آب در طبيعت، چرخه وسيعي
را از گاز، مايع تا جامد طي مي کند و در هر مرحله رفتار آن از ديدگاه مهندسي
پيچيدگي هاي خاص خود را دارد. شرايط اقليمي،
ناهمواريهاي توپوگرافي، وسعت منطقه و
دوري از آبهاي آزاد از دير باز ايرانيان را به انديشيدن در مورد نگه داري، تنظيم و هدايت آب
اين مايه حياتي واداشته، تا جايي که آب در فرهنگ اين سرزمين علاوه بر حرمت مادي،
داراي شان معنوي نيز گرديده است. مفاهيم علوم آبي در اين سه دهه اخير پيشرفت هاي
چشمگيري نموده است، با اين حال هنوز آبياري و مديريت منابع آب در بسياري از نقاط
ايران براساس روشهاي سنتي (که محتاج اصلاحات فراوان است) صورت مي گيرد، با توجه به
منابع محدود آب و خاک در ايران و توزيع غير يکنواخت آن در سطح کشور بايد سعي کرد
با برنامه ريزي دقيق از منابع آب فصلي و ساير منابع به نحو صحيح استفاده نمود و از
تکنيک ها و تجارب علمي نوين در گسترش سطح کشت آبي بهره
جست.
يكي از راههاي استفاده
بهينه از منابع آب به كار گيري روشهاي مدرن آبياري است و با توجه به اينكه اكثر آب
مورد استفاده در ايران در زمينه كشاورزي است مديريت صحيح در اين زمينه بسيار حائز
اهميت است.
افزايش كارايي مصرف آب
با برنامه ريزي صحيح و به كار گيري روش هاي مناسب آبياري دو راهكار استفاده بهينه
از آب است. از طرفي ارزيابي كارايي يك روش آبياري مستلزم بررسي آن در شرايط مزرعه
است كه نتيجه اين ارزيابي موجب افزايش كارايي مصرف آب در آن روش خواهد شد. روش
آبياري زير سطحي در ايران در سالهاي اخير مورد توجه قرار گرفته و تحقيقاتي در اين
زمينه انجام شده است. ولي اين روش (آبياري زير سطحي به كمك لوله هاي سفالي) در
مقياس صنعتي هنوز صورت نگرفته و اميد است در سالهاي آتي بتوانيم از اين روش آبياري
استفاده كنيم.
آبياري
كوزه اي سنتي كه زنده مي شود
در اقليم خشك يا نيمه خشك
ايران ، انتخاب روش هاي آبياري بهينه، نه تنها يك فن، بلكه يك هنر است. روش هاي
سنتي آبياري، همراه با نوآوري هاي جديد، هنوز هم مي توانند كاربرد داشته باشند.
يكي از آنها آبياري كوزه اي است.
آبياري كوزه اي در واقع
يكي از روشهاي سنتي آبياري در مناطق خشك است كه تا همين پنجاه سال پيش هم در حاشيه
كوير لوت و اطراف يزد و اردكان رايج بود. در اين روش گودالي را در زمين حفر مي
كردند و كوزه بزرگي را در آن قرار مي دادند. آنگاه اطراف كوزه را با مخلوطي از خاك
و كود حيواني پر مي كردند و بعد بذر سبزي و صيفي جات
را در اطراف آن مي كاشتند
كه محصول خوبي هم مي داد و براي رفع نياز مردم آن سامان خشك و بي آب بسنده بود.
متاسفانه اين روش سنتي
آبياري (كه ثمره قرنها تجربه مردم ما بود) تقريبا از پنجاه سال پيش منسوخ شد . علت
آن بود كه كارگذاري و پر كردن كوزه هاي سفالين به نيروي كار زيادي نياز داشت، و
نيز عمليات شخم زدن با ماشين آلات كشاورزي را دشوار مي كرد زيرا كوزه ها بر اثر
وزن و فشار اين ماشين ها مي شكستند. همچنين بر اثر احداث راههاي جديد و رواج وسائط
نقليه نو مثل كاميون اين امكان به وجود آمده بود كه سبزي و ميوه و صيفي جات را از مناطق
ديگر به نواحي كم آب و خشك منتقل كنند. و بالاخره ورود موتور پمپ و امكان حفر چاه
هاي عميق آخرين ضربه را بر روش آبياري كوزه اي وارد كرد و اين سنت هم مثل خود كوزه
ها زير بار و فشار ماشين شكست. اما خيلي زود معلوم شد كه ماشين در همه جا نمي
تواند جاي روش هاي سنتي را بگيرد.(همچنان كه چاههاي عميق و موتور پمپ هم نتوانستند
مثل قناتها زمينه بهره برداري پايدار از منابع آب زيرزميني را فراهم سازند و خانه
هاي به اصطلاح مدرن هم در گرماي كوير با آن در و پنجره هاي آهني شان! نتوانستند
جاي خانه هاي كاه گلي را بگيرند.)
