است.
فهرست دستاوردهاي پرفسور اعرابي كه هم اكنون ‪ ۲۹‬سال دارد طولاني است، وي تنها در دو سال، دكتراي خود را در دانشگاه استنفورد دريافت كرد و در سن ‪ ۲۴‬سالگي به يكي از جوان‌ترين پرفسورها در كانادا و در ‪ ۲۸‬سالگي، يكي از جوان‌ترين استادان دانشگاه تورونتو تبديل شد.
پژوهش‌هاي پرفسور اعرابي درباره‌روبات‌هاي هوشمند، روابط و فعل و انفعالات ميان انسان و كامپيوتر و شناسايي قوي صوتي سخن و گفتار است در بيش از پنجاه نشريه علمي انتشار يافته است.



آخرين مطالب سايت ...
» کاربردفنآوری اطلات در علوم زمین
» اساس کارپمپ
» پمپ وانواع آن
» انواع ساختمان هاي انتقال و توزيع آب
» انواع پمپ
» پروژه هوا و اقلیم شناسی
» تهيه نقشه منابع آب خاورميانه
» خـواص مـعـجـزه‌آسـاي آب
» معرفي سنجنده موديس و جنبه هاي كاربردي آن
» معرفی شبکه ی آبیاری و زهکشی دز
» سیستم زه کشی چند جریانه
» ساخت بزرگترين سد دنيا در لرستان
» گفتگو با بهناز صديق نيا مخترع سيستم آبياری پيشرفته
»
» GIS و کاربرد آن در بهداشت و درمان
» معرفی مرکز تحقیقات منابع آب ایران
» سد انحرافی خاکی با هسته بتنی :
» آموزش طراحی و مدل کردن سد خاکی در plaxis
» «تکنولوژی اجراء در سد خاکی با هسته رسی»
» مقدمه ای بر صنعت سد سازی در ایران
» سددز
» مصاحبه با نفرات برترکنکور
» دانلود نرم افزارهای هیدرولوژی
» سدهای معروف جهان
» کاربرد GIS در مهندسی آب(GIS in water resourse)

عکس تصادفي

موضوعات
پيوند سايت
» مجموعه مقالات همایش ملی مدیریت شبکه های آبیاری و زهکشی
» سایت دانشجویی مهندسی آب تبریز
» سایت دانشجویی مهندسی آب دانشگاه بین المللی قزوین
» سایت دانشجویی مهندسی آب دانشگاه چمران
» سایت دانشجویی مهندسی آب دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت
» کمیته ملی مدیریت خشکی و خشکسالی
» جامعه مهندسین مشاور ایران
» فرهنگ لغت براي همه ي رشته ها (و آبياري)
» وب سایت دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا
» کتابخانه مرکزی دانشگاه بوعلی سینا
» دانلود كتابهاي مذهبي
» نتايج زنده ي ورزشي
» مخترعان ایرانی در جهان
» سایت ایرانیان خارج از کشور
» چه كانالهايي پخش زنده ورزشي دارند؟
» گروه مهندسي آب دانشگاه فردوسي
» مهندسی آب دانشگاه آزاد اسلامی مرودشت
» آب وخاك (دانلود)
» مهندسی کشاورزی
» انجمن علمي دانشجويي مهندسي آب پرديس ابوريحان - دانشگاه تهران
» سیویلیکا - گروه اساتید ، مهندسان و دانشجویان مهندسی عمران
» تقویم مهندسی آب
» گروه مهندسی آب
» سایت دانشجویی مهندسی آب
» سايت هاى مرتبط با اى بوک
» سايتي براي دانلود كردن جزوه درس مكانيك كلاسيك
» در اين وبلاگ ميتونيد آدرس بهترين سايت هاي فيزيك جهان رو با توضيحاتي كوتاه در مورد اونا ببي
» كاربرد رايانه در علوم آب
» علاقه مندان هيدرولوژي
» كميته ملي آبياري و زهكشي ايران
» وزارت نيرو
» دانلود فيزيك هاليدي
» نامه ي انیشتین به آیت الله بروجردی و راز تنها یک روایت ...
» كميته ملي سدهاي بزرگ ايران
» شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران
» انجمن ژئوتكنيك ايران
» بزرگان علمي ايران
» ايرانيان مقيم انگلستان
» ايرانيان اسكانديناوي
» انجمن علمی گروه مهندسی آب (رازی کرمانشاه)
» انجمن علمی گروه مهندسی آب دانشگاه زنجان
» وبلاگ تخصصی مهندسی آب و سازه های آبی
» دانشجویان آب85
» مهندسی آب دانشگاه اراک
» انجمن علمی مهندسی آب دانشگاه شیراز
» آلبومهای تصاویر سدهای ایران
» وبلاگ تخصصی زهکشی (زه آب)
» وبلاگ تخصصی مهندسی آب(water eng weblog)
» مهندسی آبیاری دانشگاه صنعتی شاهرود
» آبیاری چی ها
» مهندسی آب وفاضلاب
» انجمن علمی مهندسی آب دانشگاه شهركرد
» وب سایت مهندسی آب دانشگاه زابل
» وبلاگ الهه آب
» زيبا ترين قالب هاي وبلاگ
» بزرگترين لينک باکس ايرانيان
» هاست و دامين
» SHophaa
» Far30Mobile
آرشيو سايت
»آبان 1388
»مهر 1388
»شهریور 1388
»مرداد 1388
»تیر 1388
»خرداد 1388
»اردیبهشت 1388
»فروردین 1388
»آذر 1387
»بهمن 1386
»دی 1386
»آذر 1386
نويسنده
محمد حسین شهبازی
آمارسايت

»کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati

لوگو سايت
صفحه نخـــــست" dir="ltr" size="23">
ساعت و کد جاوا


مهندسی آب:دانشجویان آب دانشگاه لرستان
فال حافظ- اشاره اي فرما

منوي اضافي


کد شمارش معکوس سال نو