آبياري كوزه اي روش بسيار
كم مصرفي است كه خاصيت "خود تنظيمي" دارد و از هدر رفتن آب گرانبها
جلوگيري مي كند. با آبياري كوزه اي حتي مي توان از آبهايي كه ميزان شوري آنها بيش
از حد معمول است، در كشاورزي استفاده كرد. حالا مدتي است كه مزاياي آبياري كوزه اي
در سطح جهاني باز شناخته شده و عده اي تلاش ميكنند كه آن را به اصطلاح مدرنيزه
كنند.
واقعيت اين است كه ايران
در منطقه اي نيمه خشك و حتي خشك واقع شده و مردمان اين سرزمين از عهد باستان با
مشكل كمبود آب در بسياري از نقاط ايران رودررو بوده اند. اما برخي از كارشناسان مي
گويند كه بخش كشاورزي ايران مي تواند چند برابر نفت درآمد داشته باشد و دليلي كه
براي مدعاي خود مي آورند اين است كه ايران به خاطر اقليم ويژه كه دارد مي تواند در
هر چهار فصل در مناطقي از اين سرزمين پهناور محصولات متنوع كشاورزي توليد كند. حتي
اگر اين ادعا را هم بپذيريم، مشكل بزرگ در راه تحقق آن تامين آب شيرين است كيميايي
كه هميشه بر سر آن جنگ و دعوا بوده است. منابع آب تجديد پذير در كشور ما قابل
افزايش نيست و گاهي هم خشكسالي هاي ويرانگر داريم. با اين همه ، گرچه منابع آب
كشورمان محدود است، اما با استفاده از همين منابع و جلوگيري از به هدر رفتن آب مي
توانيم بر ميزان توليدات كشاورز بيافزاييم. در واقع مشكل اصلي در نادرست بودن شيوه
آبياري ماست به طوري كه تنها بخشي از منابع آب نصيب گياهان مي شود و بخش بزرگتر به
هدر مي رود .
آبياري
زير سطحي
روش ديگر براي استفاده
بهينه از آب "آبياري زير سطحي" است. در اين روش ، شبكه اي از لوله هاي
لاستيكي استفاده مي شود كه در عمق حدود ۳۰تا ۴۰سانتي متري زمين كار گذاشته مي شوند.
اگر اين كار به درستي صورت بگيرد ، سطح خاك خشك مي ماند و كل آب به مصرف رشد گياه
مي رسد. در روش زير سطحي امكان استفاده از ماشين آلات سنگين كشاورزي وجود دارد اما
چند مشكل عمده راه را بر استفاده از اين روش تنگ كرده اند: يكي اينكه هزينه
استفاده از اين روش بسيار زياد است. در اين روش براي آبياري محصولات عمده زراعي
بايد بين هر دو خط لوله كشي۷۰ سانتي
متر فاصله باشد. در نتيجه براي تجهيز هر هكتار زمين به حدود ۱۴كيلومتر لوله نياز است.
مشكل دوم اين است كه گياه
به تدريج به درون قطره چكانها و يا منافذ لوله هاي متخلخل ريشه مي دواند، و
سرانجام لوله ها به طور كامل مسدود مي شوند. مشكل سوم اين است كه برخي لوله هاي
متخلخل همچون لوله هاي لاستيكي ، از مواد بازيافتي مانند تاير اتومبيل درست مي شوند
كه حاوي مقداري كاد ميم است. كاد ميم هم يك عنصر فلزي سنگين است كه خاك و غذا را
آلوده و مسموم مي كند. يك مشكل ديگر توزيع نا همگون آب از منافذ اين لوله ها است :
منافذ به طور يكنواخت باز نمي شوند ، در نتيجه آب در بعضي قسمتها تلف مي شود و
رطوبت ان به سطح خاك مي رسد و سطح خاك شوره مي بندد . همچنين ريشه گياهان مي
توانند به داخل منافذ بزرگتر نفوذ و رشد كنند .
توزيع رطوبت در بهترين
حالت ، در منطقه ريشه گياه در روش آبياري زير سطحي است . در اين حالت سطح خاك خشك
مي ماند و نشت تدريجي آب از لوله متخلخل به گونه اي صورت مي گيرد كه تلفات به سمت
عمق وجود نداشته باشد .
آبياري
كوزه اي
در مورد آبياري كوزه اي
قبلا هم اشاراتي داشتيم ، و اكنون اضافه مي كنيم كه تراوش آب از جداره كوزه هاي
سفالي كاربردهاي مختلفي را سبب شده است. مهمترين اين كاربردها نگهداري و خنك كردن
آب است . آبي كه از جداره كوزه تراوش مي كند ، بر اثر مكش مولكولي هوا به بخار
تبديل مي گردد و به ازاي هر ميلي ليتر ، ۵۳۰كالري
انرژي به صورت گرما از جداره كوزه خارج مي شود. اين فرايند آب داخل كوزه را خنك مي
كند .
كاربرد ديگر كوزه ، تصفيه
فيزيكي آب در مناطقي است كه در تهيه آب آشاميدني مشكل دارند. در اين مناطق ، آب را
پس از ته نشين شدن مواد معلق آن ، درون كوزه اي مي ريزند.
به تدريج آب زلالي از
جداره كوزه تراوش مي كند و در ظرفي كه زير كوزه قرار دارد ذخيره مي شود .
كاربرد مهمتر كوزه در
آبياري بوده است. ساده تر
ين مثال براي اين روش آبياري كوزه هاي سبزي هستند كه در مراسم نوروز مورد استفاده
قرار مي گيرند .
جداره كوزه سفالي ، بر
خلاف جداره لوله هاي متخلخل لاستيكي ، داراي خصوصياتي است كه آن را با خاك هماهنگ
مي كند. بنابراين هدايت هيدروليكي ميان جداره كوزه و خاك قطع نمي شود و نوعي اثر متقابل
ميان آنها به وجود مي آيد كه مي توان آن را خاصيت" خود تنظيمي" ناميد.
تنظيم خود كار ميزان آب دهي به خاك فقط در روش هاي پيشرفته و پر هزينه آبياري كه
مجهز به ساز و كار هاي كنترل و هدايت خودكار مصنوعي هستند وجود دارد(براي مثال
تانسيومتري را در خاك قرار داده و هر وقت پتانسيل آن كمتر از حد تعريف شده براي
دستگاه شد آبياري شروع مي شود و به مجرد اينكه پتانسيل خاك به حد مطلوب كه براي
دستگاه تعريف مي شود رسيد دستگاه آبياري به طور اتوماتيك قطع مي شود.) و حال آنكه كوزه قديمي خودمان هم همين
كار را انجام مي دهد. پس از كارگذاري كوزه در خاك ، جداره كوزه تحت تاثير مكش خاك
خشك ، آب بيشتري به خاك مي دهد. اما يكي دو روز بعد كه خاك اطراف كوزه به حد كافي
مرطوب شد، آب دهي كوزه به خاك كاهش مي يابد. سپس با رشد گياهان در منطقه مرطوب
اطراف كوزه و كاهش رطوبت خاك، كوزه آب دهي خود را از سر مي گيرد اين ساز و كار از
نفوذ آب به اعماق بيشتر ممانعت مي كند و سطح خاك نيز چندان خيس نمي شود . در نتيجه
كارايي آب (يعني وزن محصول توليدي به كيلو گرم به ازاي هر متر مكعب آب مصرف شده )
به حداكثر ممكن مي رسد .
در حال حاضر سيستم هاي
سفالي مختلفي ابداع شده اند كه يا به صورت تحت فشار (با استفاده از پمپ آب ) يا به
صورت ثقلي (با استفاده از فشار اندك ناشي از اختلاف سطح)كار مي كنند. اين روش ها
را "كپسول سفالي" مي نامند و وجه مشترك ميان آنها اين است كه قطعات
سفالي با استفاده ا لوله هاي رابط به يكديگر متصل مي شوند . دو مشكل عمده در
استفاده از اين روش ها وجود دارد كه يكي هزينه زياد و ديگري قرار گرفتن قطعات آنها
در سطح يا عمق كم خاك است كه مانع استفاده از ماشين آلات براي انجام عمليات كاشت ،
داشت و برداشت مي شود.
آبياري
به روش زير سطحي با لوله هاي سفالي
به دليل اشكالات نامبرده
در آبياري كوزه اي كشاورزان در استفاده از اين روش محرومند. به اين دليل از روش
زير سطحي استفاده مي شود.
اين روش كه تركيبي از
روشهاي كوزه اي و زير سطحي است مبتني بر استفاده از لوله هايي است كه به روش زير
سطحي در عمق خاك كاشته مي شوند اما جنس آنها به جاي لاستيك سفال است و از ساز و
كار اختلاف سطح براي هدايت آب در آنها استفاده مي شود.
سفال در خاك تجزيه نمي
شود و خاك را آلوده نمي كند. نمونه هايي از لوله هاي سفالي غير متخلخل كه از آنها
براي انتقال آب استفاده مي شده در خرابه هاي باستاني كشور سوريه يافت شده كه با
آنكه بيش از پنج هزار سال از عمر آنها مي گذرد هنوز هم سالم باقي مانده اند، از آن
جالبتر شبكه انتقال آب با لوله هاي سفالي است كه در حفريات باستان شناختي
"شهر سوخته" در سيستان و بلوچستان يافت شده است.
لوله هاي سفالي كه پس از
سالها تحقيق و آزمايش توليد شده خاصيت آب دهي و مقاومت زيادي دارند اين لوله ها با
طول حدود ۳۳و قطر خارجي ۲تا ۳سانتي
متر توليد و با اتصالاتي از جنس مواد پلاستيكي به هم متصل مي شوند. بدين ترتيب
خطوط لوله متخلخل و انعطاف پذيري به وجود مي آيد كه به صورت يك شبكه زير سطحي در
عمق مناسب خاك نصب مي شوند (بسته به اينكه كشت زراعي ،باغي ،بوته كاري يا فضاي سبز
باشد، عمق كار گذاري لوله ها كار مي كند).
آب با فشار كمي كه از
اختلاف سطح زمين و عمق كار گذاري لوله ها ناشي مي شود ، در لوله ها جريان مي يابد
و به تدريج به خاك نشت مي كند. مكش خاك خشك به بيرون آمدن آب از لوله هاي سفالي
كمك مي كند . با مرطوب شدن خاك اطراف لوله ها مكش و آب دهي به خاك كاهش مي يابد.
اين همان فرآيندي است كه پيشتر با اصطلاح "خود تنظيمي" از آن ياد كرديم.
استفاده از سفال مزاياي ديگري نيز نسبت به لوله هاي لاستيكي دارد. يكي اينكه هزينه
توليد آن بسيار كمتر از لوله هاي لاستيكي است ديگر اينكه آب دهي لوله هاي سفالي بر
خلاف لوله هاي لاستيكي يكنواخت است. اين مزيت مانع اتلاف آب در اعماق بيشتر يا خيس
شدن سطح خاك مي شود يعني تبخير سطحي حذف مي شود و از آب بدون تجمع نمك در سطح خاك
و شوره بستن حداكثر استفاده مي شود.
مزيت ديگر اين است كه خاك
و انرژي مورد نياز براي توليد لوله هاي سفالي در كشور نامحدود است و همين مزيت سبب
مي شود كه هزينه توليد اين لوله ها نسبت به لوله هاي لاستيكي و پلي اتيلن به يك
چهارم تقليل مي يابد.
دكتر باستاني بررسي ميزان
عملي بودن نظريه خود از سال ۱۳۷۰به
بررسي عملكرد روش آبياري زير سطحي در منطقه اي واقع در كرج پرداخت . اين روش
آبياري با لوله هاي سفالي جمعاِ در ۲۰قطعه
مورد آزمايش قرار گرفت. به تدريج بخشي از تحقيقات نيز در زمينه بازدهي كود شيميايي
و استفاده از آب شور در آبياري درختان پسته توسط دو تن از همكاران او به اجرا در
آمد كه به صورت دانشنامه دكتري از سوي آنان ارائه شد. دكتر باستاني براي مقايسه
بازده روش هاي مختلف آبياري يكي از قطعات تحقيقاتي را چهار قسمت نمود و در هر چهار
قطعه ذرت دانه اي كاشت اما در يكي از قطعات از روش آبياري شياري، در دومي از روش
آبياري باراني ، در سومي از روش آبياري قطره اي و در چهارمي از روش آبياري زير
سطحي ابداعي خود استفاده كرد.
جدول زير نتايج مقايسه اي
روش هاي مختلف آبياري در چهار مزرعه ذرت دانه اي را نشان مي دهد:
|
روش آبياري
|
عملكرد (تن در هكتار)
|
آب مصرفي(متر مكعب در هكتار)
|
كارايي آب مصرفي
(كيلوگرم دانه به ازاي متر
مكعب)
|
|
باراني (ميكرو)
|
6.1
|
12380
|
5.
|
|
شياري
|
10.4
|
9440
|
1.1
|
|
قطره اي
|
7.8
|
7066
|
1.1
|
|
زير سطحي
|
11.1
|
4360
|
2.53
|
داده هاي جدول نشان مي
دهند كه نسبت كارايي آب در" روش زير سطحي با لوله هاي سفالي" در مقايسه
با آبياري شياري ۳.۲برابر است. به
علاوه در قطعات آزمايشي آبياري شياري بازده بسيار خوبي داشته در حالي كه در زمين
هاي كشاورزي بازده واقعي نيمي از اين مقدار است در نتيجه نسبت كارايي آب در توليد
محصول به روش زير سطحي در عمل به حدود ۴برابر
ميرسد. در آزمايش هاي انجام شده معلوم شد كه عمليات شخم يا رفت و آمد ماشين آلات
بسيار سنگين هيچ صدمه اي به اين شبكه لوله كشي وارد نمي سازد.